سیاست تضرع و انفعال بیشتر دولت

- فریدون آژند

گفتگوی اسد درانی، رییس سابق سازمان استخباراتی آی‌‌س آی با مهدی حسن خبرنگار الجزیره در دانشگاه آکسفورد، یکبار دیگر عمق نفوذ و سلطه دولت پاکستان خصوصا سازمان استخباراتی آی‌اس‌آی را بر طالبان آشکار کرد. آقای درانی در گفتگوی پر از تنشش با خبرنگار الجزیره به صراحت از تجهیز و تسلیح طالبان حمایت کرده و حتا مستقیما نیاز به حمایت مداوم از طالبان را از سوی دولت پاکستان موجه نشان داد. او در این گفتگو تا حدی پیش رفت که واضحا مشخص ساخت در راستای مبارزه با تروریسم پاکستان با امریکا هیچ‌گونه هم‌فکری ندارد و حتا پاکستان توانسته امریکا را «فریب بدهد.» اسد درانی تنها کسی نیست که در مورد سیاست حمایت از طالبان آشکار و هویدا سخن می‌گوید، قبل از آن پرویز مشرف نیز در مورد حمایت از طالبان دقیقا چنین دیدگاهی را به نمایش گذاشته بود.
این در حالی است که سیاستمداران بیش از حد از پاکستان خواهان همکاری است. رهبران ما در طول سیزده سال گذشته یکبار هم نتوانستند با اتخاذ یک سیاست منطقی و مبتنی بر اراده جمعی مردم افغانستان در قبال پاکستان، این کشور را ملزم به ترک حمایت از تروریستان بسازند. همیشه سیاست شکل‌گرفته در قبال پاکستان سیاست تضرع باری از زبان عده‌ای از مسوولان بلندرتبه امنیت افغانستان عنوان شد که افغانستان می‌توانست با حمایت از گروه‌های جدایی‌طلب بلوچ به بهترین حربه فشار در مقابل پاکستان دست بیابد ولی همان حربه را نیز رهبران سیاسی برای خوش‌آمد پاکستان از دست دادند. در زمان حکمرانی سیزده ساله حامد کرزی این سیاست انفعالی تضرع به‌طور یک‌نواخت در مقابل پاکستان ادامه یافت. حتا در زمانی‌که پاکستان مستقیما به افغانستان حملات توپخانه‌ای می‌کرد، افغانستان نتوانست راهکار قدرتمندی برای جلوگیری از این تجاوز آشکار، روی‌دست گیرد. تنها واکنش دولت در قبال این‌گونه تجاوزها همان محکوم کردن‌های لفظی و بی‌مایه بود.
حامد کرزی در زمان حکومتش هیچ‌گاه حاضر نشد جز برادر طالب واژه‌ای دیگر را برای مخاطب قرار دادن تروریستان استفاده کند. او تلاش می‌کرد تا با نشان دادن حسن‌نیت، طالبان را به سوی دولت بکشاند. آزادسازی خطرناک‌ترین طالبان از زندان‌ها از برنامه‌های آقای کرزی بود. حامد کرزی در دوران حکومتش نیروهای امنیتی کشور را نمی‌گذاشت تا با شدت عمل در برابر طالبان بجنگند. او بیشترین تلاش را به خرج داد تا از عملیات‌های شبانه و هوایی نیروهای خارجی نیز ممانعت کند. این عملکرد کرزی چیزی جز وقیح‌تر شدن طالبان و پیش‌روی آنان به سوی مناطق امن افغانستان حاصل دیگر نداشت.
آقای کرزی زمانی قدرت را به رهبران حکومت وحدت ملی سپرد که شیرازه دولت دیگر در حال از هم پاشیدن بود. با تکیه زدن اشرف‌غنی بر کرسی ریاست‌جمهوری در حالی که کرسی دیگری را نیز در سمت راستش به نام ریاست اجرایی ایجاد کرده بود، خواست‌ها از تغییر در استراتژی مقابله با تروریستان، با امضای توافق‌نامه امنیتی بالا رفت. محافل امنیتی توقع داشتند که سیاست انفعالی متضرعانه شکل گرفته در زمان حامد کرزی جای خود را به یک رویکرد قاطع با شناخت وضعیت موجود بدهد.
سفرهای سریع آقای غنی به پاکستان و دیدارش با فرماندهان بلندرتبه نظامی پاکستان و حتا رفتن به مقر ارتش پاکستان در راولپندی و پس از آن اظهارات خوش‌بینانه پاکستان در مورد رسیدن به روابط با ثبات با افغانستان و وادار کردن طالبان برای نشستن برسر میز مذاکره، ذهنیت‌ها را در مورد شکل‌گیری یک سیاست واقع‌بینانه در حکومت وحدت ملی، مقداری خوشبین ساخت. حضور و نفوذ کمابیش داعش در گوشه و کنار افغانستان که همانا تغییر پرچم توسط طالبان و تبدیل شدن به داعشی‌های امروز بود نیز ادامه یافت و از همه مهم‌تر نپذیرفتن امارت طالبان توسط ابوبکر بغدادی و حتا واهمه پاکستان از این مساله، همه و همه مسایلی بود که احساس می‌شد در این برهه حکومت وحدت ملی با اتخاذ یک سیاست قاطع و فراگیر می‌تواند بخشی از طالبان را به سوی دست کشیدن از جنگ سوق بدهد و هم بحران شکل‌گرفته در افغانستان را مقداری مهار کند. هزینه‌هایی نیز در این رابطه تا حال از سوی دولت افغانستان پرداخته شده است.
افغانستان به‌خاطر گل روی پاکستان رابطه‌اش را با هند کم‌تر از آنچه در گذشته بود ساخته است. با ایران نیز این روابط بعد از لغو سفر به ایران در ماه حوت توسط آقای غنی و رفتن به عربستان سعودی و مهم‌تر از همه حمایت از جنگ عربستان علیه حوثی‌های یمن «با تمام نیرو» مقداری با ناخرسندی‌هایی مواجه شده است. اوضاع فعلی نشان می‌دهد که سیاست حکومت وحدت ملی هم چندان فرقی با سیاست دوران کرزی ندارد و همان تضرع و انفعال در رویکردهای مهم دولت در قبال طالبان و پاکستان به چشم می‌رسد که مسلما تجربه تاریخی نشان داده که هیچ‌گونه دست‌آوردی این‌گونه سیاست‌ها نداشته است جز سرافگندگی سیاسی در شکل مناسبات منطقه‌ای.

اشتراک گذاري با دوستان :