رواج‌های فراموش‌شده نوروز در بامیان

- نوروز رجا- بامیان

بحران‌های سیاسی و فرهنگی سه‌ونیم دهه گذشته در کشور سبب از بین رفتن شماری از رسم و رواج‌ها و عنعنات محلی تجلیل از روز نوروز در بامیان شده است.
در گذشته‌های دور از روز نوروز بر علاوه‌ی آغاز سال نو، به‌عنوان روز دهقان نیز تجلیل می‌شد، در این روز دهقانان برنامه‌های ویژه‌ی خودشان را داشتند.
زنان و اطفال از اول ماه حوت برای تجلیل از نوروز آمادگی می‌گرفتند، جوانان، با ذخیره کردن تخم مرغ کلنگی و آماده ساختن چوب دنده توب‌بازی رسیدن نوروز را بی‌تابانه انتظار می‌کشیدند.
رواج‌های فراموش شده:
سجاد محسنی یکی از ریش‌سفیدان مرکز ولایت بامیان می‌گوید: پیش از انقلاب باشندگان بامیان این روز را با تشریفات خاصی تجلیل می‌کردند، دهقانان در روز نوروز، به گردن و پیشانه گاوهای قلبه‌ای‌شان تعویضک و گردن‌بندی‌های توپک‌داری را که زنان به پیشواز آغاز کشت و کار و شکوفایی طبیعت از نخ‌های رنگارنگ می‌بافتند، می‌آویختند.
آنان یوغ و شاخ گاوها را رنگ کرده، با رسپار، قوچ‌های جنگی، بیل و دیگر وسایل کشاورزی، یگان خوشه‌های گندم سال گذشته را نیز به گوشه دستارشان زده در پیش روی والی و دیگر مقامات دولتی ولایت ریژه رفته آغاز سال نو را مبارکباد می‌گفتند. پس از مراسم ویژه، جوانان در مقابل بودای صلصال جمع شده کشتی‌گیری، ریسمان‌کشی و ماچوک‌سواری می‌کردند.
تورن شاه محمدخان طوغانیک باشنده یکاولنگ می‌گوید: «روز نوروز برای مردان جوان سیغان و یکاولنگ که می‌توانستند چاپ‌اندازی کنند یک روز به‌یادماندنی بود، آنان روز نوروز از قریه‌های دور و نزدیک به مرکز ولسوالی‌ها جمع شده اسپ‌دوانی و بزکشی می‌کردند، تعدادی هم سوار بر اسپ‌های تندرو نیزه می‌زدند، تماشاگران هلهله راه انداخته کف می‌زدند، زنان به قاش زین اسپ‌های که برنده مسابقه بودند دستمال می‌بستند.»
او علاوه می‌کند: «پیرمردان که توانایی بازی‌های رزمی‌ را نداشتند مجالس بزم برگزار می‌کردند، در بالای یک بام و یا در یک تاوه خانه جمع شده شاهنامه و حمله حیدری می‌خواندند، این برنامه توسط یک فرد خوش‌آواز با شدومد خاصی اجرا می‌شد.»
به‌گفته شاه محمدخان تا سی‌وچهل سال پیش، در بسیاری از مناطق بامیان بین زنان و اطفال این ولایت نیز رسم بر این بود که در اولین دیدار سال نو پس از احوال‌پرسی با هم‌دیگر می‌گفتند: «عید مبارک، بدی‌ها رفت خوبی‌ها آغاز شد.»
برنامه‌های نوروزی زنان
زینب رضایی یکی از زنان دره اژدر بامیان می‌گوید: «در سال‌های پسین بسیاری از عنعنه و رواج‌های بومی ‌باشندگان این ولایت به فراموشی سپرده شده است؛ در عوض بعضی از رسم و رواج‌ها مثل خانه هم‌دیگررفتن دسترخوان انداختن، کیک و کلچه سر دسترخوان آوردن رسم‌های جدیدی است که با برگشت مهاجرین از بیرون آمده است.»
وی که مدتی است مقیم کانادا شده است علاوه می‌کند «در گذشته‌های دور زنان بامیان، نیز روز نوروز را با بازی‌های مخصوص خودشان تجلیل می‌کردند، نان فتیر (که با شیر، تخم مرغ و قیماق خمیر می‌شود) پخته می‌کردند، ماه نوی می‌رفتند، بعد از چاشت نوروز را در یک جای جمع می‌شدند، یکی از زنان خوش‌تب را لباس مردانه می‌پوشاندند، از پشم بز و گوسفند به او ریش و بروت می‌ساختند، وی را صاحب کندوی گندم خطاب کرده دورش پیشپو می‌کردند، غمبور می‌زدند اخوچی می‌کردند و غیچک می‌نواختند.»
زینب رضایی از عنعنه‌های بومی‌ مردم که هم‌اکنون فراموش شده است با حسرت یاد نموده می‌افزاید: «در سابق باور به این بود که در روز نوروز زمین دوباره زاییده می‌شود و ما هم دو هفته پیش از نوروز سمنک می‌کاشتیم، شبی پیش از نوروز یک خروس سفید را به پیشواز سال قربانی می‌کردیم و تولد دوباره طبیعت را جشن می‌گرفتیم.»
رواج دیگری که هم‌اکنون از آن تنها یک مثل باقی مانده است که می‌گویند: «جنگ خرمن سرشدیار» قول و قرار دهقانان و مالکان زمین بود که بعد از خوردن حلوای نوروزی صورت می‌گرفت، مردان زراعت‌پیشه، شرایط کارشان را در طول زمستان موکول می‌کردند به روز نوروز و پس از صرف حلوای نوروزی.
حیدر بیگ، باشنده ولسوالی پنجاب این ولایت نیز به گذشته، بر می‌گردد، او از بازی‌های دوران کودکی‌اش در روز نوروز یادکرده می‌گوید: «فرا رسیدن نورور را بی‌تابانه انتظار می‌کشیدیم، آن روز همه بچه‌ها یکجا جمع شده کلاه قاغ بازی می‌کردیم، بالای برف سورجه می‌زدیم (نوعی بازی روی برف می‌باشد)، توپ‌دنده و دوره میخ بازی می‌کردیم.»
او علاوه می‌کند: «برای من و هم‌سن‌وسالانم، نوروز، یک روز خاطره‌انگیز بود، مزه غذاهایی را که در روز نوروز تهیه می‌کردند تا هنوز به کام دارم، بسیار لذت‌بخش بود، یکی سرخ و قبرغه جگر را بیشتر دوست داشتم، بعضی خانواده‌ها دلده نیز می‌پختند.
نوروز در سال‌های پسین
با آن‌که شماری از رسم و رواج‌های بومی ‌مردم بامیان به فراموشی سپرده شده است، اما هنوز‌هم نوروز در این ولایت یکی از روزهای تاریخی و به‌یادماندنی است که با مراسم خاص آوازخوانی، رقص و پایکوبی، به نمایش گذاشتن صنایع دستی زنان و مسابقات ورزشی تجلیل می‌شود.
پیش از نوروز، زنان، سمنک می‌کارند و برای اطفال‌شان لباس نو می‌دوزند، خانواده‌های خوش روزگار، پرده‌های کیلکین و بعضی اساس خانه‌شان را نیز نو می‌کنند، خانواده‌هایی که نامزاد‌دار هستند، یک دست لباس با مقدار میوه، اگر متمول‌تر باشند یک بره لاندی به عروس آینده‌ عیدی می‌برند.
از حدود هفت سال بدین‌سو نوروز در شب تحویل سال نو، شمار زنان، مردان و اطفال در مقابل پیکر تخریب شده بودای ۵۳ متره جمع می‌شوند تا پاس از شب به آوازخوانی و قصه‌خوانی می‌پردازند.
روز نوروز تعدادی از مردم در مرکز این ولایت جمع شده با برافراشتن علم زیارت میرهاشم، سخنرانی مقامات ولایت، دیدار از گلزار شهدا این روز را با شکوهمندی تجلیل می‌کنند.
زهرا یکی از دختران جوان که در مرکز بامیان زندگی می‌کنند می‌گوید: «صبح نوروز با تهیه کردن سفره هفت‌سین عید را آغاز می‌کنم، یک سبد سمنک تازه نیز در وسط دسترخان می‌گذاریم، دور آن جمع شده، سال نو را به یک‌دیگر مبارک می‌گویم، خانه دوستان و فامیل‌هایم می‌رویم، میله می‌گیریم، جای تفریحی چکر زده و ساعت‌تیری می‌کنیم.»
اما این‌که پسران جوان، نوروز را در بامیان چگونه تجلیل می‌کنند، قربان‌علی باشنده‌ی دره فولادی این ولایت می‌گوید: «پس از خوردن نذر حضرت علی در کوه می‌رویم سرجه می‌زنیم، در میرهاشم می‌آییم تخم‌جنگی و مرغ‌جنگی می‌کنیم.»
تجلیل مغاره‌نشینان از نوروز
نزدیک به سه‌صد خانوداه در اطراف مجسمه‌های تخریب شده بودا، در مغاره‌های کوه زندگی می‌کنند، آنان نیز نوروز را جشن می‌گیرند، اما متفاوت‌تر از دیگر شهروندان، چون مغاره‌نشینان نمی‌توانند به اطفال‌شان لباس نو بخرند، غذای لذیذ بپزند، سفره هفت‌سین تهیه کنند و با دیگر شهروندان یکجا مراسم بگیرند.
خدابخش که یکی از این مغاره‌نشینان می‌گوید: «نوروز را با پختن حلوای سفید، حلوای سُجی و برنج دم‌پخت تجلیل می‌کنیم، مردان خانواده‌ها همراه اطفال با یک قورغذای نذرانه در یک مغاره کلان جمع می‌شویم، بعد از صرف غذا دعا می‌کنم که روزی ما هم صاحب یک خانه و سرپناه شویم.»
به باور خدابخش، نوروز یکی از زیباترین تحفه‌هایی است که از مردمان قدیم به مردم امروزی به میراث مانده است، او علاوه می‌کند: «روز نوروز به‌عنوان آغاز سال نو، فصل شکوفایی طبیعت، پشت سرگذاشتن سختی و گرفتاری‌های زمستانی بسیار نشاط‌آور است.»
شماری از باشندگان بامیان به این باوراند که روز نوروز مصادف با به خلافت رسیدن حضرت علی است و تعدادی هم از این روز به‌عنوان آغاز فصل کشاورزی به برگزاری جشن و سرور مشغول‌اند.

اشتراک گذاري با دوستان :