سیاستی که رییس‌جمهورها را ممنوع‌التصویر می‌کند

- آژند

سال ۱۳۸۸ برای ملت ایران سال به‌یادماندنی است. کم‌تر شهروند ایرانی چی آن‌که معتقد به اصل ولایت مطلقه فقیه باشد و چی آن‌که پیرو اصلاحات و تغییر، سال ۸۸ را از حافظه تاریخی خود خواهد سترد. در این سال محمود احمدی‌نژاد که چهار سال را با سیاست پوپولیستی به اصطلاح مستضعف‌محور بر گرده مردم سوار بود، دوباره باید از مردم رای می‌گرفت تا چهار سال دیگر هم‌چنان به سواری خویش ادامه دهد. این‌بار در مقابلش هاشمی ‌رفسنجانی نبود. این بار دو چهره مردمی ‌دیگر که یکی کارنامه هشت سال نخست‌وزیری دوران جنگ با عراق را با خود داشت و دیگری یک دوره ریاست مقتدرانه مجلس شورای اسلامی‌ ایران در برابرش قد علم کردند.
میر حسین موسوی، نخست‌وزیر دوران آیت‌الله خمینی و مهدی کروبی از روحانی‌های طرفدار اصلاحات دو نامزد دیگر انتخابات سال ۱۳۸۸ بودند. پیش‌بینی می‌شد با توجه به اشتباهات سیاسی فاحشی که احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری دور اولش انجام داده بود، یکی از دو چهره اصلاح‌طلب یعنی موسوی یا کروبی کرسی ریاست‌جمهوری ایران را به چنگ بیاورد. خصوصا این‌که سید محمد خاتمی، ‌رییس‌جمهور دو دوره‌ای ایران میان سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ که به رییس‌جمهور دولت اصلاحات مشهور شده است نیز از میرحسین موسوی حمایت می‌کرد، وزنه را برای پیروزی آقای موسوی سنگین‌تر ساخته بود. ولی نظام و رهبری ایران گویا چیز دیگر می‌خواستند.
در اولین ساعات پس از ختم رای‌دهی، شمارش آرا در وزارت داخله ایران پیام پیروزی احمدی‌نژاد را مخابره کرد. آقای موسوی و کروبی که به ترتیب دوم و سوم عنوان شده بودند، سریعا در مقابل این اعلام نتایج موضع‌گیری کردند. آقای میرحسین موسوی نتایج انتخابات را «مهندسی» شده و از پیش برنامه‌ریزی‌شده عنوان کرده و از عدم قبول این نتایج خبر داد. حوادث پس از این انتخابات در ایران به شدت خونین و دردناک شد. خیل معترضان به نتایج آرا که بعدا به نام حرکت جنبش سبز یاد شد به‌شدت مورد سرکوب قرار گرفتند. تعداد زیادی از معترضان به زندان‌ها افتادند.
نظام و رهبری هم‌چنان تعداد زیادی از چهره‌های اصلاح‌طلب تا سرحد معاون رییس‌جمهور دولت اصلاحات را نیز به زندان افگندند. رفتار خشونت‌بار با زندانیان خصوصا جوان‌هایی که در اعتراض‌ها بازداشت شده بودند، انعکاس زیادی در ایران و سطح جهان داشت. کشورها و نهادهای حقوق بشری در گوشه و کنار جهان این خشونت‌ها را محکوم کردند. شدت این خشونت‌ها در زندان‌ها چنان زیاد بود که حتا آقای خامنه‌ای را نیز نگران ساخت. او مستقیما دستور تعطیلی زندان مخوف کهریزک را صادر کرد و پس از آن بود که عمق خشونت در این زندان‌ها مشخص شد. تعداد زیادی از معترضان در این زندان‌ها در زیر شکنجه‌های عوامل نظام ایران جان سپردند و عده‌ی زیادی نیز چنان ضربه دیدند که تا سالیان دراز آثار این شکنجه‌ها بر روح و روان‌شان مشهود بود.
در بحبوحه این اعتراضان به دستور آقای خامنه‌ای، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد همسر آقای موسوی نیز به حصر خانگی افتادند و تا امروز هم‌چنان در این حصر به سر می‌برند. تعداد دیگری از رهبران ایران نیز زیر فشار زیاد قرار گرفتند. آقای هاشمی ‌رفسنجانی که وی را به‌عنوان حامی ‌معترضان می‌دانند و امروزه در میان اصول‌گرایان و طرفداران رهبر ایران به نام رهبر فتنه یاد می‌شود، عمده نفوذ سیاسی خود را از دست داده است. او نتوانست هم‌چنان رهبری مجلس خبرگان را که قوی‌ترین نهاد غیراجرایی در ایران است و صلاحیت بررسی کارکرد رهبر ایران را بر عهده دارد، در دست داشته باشد و مجبور به استعفا از این ریاست گردید. هم‌چنان سید محمد خاتمی، ‌رییس‌جمهور دولت اصلاحات نیز زیر فشار طرفداران آیت‌الله خامنه‌ای قرار گرفته است و تا جایی که امکان دارد نمی‌گذارند او با جریان‌های سیاسی در درون نظام ایران رابطه داشته باشد و حتا در رسانه‌ها نیز نام وی را نمی‌گیرند و به عوض نام وی از ترکیب «رییس‌جمهور دولت اصلاحات» استفاده می‌کنند.
آقای خاتمی‌ از چهره‌های شناخته شده در سطح بین‌المللی نیز است. او در تقابل با نظریه برخورد تمدن‌های ساموییل هانتینگتون، نظریه گفتگوی تمدن‌ها را مطرح کرد که در سطح جهانی مورد استقبال قرار گرفت. پس از پیروزی حسن روحانی چهره میانه‌رو در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران گمانه‌ها بر رفع حصر از آقای موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد می‌رفت. گمان می‌شد که فشارها بر رهبرانی چون خاتمی‌ کم‌تر شود. ولی این مساله تحقق نیافت و با توجه به این‌که مجلس شورای اسلامی‌ و بخش‌های دیگر دولت در دست طرفداران آیت‌الله خامنه‌ای است، انتظار نمی‌رود که این فشار بر این رهبران کم‌تر شود.
آقای خاتمی ‌نیز هم‌چنان ممنوع‌التصویر است و هیچ رسانه‌ای حق ندارد تا نقل قولی از او را منتشر سازد. آقای خاتمی ‌وضعیت خود را به‌شکل خاطره‌ای بیان کرده که در رسانه‌های داخل ایران هرگز مجال نشر نیافته است. او نگاشته است. «دو روز مانده بود به اتمام خدمتم در کاخ پاستور (ریاست‌جمهوری) بعد از دیدار از سازمان صدا و سیما (رادیو تلویزیون دولتی ایران ) به دفتر برگشتم برای دیدار با دکتر احمدی‌نژاد. پس از کمی گفتگو با ایشان جمله‌ای به ایشان گفتم و جوابی شنیدم که عمق آن را امروز متوجه می‌شوم. به ایشان عرض کردم سعی کنید مردم را با سیاست آشنا کنید اما سیاست‌زده نکنید. در این هشت سال تمام تلاشم را کردم که مردم در عین حضور در سیاست اسیر طوفان سیاست نشوند و آرامش مردم اولویت امور باشد اما پاسخی که دکتر احمدی‌نژاد دادند این بود. سید مردم حافظه سیاسی خوبی ندارند. دولت شما با تمام آرامش فراموش می‌شود و شما نظاره‌گر دولتی خواهید بود که هیجان سیاست را به خانه مردم می‌برد. آری امروز که ایشان حکومت را تحویل می‌دهند مردم آنچنان درگیر هیجانند که هر ماه برای چند هزار تومان یک‌دیگر را زیر می‌گیرند. آنچنان هیجانی دارند که هر صبح به امید قیمت تازه دالر و موتر پراید برمی‌خیزند. و من محمد خاتمی امروز ممنوع‌التصویر، ممنوع‌البیان و ممنوع‌الخروجم. ترسم از آن است که به جرم هشت سال آرامش ممنوع‌النفس شوم.»
با این‌که ایران در حال حاضر تلاش دارد تا روابط خود را در سطح جهانی با کشور‌های جهان بهتر کند و با قبول درخواست‌های جامعه جهانی در مورد کاهش فعالیت هسته‌ای این کشور مقداری از فشارهای تحریم‌ها علیه ایران را کم کند. ولی در عرصه سیاست داخلی هم‌چنان با استبداد پیش می‌رود و هیچ روزنه‌ای امید برای بهبود وضعیت اپوزیسیون نظام ایران در این کشور به این زودی‌ها قابل رویت نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :