ظهور داعش باید جدی گرفته شود

- فردوس

برخی از رسانه‌های جهانی گزارش می‌دهند که نظامیان پاکستانی به شورای کویته گفته‌اند که یا با پاکستان دوست باشند، یا با طالبان پاکستانی. گزارش‌هایی هم وجود دارد که نظامیان پاکستانی به سران شورای کویته فشار وارد می‌کنند تا با کابل مذاکره کنند. رویترز از قول منابعش گزارش می‌دهد که نظامیان پاکستان از طالبان خواسته‌اند که در قدم اول اختلاف‌های درونی‌شان را حل کنند و بعد با کابل از موضع واحد روی میز مذاکره بنشینند. هم‌چنین به نقل از منابع طالبان گفته شده است که این گروه در مورد مذاکره با کابل، از موقف سخت پیشین خود عقب‌نشینی کرده است و دیگر خروج کامل نیروهای بین‌المللی را پیش‌شرط گفتگو قرار نمی‌دهد.
ظاهرا نمایندگان طالبان قصد دارند شروط‌شان را این‌بار آجندای مذاکره قرار دهند، نه پیش‌شرط آن. روشن است که این دگرگونی‌ها ناشی از فشارهای نظامیان پاکستانی است. نظامیان پاکستان، ظاهرا درک کرده‌اند که بدون وادارسازی طالبان به بازی مسالمت‌آمیز و باقاعده، نمی‌توانند، شورش طالبان پاکستانی را مهار کنند. ارتش پاکستان شاید درک کرده است که دیگر نمی‌تواند بحران شورشگری را به افغانستان صادر کند و به این ترتیب خانه‌ی خود را مصون سازد. طالبان هم می‌دانند که اگر ارتش پاکستان، شبکه‌های حمایتی‌شان را از شهرهای آن کشور برچیند، دیگر نمی‌توانند، به جنگ ادامه دهند. این امر طالبان را وادار می‌سازد، تا به مذاکره هم بیندیشند.
روزنامه‌نگارها و پژوهشگران پاکستانی خیلی روشن می‌گویند که رهبران طالبان، در کشور آنان دارای سرمایه، زمین و جایداداند و اگر با ارتش پاکستان درافتند، علاوه بر این‌که قابلیت جنگی‌شان صدمه می‌بیند، دارایی‌های‌شان را هم از دست می‌دهند. این وضعیت نشان می‌دهد که برای شورای کویته ممکن نیست که از ارتش پاکستان ببرد و طالبان پاکستانی را انتخاب کند. اعمال فشار بر رهبران طالبان در پاکستان چیزی است که حامیان جدی طالبان نیز از آن سخن می‌گویند.
رستم‌شاه مهمند، سفیر پیشین پاکستان در کابل که از حامیان طالبان است، در آخرین مقاله‌اش نگاشته است که رهبران این گروه، زیر فشار هستند تا با دولت افغانستان مذاکره کنند. اما با توجه به این مسایل، هنوز میان کابل و طالبان، مذاکره‌ای نشده است. ظاهرا پاکستانی‌ها می‌خواهند در قدم اول اختلاف‌های درونی شورای کویته را حل کنند. از دیرباز گزارش‌هایی وجود دارد که ملا ذاکر قیوم و ملا منصور، دو رهبر اصلی شورای کویته، با هم اختلاف جدی دارند. گفته می‌شود که ملا ذاکر قیوم، اصلا نمی‌خواهد با کابل مذاکره کند. بیشتر فرماندهان طالب از او اطاعت می‌کنند. ظاهرا ملا ذاکر، منافع زیادی از جنگ می‌برد.
منافع مالی و سیاسی او از جنگ تامین می‌شود. بر مبنای گزارش‌های سازمان ملل متحد، طالبان بیشتر از نیم میلیارد دالر، در سال درآمد دارند. روشن است که این درآمد، به جیب فرماندهان جنگی می‌رود. در زمان حاکمیت ملاعمر هم وقتی میان جبهه متحد و طالبان در عشق‌آباد، مذاکره جریان داشت، برخی از فرماندهان جنگی این گروه نزد رهبرشان رفتند و مشروعیت دینی مذاکره با جبهه متحد را زیر سوال بردند. آن زمان هم بیشتر پول‌هایی که منابع بیرونی به طالبان می‌دادند، در جیب فرماندهان جنگی آنان می‌رفت.
جنگ نیاز به پول، لوژستیک و جنگ‌افزار دارد. روشن است که این مواد استراتژیک در اختیار فرماندهان جنگی می‌باشد و همین امر قدرت بسیار زیاد به این فرماندهان می‌بخشد. با توجه به این واقعیت، می‌توان مخالفت ذاکر قیوم با مذاکره را به دقت تحلیل کرد. ظاهرا او هراس دارد که اگر جنگی در کار نباشد، سرمایه و نفوذش را از دست بدهد. این نگرانی وجود دارد که در صورت ورود شورای کویته به روند سیاسی، فرماندهان آنان، به ابوبکر بغدادی بیعت کنند. اگر ملاعمر به شورای کویته فرمان مذاکره بدهد، روشن است که برخی از گروه‌های رادیکال پاکستانی از این فرمان اطاعت نمی‌کنند و آنان هم داعشی می‌شوند. داعشی شدن فرماندهان طالبان، وضعیت را پیچیده می‌سازد. این تهدید زمانی مهار می‌شود که روابط افغانستان و پاکستان وارد مرحله جدی از اعتماد متقابل و همکاری شود.
اگر به چنین مرحله‌ای نرسیم، روشن است که حامیان پولدار داعش، این گروه را تقویت می‌کنند و از آنان می‌خواهند، دامنه نبرد را حتا تا آسیای میانه گسترش دهند. تنها روشی که می‌توان با داعش به مقابله برخاست، ایجاد همگرایی جدی منطقه‌ای است. آسیای میانه، روسیه، افغانستان، پاکستان، ایران، هند و چین باید چنان با هم همکاری کنند که زمینه‌ای برای تقویت داعش باقی نماند. داعش تهدیدی است که همه باید از همین حالا آن را جدی بگیرند. نباید تجربه ظهور طالبان تکرار شود.آن زمان بسیاری از کشورهای منطقه با این پدیده، خیلی با سهل‌انگاری برخورد کردند.
دولت وقت حاکم بر کابل هم ظهور طالبان را جدی نگرفت و تصور می‌کرد که این گروه می‌تواند رقیب درونی قومی ‌برای تنظیم حکمتیار باشد، اما روزی رسید که طالب، برای همه جهانیان مشکل ایجاد کرد. لازم است تا با عبرت‌گیری از آن تجربه، برای مهار خطر بالقوه داعش برنامه‌ریزی شود.

اشتراک گذاري با دوستان :