خبر عاجل: زلزله‌ای با قدرت ۷٫۳ ریشتر در کابل به وقوع پیوست

- داکتر ابراهیم جعفری، استاد دانشگاه

زلزله‌ای با قدرت ۷٫۳ درجه ریشتر کابل را تکان داد. این زلزله شدید که در ساعت دو و چهل دقیقه صبح به وقوع پیوست، تلفات بی‌شماری بر جای گذاشته است. فعلا که ساعاتی از وقوع آن می‌گذرد، آمار کشته‌شده‌ها بیش از سه‌صدهزار نفر تخمین زده شده است. به علت سرمای شدید و اختلالات در اداره امدادرسانی، احتمال افزایش این تلفات بالاست. برخی کارشناسان حوادث طبیعی حتا تخمین می‌زنند که این آمار به بیش از یک میلیون کشته در طول روزهای آتی برسد.
نا‌امیدی از امداد‌رسانی به موقع وقتی شدت گرفته است که اکثر وزارت‌خانه‌ها و ادارات مربوطه عملا غیر‌فعال هستند و هیچ کس اطلاع دقیقی از موقعیت مسوولین این ادارات ندارد. طبق گزارشات رسیده، اکثر مسیرهای منتهی به ارگ ریاست‌جمهوری که تا حدودی سالم مانده است، به‌خاطر تخریبات بلندمنزل‌های حاشیه سرک‌ها و ریختن آوار مسیر تردد مسدود گردیده است و عملا گرد هم آمدن اراکین بلند‌رتبه دولتی در مدت زمان کوتاه را غیر‌ممکن ساخته است.
اکثر سرک‌ها و کوچه‌ها مخصوصا در ساحات غیر‌پلانی که حجم وسیعی از بافت شهری را تشکیل می‌دهد به‌گونه مشابه به‌خاطر تخریب بلندمنزل‌های کنارشان غیر‌قابل استفاده شده‌اند و تقریبا اکثر مسیرهای ارتباطی بین مناطق مختلف شهر به دلایل مشابه مسدود می‌باشند.
والیان ولایت‌های بلخ، هرات و قندهار در پاسخ به تماس‌های خبرنگاران از عدم پیش‌بینی این وضعیت در لایحه وظایف‌شان گفته‌اند و اذعان داشتند که باید منتظر هدایت مرکز برای مدیریت امدادرسانی‌ها باشند، هر‌چند که به‌گفته این والیان ظرفیت این ولایت‌ها فقط برای حالات اضطرار خود ولایات تدارک دیده شده است و برای امداد‌رسانی به سطح این حادثه آمادگی‌ها کافی نیست. والی بلخ می‌گوید که انتقالات از مسیر سالنگ غیر‌ممکن است و در صورت نیاز تمام مواد باید از طریق سرک حلقوی به هرات و بعد به قندهار و بعد به کابل منتقل گردند.
بر اثر برف‌کوچ‌های ناشی از زلزله در مسیر سالنگ، برق شهر به‌طور کلی قطع شده و اکثر شبکه‌های مخابراتی نیز قادر به خدمات‌دهی نیستند. این امر باعث غیر‌ممکن شدن ارتباط گرفتن با مردم مناطق مختلف شده است.
گزارش‌ها هم‌چنین می‌رساند که تعمیر اکثر بیمارستان‌های مهم نیز که به‌گونه غیر‌معیاری ایجاد شده‌اند به‌صورت عمده دچار آسیب شده و عملا هیچ مرکز درمانی مشخصی ظرفیت خدمات‌رسانی را به آسیب‌دیدگان ندارد. مراکز اطفاییه که به صورت پراکنده در شهر موقعیت دارند عملا مصروف نجات نیروهای خود از زیر آوار هستند.
آمار تلفات به‌خاطر گسترش بیش از حد ساخت‌و‌سازهای غیر‌معیاری و ساحات غیر‌پلانی بالا رفته است. این در شرایطی است که در مرکز شهر اکثر بلندمنزل‌های ساخته شده با تخریب صد درصد مواجه شده‌اند. یکی از کارشناسان زلزله‌شناسی به خبرنگاران گفته است که عدم مطالعات دقیق خطر زلزله مخصوصا مساله تشدید قوت امواج زلزله در خاک‌های سست و با ضخامت بالا باعث شده است که این تعمیرها نسبت به ضرایب غیر‌واقعی زلزله مقاوم‌سازی شوند در صورتی که انرژی زلزله در عمل خیلی بیشتر از رقم‌های فرض شده به این ساختمان‌ها اعمال شده است.
همان‌گونه که در متن خبر اشاره شد، به‌دلیل سردی هوا مردمی‌ که خود را به کوچه‌ها و سرک‌ها کشانده‌اند به‌شدت در خطر سرمازدگی می‌باشند. نبود آب آشامیدنی صحی و ذخیره غذایی مناسب آسیب‌های ناشی از سرما را بیشتر می‌کند. در صورت عدم وقوع یک معجزه، جهان با یک فاجعه بزرگ انسانی رو‌به‌رو خواهد شد.
ساکنین شهر نیز دچار سردرگمی‌ عجیبی هستند. عدم آگاهی آنان از کارهایی که باید در چنین شرایطی انجام دهند باعث شده است که در کنار غم از دست دادن عزیزان‌شان به‌خاطر نجات جان خود از سرما و تهیه آذوقه و وسایل گرمایشی دست به درگیری‌ها و آشوب‌ها بزنند. هر‌گونه عملیات نجات در این هرج‌و‌مرج غیر‌ممکن به‌نظر می‌رسد.
گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی ولایات مرزی با توجه به وخامت اوضاع و عدم موجودیت حکومت به سرعت به تصرف نیروهای مسلح حمایت شده از سوی کشور همسایه در آمده است و بیم این می‌رود که در صورت دوام فلج‌شدگی حکومت مرکزی، گسترش این روند با تشکیل حکومت‌های محلی و اعلام خود‌مختاری و یا پیوستن به یک کشور دیگر تمامیت ارضی افغانستان را با خطر جدی مواجه سازد.
قطعا هموطنان عزیز با خواندن متن بالا و با آگاهی کامل از عدم وقوع چنین حادثه‌ای سوال‌های زیادی در ذهن‌شان خلق شده است. شاید مهم‌ترین‌شان این باشد که هدف از نوشتن این متن چیست؟
افغانستان با توجه به قرارگیری بر روی کمربند جهانی زلزله و همین‌طور با نگاهی به تاریخچه زلزله‌های به وقوع پیوسته در قرن‌های گذشته به‌طور قطع محل وقوع زلزله‌های بزرگ و کوچکی هست و خواهد بود. شهر کابل نیز سابقه وقوع زلزله‌های مخرب و بزرگ را داشته است و زمینه تکرار آن‌ را نیز دارا می‌باشد. این زلزله احتمالی که می‌تواند بزرگی یا قدرت زیادی هم داشته باشد هر لحظه ممکن است حادث شود. شب یا روز، امروز یا فردا، زمستان یا تابستان.
از طرف دیگر وقوع حوادث طبیعی در سالیان اخیر به وضوح نشان داد که افغانستان در بخش مدیریت بحران‌های ناشی از این حوادث ضعف جدی دارد. زیرساخت‌های ضعیف در بخش انسجام حکومتداری، شاهراه‌های ارتباطی و تدارکاتی، انتقال برق و آبرسانی و همین‌طور خدمات صحی و ایمنی افغانستان را از این نگاه آسیب‌پذیر‌ترین کشورها ساخته است.
سوال اساسی این‌جاست که در صورت وقوع چنین حادثه‌ای چه اتفاقات ناگوار رخ خواهد داد؟ برای وقوع این حادثه که خیلی غیر‌محتمل نیست چه تدبیری سنجیده‌ایم؟ آیا آمادگی‌های لازم برای کاهش اثرات و خطرات این اتفاق داریم؟ در برنامه‌ریزی‌های مربوط به شاهراه‌ها و خطوط انتقال نیرو چه مقدار وقوع این حوادث را در نظر گرفته یا می‌گیریم؟ چه مقدار مطالعات برای شناخت خطرات این حوادث انجام داده‌ایم و چه مقدار باید انجام می‌شد؟ آموزش‌های عمومی‌ برای چنین حالاتی تا چه اندازه به مردم داده شده است؟ شهر کابل یا شهرهای بزرگ دیگر ما چقدر بر‌اساس سهولت در مدیریت بحران‌های مشابه پلان‌ریزی شده است؟
آرزوی نویسنده این است که خدواند به حال کشور عزیزمان لطف کند و تا ما آمادگی مقابله با این حادثه را پیدا نکردیم وقوع آن را به تاخیر بیندازد.

اشتراک گذاري با دوستان :