نامه ۴۷ سناتور جمهوری‌خواه و تبعات آن

- کامبیز رفیع

در نامه‌ای از طرف ۴۷ سناتور جمهوری‌خواه به رهبران سیاسی ایران، گفته شده است که شاید آنان قانون اساسی امریکا را به خوبی ندانند و حوزه صلاحیت‌ نهادهای این کشور را به درستی نفهمند؛ اما اگر توافقی هم میان رییس‌جمهور اوباما و ایران بالای موضوع هسته‌ای این کشور شکل بگیرد، بدون رای دو سوم سنای امریکا نمی‌تواند به معاهده الزام‌آور بین‌المللی برای این کشور تبدیل شود. آن‌ها با اشاره به قصد بارک اوباما که می‌خواهد توافق احتمالی با ایران را به کنگره ارجاع ندهد، گفته‌اند که وی تا سال ۲۰۱۷ در قدرت باقی خواهد ماند. در حالی‌که دوره عضویت در کنگره برای اعضای این نهاد نامحدود است و نویسندگان این نامه قادراند در آینده هر گونه توافق احتمالی با ایران را کنار بزنند یا در آن تغییر وارد کنند.
فرستادن این نامه، انتقادهای زیادی را برانگیخته است. برخی آن را دور زدن کاخ سفید دانسته‌اند. روزنامه پرتیراژ نیویارک دیلی نویسندگان این نامه را به خیانت متهم کرده که تصمیم رییس‌جمهور امریکا را زیر سوال برده‌اند. وزیر خارجه آلمان نیز در اظهاراتی این نامه را انتقاد کرد و گفت که موضوع هسته‌ای ایران به سیاست‌های داخلی امریکا مربوط نمی‌شود و می‌تواند بالای یک موضوع مهم بین‌المللی تاثیر بگذارد. جک گلدسمت، استاد دانشگاه هاروارد با زیر سوال بردن مبنای حقوقی این نامه، نوشته است که در وبسایت سنای امریکا برای اجماع و پشتیبانی از تصویب یک معاهده به رای دو سوم اعضای این نهاد اشاره شده است، نه تصویب آن. بعضا اتفاق می‌افتد که با وجود دو سوم آرای سنا، رییس‌جمهور از تصویب یک توافق‌نامه ابا می‌ورزد و صلاحیت چنین تصمیمی را کاملا دارا است.
وزیر خارجه ایران، محمدجواد ظریف این نامه را «تبلیغات» خواند. او گفت توافقات بین‌المللی به آن سادگی که در این نامه آمده است، قابل تغییر نیستند. چه در صورت سر باز زدن حکومات آینده امریکا از تعهداتش به ایران در چارچوب یک توافق‌نامه احتمالی، امریکا به تخطی از قوانین بین‌المللی متهم خواهد شد. به‌ویژه اگر این توافق‌نامه آن گونه که آقای ظریف در اظهاراتی قبلا گفته است، از جانب شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود.
جدا از انتقادهایی که به این نامه وارد شده است، موضوع مهم‌تر اختلافی‌ است که میان دو حزب اصلی امریکا به‌وجود خواهد آورد. اگر چه مذاکرات هسته‌ای با ایران مخالفینی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه دارد و اقدامات پیشگیرانه برای دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای در چارچوب مذاکرات فعلی را ناکافی دانسته‌اند، معمولا در گذشته بحث بالای این موضوع در داخل باقی ‌مانده یا راه‌حلی، مثل اعمال تحریم‌های بیشتر، برای آن جستجو شده است. سابقه ندارد که چنین اختلافاتی پایش به جایی بکشد که یک جناح رییس‌جمهور این کشور و حزب مخالف را کاملا نادیده بگیرد و بخواهد اعتبار تصامیم کاخ سفید را در جهان خدشه‌دار بسازد. اقدام اخیر برای سنگ انداختن در راه مذاکرات هسته‌ای ایران از طرف حزب جمهوی‌خواه، نه تنها به‌گونه‌ی نخوت‌آمیزی به رهبران سیاسی ایران قوانین امریکا را یادآوری می‌کند که به اعتبار کاخ سفید نیز شدیدا لطمه می‌زند. نامه سنا تنها یک هفته پس از سخنرانی جنجالی بنیامین نتانیاهو در کنگره امریکا به دعوت جان بینر، رییس جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان امریکا، نشان می‌دهد این حزب برای ناکام ماندن این مذاکرات حاضر است از هر ابزاری کار بگیرد، حتا اگر برای آن لازم باشد پیش همه جایگاه رییس‌جمهور این کشور را تحقیر کند.
موضوع جدی‌تری که از این اختلافات ناشی می‌شود این ا‌ست که کشورهای دیگر نمی‌توانند پس از این در قبال جناح‌بندی‌های سیاسی در این کشور بی‌تفاوت باقی بمانند. چنان‌که این بار ایران و بیشتر اسراییل در زدوبندهای جناحی این کشور عملا نقش بازی می‌کنند. شدت یافتن جناح‌بندی‌های حزبی در امریکا برای کشورهای دیگر، به‌ویژه آنانی که از سیاست‌های خارجی امریکا مستقیما آسیب‌پذیر هستند، کمک می‌کند از آن به نفع خود استفاده کنند.
منافع امریکا در سیاست‌‌‌های خارجی این کشور اولویت دارند، اما رقابت‌های حزبی نیز در آن نقش بازی می‌کنند. سنت سیاسی در این کشور حکم می‌کند که سیاست‌گذاری خارجی پایش از «کرانه‌های آبی» فراتر نرود و در داخل شکل بگیرد. اما این سنت بارها در گذشته شکسته شده است. در موضوع عراق، سه تن از اعضای دموکرات کنگره در ۲۰۰۲ به این کشور سفر کردند و در بازگشت بر نظارت بیشتر بالای فعالیت‌های تسلیحاتی صدام حسین پافشاری کردند به جای حمله به این کشور. در سال ۲۰۰۷، رییس‌جمهور بوش از سفر و ملاقات نانسی پلوسی، رییس دموکرات مجلس نمایندگان با بشار اسد انتقاد کرد و آن را بخشیدن امتیاز به رژیم سوریه که متهم به حمایه از تروریسم بود دانست. یا مثلا در نشستی در سال ۱۹۸۷ میان رییس‌جمهور نیکاراگوا با یک راهب کاتولیک در واشنگتن که به‌منظور یافتن راه‌حل به جنگ‌های شش‌ساله در این کشور برگزار شده بود، رییس دموکرات مجلس نمایندگان امریکا نیز حضور داشت که از طرف رییس‌جمهور ریگان به مداخله در روابط خارجی متهم شد. نامه اخیر جمهوری‌خواهان سنا به یک کشور که دشمن تلقی می‌شود، انتهای ماجراجویی و پشت پا زدن به عرف‌های سیاسی این کشور بود.
رقابت میان‌حزبی در نهادهای سیاسی امریکا، در داخل مرزهای این کشور به مراتب شدیدتر است. تدبیر یا اشتباه در کاخ سفید و سایر نهادهای سیاسی امریکا در اثر این رقابت، در جاهای دیگر دنیا اغلب خوشبختی یا فاجعه می‌آفریند. این بار ایران می‌تواند قربانی یک بازی نامیمون میان دو حزب اصلی امریکا شود و قضیه‌اش از میز مذاکره به میز معارضه و جنگ محول شود. تا به حال کاخ سفید و حکومت حسن روحانی توانسته‌اند در همکاری با یک‌دیگر از رفتن به چنین وضعی پیش‌گیری کنند اما با گذشت هر روز، حزب جمهوری‌خواه می‌تواند بازی را کاملا تغییر بدهد. اگر حکومت اسراییل، آن گونه که رهبران این کشور بارها گفته‌اند، به تنهایی برای برطرف ساختن تهدید ایران به تاسیسات هسته‌ای و نظامی این کشور حمله کند، حزب جمهوری‌خواه می‌تواند حکومت بارک اوباما را در تنگنای جدی قرار بدهد و افکار عمومی در امریکا را برای حمایه نظامی از اسراییل بسیج کند.
بیشتر دیده شده که کشورها و منتقدین سیاست خارجی امریکا به این کشور به‌عنوان یک کلیت واحد می‌بینند. چنین رویکردی دیگر واقع‌بینانه به‌نظر نمی‌رسد. اختلافات اخیر میان حزب جمهوری‌خواه و دموکرات نشان می‌دهد که پس از این سیاست امریکا به طرف شاخه‌بندی‌های مشخصی روان است و احتمالا در آینده دموکرات‌ها نیز برای ناکام ماندن برنامه‌های یک رییس‌جمهور جمهوری‌خواه و کم‌بها دادن به جایگاه او، از عین روش جمهوری‌خواهان کار گیرند. در چنین حالتی، درک درست و استفاده از جناح‌بندی‌های سیاسی امریکا از جانب کشورهایی مثل ایران، نه تنها رهیافت مبتکرانه سیاسی بل یک امر پیش‌گیرانه نیز است.
اصلاح باور عموم در کشورهای متاثر از سیاست‌های امریکا نیز مهم است. در یک مورد خاص، کسانی‌که دشمنان اسراییل در خاورمیانه را دشمن امریکا می‌پندارند و برای تضمین امنیت اسراییل، حاضرند جان افراد عادی در فلسطین، لبنان، سوریه، مصر، عراق و اینک ایران را به خطر بیندازند، اغلب در حزب جمهوری‌خواه و در میان محافظه‌‌کاران این کشور جمع‌اند. در آخرین مورد، حزب جمهوری‌خواه از هر تلاشی کار می‌گیرد تا موضوع هسته‌ای ایران حرفش به جنگ بکشد. در نامه ۴۷ سناتور جمهوری‌خواه به «رهبران ایران»، به آن‌ها گویا فهمانده شده است که محال است این سناتوران و حزب جمهوری‌خواه بگذارند توافقی میان ایران و کشورهای غربی، اگر هم شکل بگیرد، پا برجا بماند. این‌ها ترجیح می‌دهند ایران سرنوشتش مثل عراق، با حمله نظامی رقم بخورد و یگانه رقیب جدی اسراییل در خاورمیانه از صحنه حذف شود. این که چه تعداد انسان عادی در این جریان کشته می‌شوند و چه تعداد در بیرون از آن متضرر می‌گردند، برای سناتورهایی که حاضر هستند برای تضمین امنیت و جایگاه اسراییل حیثیت رییس‌جمهورشان را زیر سوال ببرند، شاید اهمیت چندانی نداشته باشد. دانستن این جزییات از طرف مردم عادی و رهبران کشورهای دیگر، باعث می‌شود پشتیبانی و فعالیت آگاهانه از بخش‌هایی از سیاست امریکا که به سود صلح تمام می‌شود، افزایش یابد و قضاوت‌ها در قبال سیاست‌ خارجی امریکا مسیر منطقی‌تری به خود بگیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :