روز از نو روزی از نو

- نقیب آروین

نوروز در زندگی مردمی‌که ماهستیم دو سویه دارد. سویه نخستین بر می‌گردد به پشتوانه‌های فرهنگی و تاریخی… آنچه که اصحاب کتاب و سواد و فکر به‌دنبال‌آن‌اند. نوروزی کاملا کتابی و کاغذی و دور از نظر و منظر نوروزی که بنا به دلایلی دیگر در سطح و عمق زندگی روزمره و عادی مردم این دوره تاریخی و در این برش از اقلیم گسترده «نوروز» دیروز چندان جا و جایگاهی ندارد. دست‌کم مطابق دستورالعمل اهل کتاب عمل نمی‌کند. نوروز شیوه و منش و روش خود را دارد. نوروز در درازای تاریخ نتوانسته است چنان‌که بایست با ناخواهان خود به ستیز بپردازد و چه بسا در این ستیز بخش‌های خود را از دست داده و برای بقا بخش‌هایی را به خود اضافه کرده است. این نوروز هرچه هست هم از جهت ماهیت وجودی و از نظر میل عمومی‌ به طبعیت‌دوستی و نشاط به‌گونه‌هایی دوام آورده است. اما جدا از این بخش تاریخی و فرهنگی و ارزشی نوروز، این روز نو طبیعی سال همواره می‌توانسته زمینه و محل بروز نشاط عمومی ‌در جامعه باشد.
چنان‌چه در بسا از برش‌های این اقلیم گسترده امروز نوروز چنین اثرگذاری‌ای دارد. در این‌سو و در افغانستان اما نوروز هم به‌دلایل تاریخی مورد اشاره که در آن نمی‌توان منکر ممانعت قدرت و مذهب شد و هم به‌دلایل فقر عمومی ‌وضعیت دیگری داشته است. به‌ویژه امروز سخن از نشاط فردی و عمومی‌ در این جامعه و ابراز چنین توقعی بدان می‌ماند که گفت کز دریا برانگیزان غبار….
صرف‌نظر از چندوچون تاریخی نوروز، این جشن عمومی ‌و پذیرفته‌شده مردمی‌ به‌ویژه برای جامعه جنگ دیده و بحران کشیده، یکی از زمینه‌های آماده بروز نشاط جمعی است. ایجاد چنین روحیه‌ای در مردم از اولویت‌هایی است که چه بسا از تکمیل کابینه و تشکیل حکومت فراتر قرار داشته باشد. هیچ وزیری در زندگی روزمره مردم به اندازه لختی و لحظه‌ای شادی و توجه به زندگی ساده موجود موثر نیست. اصلا هرگاه کابینه تکمیل بوده و عزل امیر و نصب وزیر استمرار داشته کاری برای مردم صورت گرفته است؟ وزیر وزرا می‌توانند چندان در زندگی مردم با کارکرد خود اثر بگذارند که به قول معروف در دسترخوان و انبان مردم چیزی گذاشته شود تا مردم به شادی و نشاط بیندیشند؟
اصلا چنین توقعی از دولت‌ها به‌صورت کل وجود دارد که آنان در خوان و خوراک مردم اثرگذار باشند؛ مردم اکنون به این می‌اندیشند که همین نظام لرزان به هر ترتیبی تکمیل شود و «خدای نخواسته خرابی نشود.» این کل خواسته مردم از این حکومت و هر حکومتی است. در چنین وضعیتی اندیشیدن به قدرت خرید مردم و افزایش نشاط عمومی‌، بحثی اضافه است. این‌که دولت همزمان با برنامه‌های اقتصادی میزان و پیمانه نشاط عمومی ‌را بررسی کند و برای آن برنامه داشته باشد که ایضا خیالات شاعرانه‌ای بیش نمی‌باشد.
نوروز و هر زمینه‌ای از این قبیل عرصه اشتراک عمومی، بروز نشاط و افزایش انگیزه‌های زندگی بهتر است. اما این نوروز با تمامی ‌پشتوانه تاریخی و ارزشی خود وقتی اگر با هیچ مانع سیاسی و مذهبی دیگری مواجه نشود، با اصل قدرت خرید مردم روبه‌رو می‌شود. با توجه به اصل قدیمی‌ علم بهتر است یا ثروت، نمی‌توان این نتیجه را نادیده گرفت که قدرت خرید می‌تواند در شخصی و خانه و خانواده و جمعی و کشوری تولید نشاط کند. قدرت خرید می‌تواند امکان دست‌کم سفرهای کوچک درون کشوری را مهیا کند. چنین چیزی اگر آمار و ارقامی ‌وجود داشته باشد، در حد متمایل به صفر است. به جز ضرورت امکان سفرهای درون ولایتی به سادگی برای اقل مردم هم ممکن و میسر نیست. از این گذشته برای عام مردم به جز راس ورئوس جامعه که اقلیتی به اندازه شمارش یک عدد سه‌رقمی‌ است، امکان به پیشواز رفتن نوروز ممکن نیست. به‌ویژه در سال‌ها و یا بهتر در سال اخیر این قدرت خرید در ناممکن‌ترین سطح خود قرار دارد.
با این همه نمی‌توان منکر این بود که زندگی عادی مردم دست‌کم به لحاظ فکری چندان وابسته و هم بسته سیاست و قدرت و دولت در این کشور نیست. زندگی ساده مردم که هیچ‌گاه به دید رئوس جامعه که شامل نهادهایی چون حکومت و رسانه و افراد رده بالای سیاسی و اقتصادی و علمی‌ و فرهنگی و غیره نمی‌آید، به روال وروش خود ادامه دارد. مردم از حداقل‌ترین امکان برای نشاط و با همی ‌خود و جمع مرتبط خود استفاده می‌کنند. مردم به راه خود روان‌اند و امکان زمینه‌ی شادی برای خانواده‌شان بخشی از مجبوریت‌ها و مسوولیت‌هایی است که باید به هر قیمتی به دوش بکشند و مجری‌اش باشند. این مردم‌اند که صاحب اصلی زندگی حال و گذشته و آینده تاریخی خوداند. مردم با وجود همه مشکلات و دشواری دست‌کم دو سه روز از مجموعه جشن نوروزی را استقبال خواهند کرد. چنین نوروز اگر به هر هیات و چهره‌ای که مانده است محصول مقاومت مردمی‌ است که با همه مشکلات و ناتوانی اقتصادی و فرهنگی و غیره حفظش کرده‌اند. اما از جهت دیگر چاره‌ای جز پرداختن به این وجه نشاط عمومی ‌نیست. از همه بیشتر یک خانواده ناتوان اقتصادی در این جامعه که شمارشان به اکثریت قاطع می‌رسد، می‌تواند درک کند که بدون خوشی و نو شدن و دیدن دگر شوندگی‌های طبیعت آن هم به‌گفته تاجیکان به رسم نیاکان امکان دوام این دشواری‌های زندگی و تحمل این همه مشکلات وجود ندارد. ما به جبر به امید و نشاط برای دوام زندگی نیازمندیم. ایجاد روحیه امیدبخش و انگیزه‌دهنده در زندگی یکی از مجبوریت‌های دیگر ماست، باید بدان بپردازیم و هم‌چنان خود جامعه و بدون اتکا به چیزی به نام حکومت، مانند همیشه تاریخ این مردم‌اند که زندگی را به پیش برده‌اند و با هر نوروز بر این قول عمومی‌ خود تکیه کرده‌اند که روز از نو، روزی از نو!

اشتراک گذاري با دوستان :