«کارگر»ی که باید نشان دهد «بزرگ مرد» فوتبال است!

- سید مصباح

دقیقا دو ماه پیش از این خبر سوءقصد به جان یوسف کارگر سرمربی تیم ملی فوتبال افغانستان، آن‌هم در آستانه دیدار با تیم ملی پاکستان، و در حالی‌که قرار بود تمرینات تیم ملی آغاز شود، فوتبال و فوتبالی‌ها را به سکوت کشاند.
خود یوسف کارگر اکنون به کابل بازگشته است، در مورد آن اتفاق و آن شب می‌گوید که چیز خاصی را به خاطر نمی‌آورد و تنها جیزی که در خاطرش مانده همین است که در دهلیزهای منتهی به خانه‌اش در بلاک‌های مکروریان مورد حمله قرار گرفته است.
وی البته در مورد این‌که آیا پولیس در این مورد کدام دست‌آوردی داشته و توانسته متهمین و مظنونین این سوءقصد را شناسایی و دستگیر نماید، می‌گوید که به‌دلیل حال نامساعدی که وی داشته است و نتوانسته پاسخگوی سوالات باشد، هنوز کار خاصی در این راستا صورت نگرفته است.
کارگر ابراز امیدواری کرد که با حضورش در کشور، بتواند برای شناسایی مظنونین کمک نماید.
وی هم‌چنان می‌گوید که دست‌های بسیاری در کار هستند تا نگذارند که فوتبال افغانستان مدارج و پله‌های ترقی را طی نماید، دست‌هایی که به باور کارگر، هم در درون کشور فعال هستند و هم در خارج از کشور.
بدون شک یوسف کارگر مردی است که به حق می‌توان ادعا کرد که فوتبال افغانستان بخش عمده‌ای از موفقیت‌های خود را مدیون وی است و اگر امروز تیم افغانستان به‌عنوان یک حریف قابل احترام در میان کشورهای آسیایی یاد می‌شود، مسلما به یوسف کارگر برمی‌گردد.
اگر امروز فوتبال افغانستان در کنفدراسیون فوتبال آسیا مورد احترام است و اگر درخواست و برنامه افغانستان برای ایجاد زون مرکز آسیا مورد قبول AFC قرار می‌گیرد، بدون شک موفقیت‌هایی که کارگر برای فوتبال کشور به ارمغان آورده، روی این مساله تاثیرات وافری داشته است.
دقیقا یک ماه پس از وقوع حادثه برای سرمربی پیشین تیم ملی، فدراسیون فوتبال افغانستان از امضای قرارداد با سلوان اسکلیزیچ آلمانی ـ بوسنیایی خبر داد.
کرام‌الدین کریم آن روز از اسکلیزیچ به‌عنوان سرمربی تیم ملی نام برد، اسکلیزیچ هم از برنامه‌هایش برای رشد فوتبال افغانسنان سخن زد و علی عسکر لعلی هم از برنامه‌های این مربی دفاع و حمایت کرد.
اینک اما کارگر همه این گفته‌ها را رد می‌کند، خود را سرمربی تیم ملی می‌داند و حتی می‌گوید که این مربی صلاحیت چندانی در هدایت تیم ملی نخواهد داشت و حتی شاید روزی اخراج شود، آن‌هم بدون کوچک ترین توجهی به قراردادش.
کارگر می‌گوید که نه استعفا داده است و نه هم از مقامش به‌عنوان سرمربی تیم ملی برکنار شده است.
در این میان مقامات فدراسیون فوتبال هم سکوت اختیار کرده‌اند و هیچ حرفی بر زبان نمی‌آورند، نه از سرمربی جدید حمایت می‌کنند، نه به سرمربی پیشین اعتراضی دارند و نه هم برای روشن شدن ماجرا کاری انجام می‌دهند.
یوسف کارگر در فوتبال افغانستان درست است که خدمات زیادی انجام داده است و بدون شک لقب «بزرگ مرد» فوتبال افغانستان برازنده او است، اما اینک دیگر باید جای خود را به افرادی بدهد که بتوانند چیزهای جدید به فوتبال کشور عرضه کنند.
همواره این سوال در مورد حضور اسکلیزیچ مطرح بوده است که آیا به وی اجازه داده خواهد شد همانگونه که می‌تواند و طوری که خودش می‌خواهد برای فوتبال افغانستان برنامه‌ریزی نموده و کشتی فوتبال کشور را به حرکت دربیاورد یا خیر؟ اولین پاسخی که فعلا در برابر این سوال قرار گرفته است بر نگرانی‌های موجود می‌افزاید و آن هم «نه» می‌باشد.
اولین «نه» در فوتبال افغانستان به سلوان اسکلیزیچ از سوی مردی داده شده که در تمام این سال‌های دور و دراز، سرمری تیم ملی بوده است و البته دیگر چیز جدید برای عرضه به فوتبال کشور ندارد.
کارگر باید در این برهه زمانی حساس که انتخابی جام جهانی ۲۰۱۸ و مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ را در پیش داریم، دست از تیم ملی بردارد و بگذارد که حداقل برای یک مدت زمان چند ساله، فرد دیگری زمام امور تیم ملی را در دست بگیرد و فوتبال کشور را به سوی تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های منطقه سوق دهد.
اسکلیزیچ درست است که تجربه کار در تیم‌های جوانان در فوتبال آلمان را دارد، اما وی دارای مدرک مربی‌گری از سوی اتحادیه فوتبال اروپا یوفا می‌باشد که به لحاظ رزومه و درجه، در سطح خیلی بالاتری نسبت به مدارک مربی‌گری آسیا دارد، کما این که هرگز دیده نشده است که یک مربی با مدرک آسیایی، بتواند در یک تیم اروپایی دست به مربی‌گری بزند و یا هم زده باشد.
البته کارگر هم ادعا دارد که دارای چنین مدرکی می‌باشد، اما مشخص است که مدرکی که وی در اختیار دارد و به گفته خودش، از سوی فدراسیون فوتبال آلمان دریافت کرده، بیشتر یک مدرک افتخاری می‌باشد.
به هر روی فوتبال افغانستان، برای مربی‌گری نیاز به سرمربی جدیدی دارد که بتواند چیزهای جدید به این فوتبال عرضه نماید، و الا باید هم چنان شاهد درجا زدن تیم های ملی فوتبال کشور در رده‌های سنی مختلف باشیم و در این میان، با توجه به آن چیزی که اسکلیزیج در فوتبال آلمان از خود نشان داده، باید یک پاسخ مثبت قوی و قاطعانه به وی داده شود و همانند بسیاری از کشورهای منطقه که کلیه زمام امور فوتبال کشور خویش را به دست مربیان خارجی و بابرنامه داده‌اند، افغانستان نیز چنین حرکتی را در راستای تعالی و رشد فوتبال کشور در دستور کار قرار دهد.

اشتراک گذاري با دوستان :