تغییرات استراتژیک غیر‌قانع‌کننده پاکستان

- منبع- وال استریت ژورنال برگردان- سلیم آزاد

اسلام‌آباد باید با تمام تروریست‌ها، و نه فقط بخشی از آن‌ها که به پاکستان صدمه می‌رسانند، به نبرد بر خیزد.
حکومت پاکستان از زمان حمله مرگبار به مکتبی در پشاور، به طور شدیدی تقلا دارد که نظر جهان را در مورد خود تغییر داده و وانمود کند که دیدگاه و موقفش در قبال تروریسم تغییر یافته است. اگر موضوع چنین است، پس پاکستان در صدد چرخش دردناک استراتژیکی است که به جای ترغیب تروریسم در حال مبارزه با آن است.
با این‌که شاید این دیدگاه تبدیل به بخشی از شعور جمعی در پاکستان شده بتواند، ولی با این حال افراد کمی در بیرون پاکستان این تغییر موضع و دیدگاه را جدی می‌گیرند. در هفته‌های اخیر، مقامات بلندپایه امریکایی، افغان و هندی از پاکستان خواستند که جلو فعالیت‌های گروه‌های تروریستی‌ای را بگیرد که برای دیگران تبدیل به یک تهدید دایمی شده‌اند.
ماه گذشته، امریکا پاکستان را به تعلیق کمک‌های نظامی خود به این کشور که بالغ بر ۳۰۰ میلیون دالر می‌شود، تهدید کرد. چون وزیر دفاع امریکا، آقای اش کارتر نپذیرفت که پاکستان با استفاده از این کمک‌ها به‌صورت درست آن علیه گروه حقانی که رابطه نزدیک با طالبان دارند، دست به فعالیت و مبارزه زده است. سوزان رایس، مشاور امنیت ملی امریکا، طی دیدارش از اسلام‌آباد این کشور را تشویق کرد که علیه شبه‌نظامیانی که از خاک این کشور عملیات می‌کنند، تلاش بیشتری را به خرچ دهد.
تصور قربانی بودن  ]از سوی پاکستان[ دقیق نیست. در واقعیت، اگر پاکستان به‌دنبال تغییر ذهنیت جهانی نسبت به خود است، راه ساده‌ای در پیش پای خود دارد. ارتش پاکستان فقط نشان بدهد همان قدر مخالف سرسخت تروریست‌هایی که به افغان‌ها، امریکایی و هندی‌ها حمله می‌کنند، است که مخالف پیگیر تروریست‌هایی که به پاکستانی‌ها حمله می‌برند.
البته، این به معنای آن نیست که هیچ چیزی در پاکستان تغییر نخورده است. وقتی پای مبارزه با تحریک طالبان پاکستان- برادر خوانده طالبان افغان- به میان می‌آید، بایستی به راحیل شریف، رییس ارتش این کشور، به‌خاطر اقداماتش، در مقایسه با روسای پیشین اردو امتیاز داد. در جریان ۱۵ ماه گذشته، اردوی پاکستان حملات سنگینی را بالای طالبان پاکستانی در وزیرستان شمالی انجام داده است. همین چند سال قبل، با توجه به حمایت سیاستمداران مایل به اسلام‌گرایان، چون عمران خان، و به‌خاطر هراس از کاهش روحیه سربازان اردو به‌دلیل جنگ با برادران مسلمان‌شان، حمله به وزیرستان شمالی غیر‌قابل تصور بود.
به همین صورت، نیروهای امنیتی در نهایت آستین‌های خود را برای مبارزه با شبه‌نظامیان ضد شیعی که تاکنون از حمایت‌های سیاسی و عمومی در بیشتر از سه دهه گذشته برخوردار بودند، بر زدند. در ماه جولای، پولیس مالک اسحاق، از پایه‌گذاران گروه ضد شیعی لشکر جنگوی، و ۱۳ تن دیگر از طرفداران این گروه را از بین برد که به باور عمومی به نوعی اعدام رسمی این افراد بود. از نظر تحلیلگران امور، اسحاق مالک که مرتکب ده‌ها قتل شده بود، دارای چنان ارتباطاتی با سیاستمداران و ارتش پاکستان بود که به دشواری می‌شد به او آسیبی رساند.
برای بسیاری از پاکستانی‌ها، مصمم بودن ارتش در مقایسه با بی‌عزمی طبقه سیاسی که تنها به نواز شریف، نخست‌وزیر، محدود نمی‌شود، نکته قابل تایید است. برای طرفداران جنرال راحیل، او چیزی همانند عبدالفتاح السیسی، رییس ارتش مصر، در جنوب آسیا است، مردی قوی و مصمم که کشورش را از چنگ بنیادگرایان بیرون کشید. جنرال شریف از خانواده قهرمانان جنگ می‌آید که اعتبار خود را در نبرد با هندوستان به‌دست آوردند و این خود بر جذابیت بیشتر جنرال شریف می‌افزاید.
پاکستان تا قبل از وقوع حمله ماه قبل به کابل که روابط دو کشور را تیره ساخت، می‌توانست بهبود روابط خود با افغانستان را به‌عنوان نشانه تغییر در موقف و دیدگاهش به نمایش بگذارد. اشرف‌غنی از زمان گرفتن مسوولیت حکومت در کابل، ترمیم روابط افغانستان و پاکستان را در محور سیاست خارجی خود قرار داد. اشرف‌غنی برخلاف حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین و یکی از منتقدین سرسخت نقش پاکستان در بی‌ثبات‌سازی افغانستان از طریق حمایت از شورشیان، اسلام‌آباد را بخشی از راه‌حل، و نه پرابلم، می‌دانست. اما او نیز ماه قبل پاکستان را متهم به دادن پناهگاه به جنگجویان مزدوری کرد که «پیام‌شان پیام جنگ است.»
چگونه پاکستان می‌تواند که نظر مساعد بین‌المللی را نسبت به تلاش‌هایش که آن را مبارزه با تروریسم می‌نامد، جلب کند؟ در واشنگتن، خیلی از دیپلومات‌ها و جنرال‌های بازنشسته پاکستانی همه را به صبر و بردباری دعوت می‌کنند. آن‌ها جنگ موجود علیه طالبان پاکستانی را به‌عنوان نمونه‌ای از تغییر در رفتار این کشور توصیف می‌نمایند. در نهایت، آن‌ها استدلال می‌ورزند که ارتش در قدم‌های بعدی علیه تمام گروه‌های تروریستی اقدام خواهد کرد. چه کسی از اردوی پاکستان توقع مبارزه همزمان با تمام گروه‌های تروریستی را می‌تواند داشته باشد؟
مشکل توقع اعتماد بالای پاکستان در این است که این کشور در ۳۵ سال گذشته کار‌های خلاف زیادی را انجام داده است: تجهیز، تمویل و آموزش گروه‌های شبه‌نظامی برای نبرد با افغانستان و هند. نه در طالبان و گروه‌های نزدیک به آنان، و نه در لشکر طیبه که هدف فعالیت‌هایش هند است، نشانه‌های دست کشیدن از خشونت دیده می‌شود. آنچه که تردید‌ها را تشدید می‌بخشد، بازی دوگانه ارتش پاکستان با گروه‌های تروریستی است.
با توجه به واقعیت‌های جاری، زمان آن فرا رسیده که جنرال شریف در رویکرد خود تجدید نظر کند. او زمانی به سرعت شک و تردید‌ها را از بین برده می‌تواند که به نبرد با گروه‌های تروریستی‌ای که به‌عنوان شبه نظامیان نیابتی اردو ]علیه افغانستان و هندوستان[ شناخته می‌شوند، برخیزد: لشکر طیبه و شبکه حقانی. اگر حافظ سعید، بنیان‌گذار لشکر طیبه، و سراج‌الدین حقانی خون‌خوار، رهبر شبکه حقانی، به سرنوشت اسحاق ملک مواجه شدند، در آن صورت پاکستان می‌تواند ادعای اعتبار و حقانیت کند و از بحران اعتماد و اعتبار بیرون گردد.
در حال حاضر، پاکستان اندک‌ترین تمایلی برای اقدام علیه سعید و حقانی از خود نشان نمی‌دهد. منتقدین حق دارند که چیزی به نام چرخش استراتژیک در مواضع پاکستان، به‌عنوان بازنگری عمیق در رفتار آن را نپذیرفته و طرح موضوع را پوششی برای منافع کوچک اسلام قلمداد کنند.

اشتراک گذاري با دوستان :