بیست‌وچهار حوت و پیامدهای آن نباید فراموش شود

- فردوس کاوش

در بیست‌وچهار حوت سال ۱۳۵۷، بخش بزرگی از مردم هرات به خیابان‌های آن شهر رفتند و بر ضد نظام تره‌کی شعار دادند. مردم هرات از حاکمان خلقی به تنگ آمده بودند. والی وقت هرات و دیگر مقام‌های آن ولایت سیاست بازداشت و اعدام‌های بدون محاکمه دولت تره‌کی را با شدت تمام تطبیق می‌کردند. این امر هراتی‌ها را به خشم آورد. اسناد نشان می‌دهد که قیام بیست‌وچهار حوت تا حد زیادی خودجوش بود، اما پایه‌های دولت تره‌کی را به لرزه انداخت.
قیام‌کنندگان بخش زیادی از شهر را در کنترول گرفتند و نیروهای نظامی ‌مستقر در پادگان‌های هرات هم به قیام‌کنندگان پیوستند. با پیوستن نظامی‌ها به قیام‌کنندگان، معترضان به جنگ‌افزار دست یافتند. اسنادی که حالا در دسترس است نشان می‌دهد که پس از قیام ۲۴ حوت هرات، سران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، دچار دست‌پاچگی شدند و تا حدی هم کنترول خود را بر اوضاع از دست دادند. تره‌کی و امین در بیست‌وچهار حوت و روزهای پس از آن نگران گسترش قیام هرات به قندهار و مناطق راهبردی دیگر بودند. پیش از قیام بیست‌وچهار حوت هرات شورش‌هایی در یکی دو پادگان نظامی‌ در کابل هم صورت گرفته بود. دست‌پاچگی سران حزب دموکراتیک خلق و ناتوانی آنان در مدیریت بحران، مسکو را نیز نگران ساخت.
مسکو نگران بود که مخالفان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، در بخشی از افغانستان آن زمان، صاحب پایگاه نشوند. آنان نگران بودند که اگر هرات هم‌چنان در کنترول معترضان بماند و سازمان‌های اسلام‌گرای مستقر در پاکستان مدیریت آن را به‌دست بگیرند، امنیت ترکمنستان نیز تهدید می‌شود. سندهایی وجود دارد که نشان می‌دهد مسکو پس از رسانه‌ای شدن شورش مردمی ‌در هرات، با تره‌کی و امین در تماس شد و از این دو رهبر خواست برای مدیریت بحران هرات تدبیری به کار ببرند. گفتگوی تلیفونی تره‌کی با الکسی کاسیگین، نخست‌وزیر وقت شوروی نشان می‌دهد که تا چه حد سران حزب دموکراتیک خلق پس از شورش بیست‌وچهار حوت هرات، دست‌وپاچه بودند.
تره‌کی در این گفتگوی تلیفونی از الکسی کاسیگین می‌خواهد که شوروی باید برای نجات حاکمیت حزب دموکراتیک خلق نیروهای ویژه‌اش را به هرات بفرستد. تره‌کی حتا از این رهبر شوروی تقاضا می‌کند که ضرور است که مسکو حضور محدود نظامی ‌در افغانستان داشته باشد و در صورت بروز مشکل، وارد عمل شود. نخست‌وزیر شوروی ضمن رد این درخواست تره‌کی از او می‌پرسد که چرا حزب دموکراتیک خلق، کارگران و کشاورزان را علیه مخالفانش بسیج نمی‌کند. در همین گفتگو رهبر حزب دموکراتیک خلق اذعان می‌کند که کشاورزان و کارگران افغانستان، هنوز به یک طبقه اجتماعی بدل نشده‌اند.
شوروی‌ها آن زمان آمادگی مداخله نظامی‌ به نفع حاکمیت حزب دموکراتیک خلق را نداشتند ولی به سران این حزب وعده دادند که مساله استقرار نیروهای ویژه‌شان را در افغانستان بررسی می‌کنند. جنرال نبی عظیمی، ‌معاون وزارت دفاع حکومت داکتر نجیب در کتاب خاطراتش نوشته است که امین برای سرکوب قیام هرات، از یک ترفند نظامی‌ استفاده کرد. به روایت جنرال عظیمی، امین به فرمانده وقت قول اردوی قندهار دستور داد که زره‌پوش‌ها و تانک‌هایش را با پرچم سفید به سمت هرات حرکت دهد. معترضان هراتی وقتی با کاروان تانک‌ها با پرچم سفید روبه‌رو شدند، تصور کردند که قول اردوی قندهار نیز به آنان پیوسته است. اما تانک‌ها به محض ورود به میان جمعیت، شلیک کردند و معترضان را پراکنده ساختند. پراکنده شدن معترضان سبب شد که نواحی استراتژیک شهر هرات مجددا به کنترول نیروهای نظامی‌ دولت تره‌کی درآید.
منابع مختلف آمار گوناگونی از کشته‌های رویداد بیست‌وچهار حوت هرات منتشر کرده‌اند. اما شمار کشته‌ها در آن روز را بسیار زیاد گفته‌اند. سرکوب نظامی ‌قیام بیست‌وچهار حوت هرات، به مخالفت قهرآمیز با نظام تره‌کی پایان نداد. برخی از افسران نظامی‌ مخالف دولت همراه با شماری از معترضان، به کوه‌ها متواری شدند و به مقاومت گوریلایی روی آوردند. قیام بیست‌وچهار حوت هرات، به مسکو ثابت کرد که نظام تره‌کی– امین، پایگاه اجتماعی نیرومند در افغانستان ندارد. این واقعیت برای پاکستان، عربستان سعودی و جناح دیگر جنگ سرد نیز ثابت شد. برخی از منابع عقیده دارند که پس از همین رویداد بود که امریکا و متحدان منطقه‌ای و جهانی‌اش تصمیم گرفتند، از مخالفان حاکمیت چپی‌ها در افغانستان، حمایت راهبردی کنند.
مسکو نیز با درک این واقعیت، تلاش کرد تا حداقل امنیت شهرهای بزرگ و تاسیسات استراتژیک دولت طرفدارش را بیمه کند. شوروی درک کرده بود که احتمال شکل‌گیری اعتراض‌های دیگر، نیز وجود دارد. منابع گوناگون و اسناد منتشرشده شوروی پیشین نشان می‌دهد که پس از رویداد بیست‌وچهار حوت هرات، مسکو چند واحد از نیروهای ویژه‌اش را در بگرام و فرودگاه خواجه‌رواش مستقر کرد. این نیروها وظیفه داشتند تا در صورت سقوط یک ناحیه استراتژیک وارد عمل شوند و تهدید را از بین ببرند. شوروی به این نتیجه رسیده بود که اگر دولت طرفدارش سقوط کند، دامنه جنگ به آسیای میانه کشیده می‌شود. شوروی یک دولت دوست در کابل می‌خواست تا مرزهای جنوبی‌اش امن باشد. امروز ولادیمیر پوتین همین سیاست را در اوکراین دنبال می‌کند. وقتی اعتراض‌های مردمی ‌در کیف منجر به سقوط دولت طرفدار مسکو شد، دولت جانشین تلاش کرد با امضای پیمان همکاری با اتحادیه اروپا، سطح روابط خود با غرب را گسترش دهد.
روسیه این رویداد را تلاشی در جهت گسترش حوزه نفوذ ناتو تا مرزهای خودش تفسیر کرد و برای جلوگیری از آن، کریمه را اشغال کرد و بعد نظامیانش را در پوشش شورشی‌ها به شرق اوکراین فرستاد. با رویداد بیست‌وچهار حوت هرات در افغانستان آن زمان هم، شوروی وقت احساس کرد دولت دوستش را در کابل از دست می‌دهد و به همین خاطر، نیروهای ویژه‌اش را در کابل و بگرام مستقر کرد. اما دولت صرف با استقرار نیروی نظامی‌ حفظ نمی‌شود. مدرنیسم را هم نمی‌توان با استفاده از زور به یک فرهنگ سنتی تحمیل کرد. مقاومت بر ضد حاکمیت چپی‌ها روز به روز گسترش یافت و نیروهای نظامی‌ شوروی هم بعدها در افغانستان زمین‌گیر شدند.
نسل نو سیاست افغانستان باید رویداد بیست‌وچهار حوت هرات و حوادث پس از آن را فراموش نکند. ما باید بدانیم که قدرت‌های رقیب در چهار طرف ما موقعیت دارند. در سیاست خارجی خود باید توازن هوشمندانه را رعایت کنیم. دولت‌مردان باید بدانند که زور و پول، سبب ایجاد مشروعیت نمی‌شود. حکومت‌کنندگان باید پایگاه نیرومند اجتماعی داشته باشند. پروژه مدرن‌سازی هم صرف با پشتوانه حکومتی عملی نمی‌شود، باید جنبش‌های اجتماعی طرفدار اصلاحات در بیرون از دولت وجود داشته باشد. علاوه بر این، باید اقتصاد کشور ساخته شود. حالا مصارف دستگاه دولت از کمک‌های بین‌المللی تامین می‌شود. روشن است که افغانستان تا ابد با دالر و تفنگ امریکایی نمی‌تواند اداره شود.

اشتراک گذاري با دوستان :