تغییر اقلیم زمین را به کجا می‌برد؟

- شفایی

یکی از معضلات محیط‌زیستی که در طی دهه‌های اخیر باعث نگرانی شدید دانشمندان و پژوهشگران شده،
است. تغییر اقلیم نگرانی‌ای است که تنها شامل کشورهای صنعتی و پیشرفته نشده بلکه باعث نگرانی برای کشورهای کم‌تر‌توسعه‌یافته نیز شده است.
در سال‌های اخیر، کنفرانس‌های زیادی در خصوص وضعیت تغییر اقلیم و گرمایش جهانی در سطح دنیا برگزار شده است. دانشمندان و متخصصان این حوزه هزاران صفحه کتاب، مقاله و گزارش در این خصوص به چاپ رسانده‌اند، و هر از چند گاه از سوی دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی گام‌هایی نیز برای کمک به این موضوع برداشته شده است. گام‌هایی نظیر پیمان کیوتو و کنوانسیون تغییر آب و هوا؛ اما با وجود تمام این تلاش‌ها به‌نظر می‌رسد که با ادامه شرایط فعلی، ساکنان سیاره زمین به سمت نقطه غیرقابل بازگشتی حرکت می‌کنند. پیدایش تغییر اقلیم که انسان باعث به‌وجود آمدن آن شده است، زندگی انسان‌ها را در سرتاسر جهان تهدید می‌کند. گروهی از متخصصین اقلیم‌شناسی می‌گویند که برای محدود ساختن اثرات ناگوار تغییر اقلیم لازم است که صعود گازها تا پایان قرن بیست‌ویک به صفر برسد.
گزارش گروهی از کارشناسان تغییر اقلیم، این پدیده را ناشی از صعود گازها و سوختاندن مواد سوخت فوسیلی می‌داند. کارشناسان می‌گویند برای این‌که درجه حرارت از سطح خطرناک آن بلندتر نرود، میزان استفاده از مشتقات نفت و زغال‌سنگ که مواد فسیلی نامیده می‌شود باید به صفر کاهش پیدا کند. این در حالی است که با وجود این هشدارها هنوز هم در سراسر جهان به‌خصوص در کشورهای جهان سوم میزان استفاده از مواد نفتی و زغال‌سنگ هم‌چنان ادامه دارد. بیشترین سهم انسان در تولید گازهای گلخانه‌ای گاز دی‌اکسیدکاربن است که در نتیجه استفاده از سوخت‌های فسیلی است. قطع درختان و از بین رفتن پوشش سبز زمین نیز در افزایش این گاز سهم به‌سزایی دارد. دی‌اکسیدکاربن سالیان سال در جو زمین باقی می‌ماند و به سادگی از بین نمی‌رود. چین، امریکا و اتحادیه اروپا، ۵۵ درصد از کل گازهای گلخانه‌ای جهان را تولید می‌کنند.Untitled-1
نجیب‌الله یمین، کارشناس محیط‌زیست در این زمینه می‌گوید: «استفاده از مواد نفتی و مواد فسیلی باعث تشدید آلودگی هوا می‌گردد. هم‌چنان استفاده از این آلاینده‌ها باعث تولید گازهای گلخانه‌های می‌شود. هرچند افغانستان جزو کشورهای تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای نیست با وجود این بازهم از اثرات زیان‌بار تغییرات اقلیم به دور نمی‌باشد.» او ادامه می‌دهد که هرچند مواد نفتی‌ای که در کشور استفاده می‌گردد نسبت به دیگر کشورهای صنعتی کم است اما بی‌تاثیر نیز نیست؛ بیشترین تاثیرات آن بر آلودگی هواست.
از این‌رو مسوولان در اداره محیط‌زیست نیز گفته‌اند که تمام انتشارات و یا تصاعد گازهایی که از افغانستان به فضا آزاد می‌شود در حدود ۰٫۰۱ درصد است، یعنی بسیار اندک است. ولی برعکس، اثرات ناگوار تغییر اقلیم را ما بسیار زیاد می‌بینیم. افغانستان دارای طبیعت خشک و نیمه‌خشک است که با تغییرات اقلیمی خشک‌سالی‌های دوره‌ای افزایش یافته است. این در حالی است که منابع طبیعی تامین‌کننده زندگی و معیشت شهروندان کشور است؛ تغییرات اقلیم جهانی و گرم شدن کره‌ی زمین، خشک‌سالی‌ها و گاهی سیل‌های بی‌موقع را بار می‌آورد، و منابع طبیعی مورد استفاده افغان‌ها را صدمه می‌زند. در حال حاضر معیشت مردم روستایی تا حد زیادی مربوط به وضع طبیعت است و در سال‌های اخیر، خشک‌سالی‌ها و «جبهات سرد» ناشی از تغییرات اقلیم جهانی، منابع طبیعی‌ای را که تامین‌کننده ی معیشت بسیاری از مردم تخریب کرده که در نتیجه باعث شده است تا فقر گسترش پیدا کند. آب، علفچر‌ها و زراعت کشور که از منابع حیاتی به شمار می‌آیند ، به‌صورت مستقیم از تغییرات اقلیم جهانی آسیب می‌پذیرند.
به‌دلیل این‌که منابع طبیعی معیشتی تاثیر عمده روی اقتصاد و معیشت مردم دارد، آسیب‌پذیزی این منابع بر اثر تغییرات اقلیمی تاثیر منفی روی ثبات و توسعه کشور دارد. زیرا فقر گسترده از عوامل بی‌ثباتی به شمار می‌رود. البته این موضوع تنها مربوط به افغانستان نمی‌گردد. انسان هم باعث پیدایش تغییر اقلیم است و هم خود از آن آسیب می‌بیند. با این وجود ممکن است این آسیب‌پذیری کم یا زیاد باشد. اما با این حال کشورهای صنعتی بیشترین عامل به‌وجود آورنده گازهای گلخانه‌ای‌اند و گازهای گلخانه‌ای نیز سبب ایجاد تغییر اقلیم می‌گردد. آمار نشان می‌دهد که طی دوصد سال گذشته و به‌ویژه ۵۰ سال اخیر میزان گازهای گلخانه‌ای به‌طور تصاعدی رو به افزایش بوده، به طوری که میزان دی‌اکسیدکاربن و میتان به ترتیب ۱۵۰ و ۳۰ درصد افزایش یافته است. افزایش دام‌ها، استخراج گاز طبیعی و استفاده از کودهای کیمیاوی نیز بخشی از عواملی است که منجر به تولید میتان می‌شود.
در گزارش سالانه سازمان جهانی هواشناسی برای اولین بار بخشی به اسیدی شدن اقیانوس‌ها اختصاص یافته و در آن ذکر شده است که هیچ‌گاه در سه‌صد میلیون سال گذشته اقیانوس‌ها این‌قدر اسیدی نبوده‌اند. اگر دنیا با همین سرعت به سوزاندن سوخت‌های فسیلی ادامه دهد، تا سال ۲۰۳۶ از آستانه انهدام زیست‌محیطی عبور خواهیم کرد.
بی‌بی‌سی به نقل از گزارش موسسه «کلایمنت اکانتیبلیتی»، اذعان می‌دارد که ۹۰ شرکت در جهان، عامل تولید دو سوم از گازهای گلخانه‌ای هستند. در این میان شرکت‌های نفتی متهم درجه اول هستند. این ۹۰ شرکت ۶۳ درصد دی‌اکسیدکاربن و میتان را در فاصله سال‌های ۱۷۵۱ تا ۲۰۱۰ تولید کرده‌اند. این پژوهش، نشان می‌دهد که به جز ۷ شرکت که در کار تولید سمنت بوده‌اند، مابقی این شرکت‌ها در کار استخراج نفت، گاز یا زغال‌سنگ فعالیت دارند.
از ۲۰۰ سال قبل با روی آوردن بشر به استفاده از سوخت‌های فسیلی و صنعتی شدن و رشد جوامع شهری در یک‌صد سال اخیر و هم‌چنین ‌استخراج نفت و زغال‌سنگ و مصرف روزافزون آن‌ها، تولید گازهای گلخانه‌ای سرعت سرسام‌آوری پیدا کرد. این گازها که ترکیبی از بخار آب، گاز کاربنیک،‌ متان، دی اکسید و نایتروجن است با چنان سرعتی در حال افزایش است که حفظ تعادل آن با انحلال سنگ‌ها و رسوب آهک در دریاها هم امکان‌پذیر نیست.
آنچه که پژوهشگران و دانشمندان از تاثیرات تغییر اقلیم بیان کرده‌اند از این قبیل است: به همان اندازه‌ای که جمعیت جهان و مصرف مواد سوخت فسیلی مانند زغال بالا می‌رود به همان میزان اقلیم کره زمین نیز گرم‌تر می‌شود. تحت شرایط نامناسب تا پایان قرن حاضر اقلیم جهان تا ۶،۴ درجه سانتی‌گراد گرم خواهد شد. حرارت قطب‌ها و قاره خشکه به شدیدترین شکل آن بالاخواهد رفت اما در مقابل تاثیر آن در اقیانوس‌ها کم‌تر خواهد بود. بلندرفتن درجه حرارت کره زمین در جهان تاثیرات قابل ملاحظه طبیعی را از خود به‌جا می‌گذارد. کوه‌های یخ در قطب شمال و یخچال‌های طبیعی و برف در قله‌های کوه‌ها آب گردیده و جریان سطح آب بحر را تا سال ٢١٠٠ میلادی در حدود ٩٠ سانتی‌متر بلند می‌برد. در اواخر قرن بیست‌ویکم قطب شمال در ایام ماه‌های تابستان کاملا عاری از یخ خواهد گردید. ذوب شدن یخچال‌های طبیعی و تغییر شیوه بارندگی بحران‌های ایکولوجیکی زشت و نامطلوب را در قسمت‌های بزرگ آسیای جنوبی و شمال چین به‌ میان می‌آورد.
هم‌چنین گفته می‌شود گرم شدن کره زمین در سال ۲۱۰۰ شاهد خشک‌سالی شدید، گرمای سوزان و طوفان‌های وحشتناک خواهد بود.
گرم شدن کره زمین در سراسر مناطق جهان یکسان نمی‌باشد و این روند مقدار و الگوی بارش را در سطح کره زمین تغییر می‌دهد. اقلیم قاره اروپا تغییر می‌کند و گرم می‌شود. به‌صورت عموم مناطق مرتفع شمال نسبت به مناطق معتدل زیادتر مورد خطر قرار می‌گیرد. مناطق مرطوب در عرض‌البلدهای مرتفع مرطوب‌تر و مناطق خشک بین مناطق گرمسیر استوایی و معتدل خشک‌تر شده و در بسیاری کشورهای جهان به نسبت شدت باران در فصل تابستان کشت و زرع نباتات غیر امکان‌پذیر می‌گردد و در مقابل آن کشورهای اسکندنیاوی، سایبریا و کانادا به ساحات زرع حبوبات مبدل می‌گردند.
تغییر مقدار باران می‌تواند اثرات متفاوتی بر تولیدات کشاورزی داشته باشد. در مناطق خشک و نیمه‌خشک، افزایش بارندگی باعث افزایش محصولات کشاورزی می‌گردد. در مقابل در مناطق مرطوب افزایش بارندگی می‌تواند باعث آب گرفتگی خاک شده و رشد محصول را با مشکل مواجه سازد و یا باعث شستشوی مواد مغذی خاک گردد. بیابان‌زایی بعد از ۲ چالش تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین به‌عنوان سومین چالش مهم جهانی در قرن بیست‌ویک محسوب می‌شود، به طوری که براساس گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی یک‌ششم جمعیت، سه چهارم اراضی خشک و یک‌سوم خشکی‌های جهان به مساحت پنج میلیارد هکتار در ۱۱۰ کشور جهان در معرض پدیده بیابان‌زایی است. تهدید تخریب ۷۳ درصد کل مراتع جهان به مساحت ۳٫۳ میلیارد هکتار، کاهش توان تولید خاک در ۴۷ درصد مناطق خشک جهان، غیرقابل استفاده شدن ۵۰ تا ۷۰ هزار کیلومتر مربع اراضی حاصل‌خیز در سال و بالغ بر ۴۲ میلیارد دالر خسارت سالانه به محصولات کشاورزی همراه با اثرات بسیار وسیع و گسترده اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی به‌ویژه فقر گسترده و تخریب منابع پایه به‌عنوان تنها بخشی از آثار و پدیده‌های جهانی پدیده بیابان‌زایی محسوب می‌شود. در زمان حاضر عوامل طبیعی، آن‌چنان نقشی در بیابان‌زایی ندارد البته خشک‌سالی‌هایی که به وقوع می‌پیوندد، بیابان‌زایی را تشدید می‌کند ولی در کشور ما این عوامل انسانی هست که بیشتر باعث بیابان‌زایی می‌شود و شاید مهم‌ترینش افزایش جمعیت باشد.
قابل ذکر است که رشد جمعیت، رشد اقتصادی و شهرنشینی، مهم‌ترین عوامل افزایش مواجهه با این ریسک بوده و تغییر اقلیم این اثر را به‌طور قابل توجهی تشدید کرده است.

اشتراک گذاري با دوستان :