اتحادیه اروپا: از ربایندگی تا زدایندگی

- محمد همایون تندر، سفیر و نماینده افغانستان در بروکسل

اتحادیه منطقه‌ای که امروز به نام اتحادیه اروپا مشهور است، در سایل ۱۹۵۷ زیر نام جامعه اقتصادی اروپا با عضویت شش کشور، بنیان گذاشته شد. طی چار مرحله گسترش، در سال ۱۹۸۶ دارای دوازده عضو شد. به‌گفته دیگر، سی سال زمان برد تا تعداد اعضا از شش به دوازده افزون گردد. دیوار برلین تنها شهری را از هم جدا نکرده بود، بل قاره اروپا را به دو گروه متخاصم تقسیم کرده بود. فروریختن این دیوار با چنین ضخامت، زیر چکش مظاهره‌چیان بی‌سلاح در ۹ نوامبر سال ۱۹۸۹ هفت ماه پس از شکست شوروی در افغانستان به وقوع پیوست.
رویای قاره متحد، پیشرفته‌، مرفه، امن و عاری از جنگ به حقیقت مبدل گردید. کتاب نوی در تاریخ گشاده شد. اروپا دیگر یک قاره واحد نه حتا می‌تواند کشوری واحد باشد. همان‌گونه که موسسان دوراندیش آرزو داشتند، گام‌های عملی در این مسیر برداشته شد. کمیسیونی مسوول نگارش پیش‌نویس قانون اساسی اروپا شد. صحبت از مردم اروپا به مثابه شهروند کشور یگانه در مجامع سیاسی، فکری و اندیشه‌گاه‌ها آغاز شد. اصطلاح اضلاع متحده اروپا ورد زبان‌ها گشت. سرود ملی اروپا و پرچم اروپا طرح‌ریزی شد. واحد پولی مشترک جامه عمل پوشید. نهاد سیاست خارجی مشترک اروپا، به هدف رسیدن به سیاست واحد اروپایی تشکیل شد. نظریه‌پردازان از پسا‌مدرنیته دولت‌ها نوشتند. دیگر مانعی برای اتحاد کشور‌های اروپای وجود نداشت. سیاست گسترش اتحادیه با معیار‌های مشخص طرح‌ریزی شد.
مردمان اروپای مرکزی و شرقی امید بی‌پایان به عضویت بستند و این امر را حلال مشکلات خود پنداشتند. در جریان ۲۳ سال پس از جنگ سرد، شانزده کشور به دوازده کشور پیشین افزوده شد. در مرحله اول (۱۹۹۵) سه کشور پیشرفته اروپایی، اتریش، فنلند و سویدن که در سیاست جهانی موقف بی‌طرفی داشتند به اتحادیه اروپا پیوستند. عضویت با اشتراک وسیع مردم در همه‌پرسی تحقق یافت. اتریشیان و سویدنی‌ها با بیش از ۸۲ درصد و فنلندیان با ۷۴ درصد لبیک گفتند.
در مرحله دوم (۲۰۰۴ میلادی)، ده کشور دیگر اروپای مرکزی و شرقی، پس از برگزاری همه‌پرسی عضو اتحادیه اروپا شدند. سطح اشتراک مردمی، به‌ویژه فیصدی رای مثبت، بیانگر قدرت بزرگ ربایندگی اتحادیه اروپا در بین این ملت‌ها بود. استونیا و لیتوانیا با ۶۷ درصد رای در پایین جدول و لتوانی و سلواکیا با ۹۲ درصد در راس جدول قرار گرفتند. در مرحله سوم گسترش به سمت شرق، کشور‌های رومانیا، بلغاریا که از نگاه اقتصادی در سطح پایین‌تر قرار داشتند، عضویت را به‌دست آوردند. این امر در پارلمان‌های هر دو کشور به تصویب رسید.
بالاخره در مرحله چهارم (۲۰۱۳) کرواسیا پس از همه‌پرسی، عضویت اتحادیه اروپا را کسب کرد. آنچه قابل توجه است، سطح اشتراک مردم در این همه‌پرسی است. ۴۴ درصد مردم در همه‌پرسی اشتراک کردند و از جمله این ۴۴ درصد ، ۶۶ درصد آن‌ها رای مثبت عضویت به اتحادیه اروپا را به صندوق‌ ریختند. در مقایسه با همه‌پرسی‌های پیشین، این نه تنها پایین‌ترین سطح اشتراک است، بل کم‌ترین رای مثبت نیز است. این مساله پرسش‌بر‌انگیز است. آیا بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی، رکود دوامدار اقتصادی و سیاست ریاضتی دوامدرا در اروپا می‌تواند عامل اصلی کاهش جذابیت و علاقه‌مندی مردم به اتحادیه اروپا تلقی گردد؟ فرض بر این‌که بحران مالی عامل اصلی تغییر دیدگاه‌ها نسبت به اتحادیه اروپا باشد، این موضوع را می‌توان در چگونگی وضعیت فعلی نهاد‌ها و اجتماع اروپایی مورد ارزیابی قرار داد.
انتخابات پارلمان اروپا، ۲۰۱۴
پارلمان اروپا نهادی مردمی است که نمایندگی از اروپاییان می‌کند و نقش قوه مقننه را دارد. انتخابات در تمام کشورهای عضو یک دوره‌ای و تناسبی است. تعداد وکلای کشور‌های عضو به تناسب نفوس هر کشور می‌باشد. وکلا مدافع منافع ملی خود نبوده و به گروه‌های پارلمانی به اساس اندیشه و سیاست‌های مختلف تقسیم می‌شوند.
در انتخابات سال پار، اگر دو کشور بلژیک و لوگزامبورگ را که در آن‌ها رای دادن جبری می‌باشد نادیده بگیریم، در میان ۲۶ کشور باقی‌مانده در ۲۰ کشور سطح اشتراک مردم کم‌تر از ۵۰ درصد واجدین شرایط بود. جالب‌تر از همه، تمامی کشور‌های اروپای شرقی و مرکزی کم‌تر از ۵۰ درصد اشتراک کردند.
در سلواکیا که در همه‌پرسی عضویت ۹۲ درصد رای مثبت داده بودند، در سال ۲۰۱۴ فقط ۳۰ درصد مردم به پای صندوق‌های رای رفتند. در کشور‌هایی چون فرانسه، انگلستان و دنمارک احزاب بی‌باور به اتحادیه اروپا بیشترین درصد آرا را از آن خود کردند. پارلمان امروزی اروپا بیشترین تعداد وکلای بی‌باور به اتحادیه اروپا را در خود دارد.
صفت بی‌باوری به اتحادیه اروپا «Eurosceptic» به دو گروه از احزاب و جریانات سیاسی اطلاق می‌شود که مخالف موجودیت اتحادیه اروپا می‌باشند و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و ملی را ناشی از سیاست‌های اتخاذشده از سوی نهاد‌های اتحادیه اروپا دانسته و این اتحادیه را ناقض حاکمیت ملی خود می‌پندارند. این گروه‌ها عمدتا از احزاب دست راست افراطی‌اند. گروه‌ها و احزاب سیاسی که مخالف مسیر حرکت اتحادیه به‌سوی آینده‌اند، اقتصاد نیولیبرالیزم را رد می‌کنند و خواستار قوانین سخت‌تر در برابر سرمایه و سرمایه‌داران هستند.
حرکات‌های مردمی
تطبیق سیاست‌های ریاضتی به سفارش کمیسیون اتحادیه اروپا در کشور‌های عضو سبب نا‌رضایتی قشر متوسط و غریب جامعه گردیده است. در ختم سال پار میلادی، شهر بروکسل شاهد تظاهرات و اجتماعات مردمی با اشتراک بیش از صد هزار نفر بود. مظاهره‌کنندگان، مخالفت و نا‌رضایتی خود را در برابر سیاست ریاضت حکومت ایتلافی نو بلژیک ابراز کردند. کار به تشنج کشید و این روند در بلژیک به یک امر معمول مبدل شده است.
شهر‌های مختلف ایرلند، در ماه اول سال روان شاهد تظاهرات خشم‌آلود مردم بود. بیش از صد‌و‌بیست هزار ایرلندی در ده شهر به جاده‌ها ریختند و علیه پرداخت بل‌های آب تظاهرات کردند. مردم مدعی‌اند که این مصرف در مالیات‌شان درج است و نمی‌خواهند دوبار بهای مصرف آب را بپردازند. استدلال حکومت ایرلند این است که در برابر «ترویکا» در بدل اخذ کمک از برون‌رفت بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸، این تعهد را سپرده و ملزم به تطبیق آن است. همزمان با مظاهرات ایرلند بین دوصد تا سه‌صد هزار اسپانیایی در چوک مرکزی مادرید تجمع کرده و مخالفت خود را در برابر قشر حاکم در اسپانیا و ناموثر بودن سیاست‌های ریاضتی ابراز داشتند.
ظهور احزاب جدید
در مدت زمان کوتاهی، تعدادی از کشور‌های اروپایی به‌ویژه آنانی که از بحران سال ۲۰۰۸ میلادی صدمه دیده بودند و برای برون‌رفت از بحران حکومت‌های سیاست‌های اقتصاد ریاضتی را تطبیق می‌کنند، شاهد ظهور صاعقه‌‌وار احزاب نو سیاسی شدند. این احزاب با تطبیق نسخه‌های ریاضتی و مسیر فعلی اتحادیه اروپا وحضور گسترده فساد در حکومات ملی‌شان مخالف‌اند. این احزاب در مدت کوتاهی از محبوبیت غیر‌قابل تصور برخوردار شدند.
قابل یاد‌دهانی است که پیدا کردن معلومات و اطلاعات از این احزاب و گروه‌ها، در مطبوعات مطرح اروپایی ضرورت به تلسکوپ فضایی دارد. حرکت «پنج ستاره» در ایتالیا در سال ۲۰۰۹ عرض اندام کرد و در انتخابات منطقه‌ای ایتالیا در سال ۲۰۱۰ فقط ۱٫۷۷ درصد آرا را به‌دست آورد اما در انتخابات ملی سال ۲۰۱۳ در پارلمان و سنا حدود یک چهارم آرا را از آن خود کرد و در انتخابات اروپایی سال پار ۱۷ وکیل به بروکسل فرستاد.
در سال ۲۰۱۳ میلادی سریزا که متشکل از گروه‌های متعدد یونانی بود، تبدیل به یک حزب واحد گردیده، شهرت و نفوذ آن به اوج خود رسید. سریزا موفق به گرفتن قدرت در یونان گردیده و در تلاش به‌وجود آوردن تغییرات بنیادی در سیاست‌های این کشور به‌خصوص سیاست‌های اروپایی یونان می‌باشد. سریزا سیاست‌های اقتصادی اتحادیه اروپا را به چالش کشیده و در صدد دور زدن این سیاست‌ها می‌باشد. یونان فعلی تحت ریاست سریزا در حال جستجوی راه‌های بدیل مهار بحران مالی و رشد اقتصادی این کشور می‌باشد.
در سال جاری میلادی حکومت یونان ادعای دریافت غرامت جنگی از آلمان را به‌شکل جدی‌تر آن بیان کرد و در حال حاضر تلاش به گسترش روابط تجارتی با تنها کشور رقیب اروپا در منطقه یعنی روسیه می‌کند.
حزب پودیموس اسپانیا در سال ۲۰۱۴ میلادی شکل گرفت. این حزب در اولین آزمون مردمی خود در انتخابات۲۰۱۴ پارلمان اروپا ۸ درصد آرا را از آن خود کرد. در ختم ماه دوم سال روان میلادی، بیش از سه‌صدوپنجاه هزار عضو داشته و اولین حزب سیاسی اسپانیا می‌باشد. حزب پودیموس مخالف سیاست‌های اتحادیه اروپا و حتا معاهده لیبون که بنیاد اتحادیه اروپا را شکل می‌دهد، می‌باشد.
حزب محافطه‌کار انگلستان اعلان کرده که پس از انتخابات پارلمانی سال روان و در صورت پیروزی با دایر کردن همه‌پرسی در سال ۲۰۱۷ میلادی، مساله عضویت انگلستان در اتحادیه اروپا را به رای عموم بگذارد. در انتخابات پارلمانی ماه گذشته، گمانه‌زنی‌ها حاکی از رقابت تنگاتنگ حزب محافظه‌کار با حزب کارگر بود. اما حزب محافظه‌کار با روحیه مخالفت با سیاست‌های اتحادیه اروپا توانست با به‌دست آوردن اکثریت آرا تمام ناظران انتخابات انگلستان را شگفت‌زده کند. این حزب حکومت انحصاری محافظه‌کار در انگلستان را شکل داد. در صورتی که اتحادیه اروپا تن به خواسته‌های کشور انگلستان مبنی بر بازنگری معاهدات اروپایی ندهد، دایر کردن همه‌پرسی در سال ۲۰۱۷ میلادی در مورد چگونگی عضویت انگلستان به اتحادیه اروپا یک امر حتمی خواهد بود. وضعیت فعلی، مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل را در مورد آینده اتحادیه اروپا بیش از هر زمان دیگری نگران ساخته است. اتحادیه فعلی اروپا دیگر آن ربایندگی گذشته را نداشته و به چهره زداینده در برابر چشمان شهروندان خود مبدل شده است.
با مد نظر داشت اوضاع کلی آیا می‌توان پیش‌بین شد که ترکیه کشور دیگری باشد که در آینده مذاکرات دوامدار چندین ساله عضویت به اتحادیه اروپا را قطع کند؟

اشتراک گذاري با دوستان :