روزی که صلصال و شهمامه به زانو درآمدند

- نوروز رجا- بامیان

هجدهم حوت روزی غمگینی در تاریخ بامیان است. یزدان‌بخش هرگاه آن روز را به یاد می‌آورد، از سر تا پایش می‌لرزد و آه سردی از ته دل کشیده می‌گوید: حیف شد… تخریبی که هرگز جبران نمی‌شود.
از آن انفجار مهیب چهارده سال می‌گذرد، اما او هر وقت به رواق‌های خالی بودا می‌نگرد، صدای انفجار در گوش‌هایش طنین می‌اندازد و صحنه تخریب تندیس‌های بودا پیش چشمشانش مجسم می‌شود.Untitled-1
یزدان‌بخش می‌گوید: «از ماه حوت دهه هفتاد خاطرات خوشی ندارم. در این ماه دوتراژدی فراموش ناشدنی رقم خورد؛ یکی کشته شدن «عبدالعلی مزاری» رهبر سیاسی هزاره‌ها در چهارآسیاب کابل و دیگری انفجار پیکره‌های بودای بامیان.»
او که ۷۳ سال عمر دارد و بیشتر عمرش را در بامیان گذرانده است، پس از یک تبسمی ‌تلخی که به لبانش نقش می‌بندد علاوه می‌کند: «ببینید! هر دو قربانی یک تفکر سنتی و دیدگاه متحجرانه شدند؛ تفکری که در آن طرف مرزهای کشور، از یک فاصله بزرگ فکری و فرهنگی زاده شده بود.»
در ۷ حوت ۱۳۷۹، شورای رهبری علما و ستره‌محکمه طالبان، به پیروی از فرمان ملا محمدعمر رهبر آن گروه، دستور تخریب تمام آثار فرهنگی‌ را که به تعبیر آن‌ها «غیراسلامی» بود صادر کردند و براساس این فتوا هر دو مجسمه بودا در بامیان، باید نابود می‌شدند.
یزدان‌بخش می‌گوید: «با صدور فرمان تخریب مجسمه‌های بودا، صدها جنگجوی طالب وارد بامیان شدند. آنان با گذاشتن نخستین گام‌های‌شان در این ولایت به‌منظور کمایی کردن ثواب جنت، ‌الله‌اکبر گفته با کلاشینکوف روی تندیس‌ها شلیک می‌کردند؛ اما مردم این صحنه‌ها را با حسرت می‌دیدند و برای این‌که تاریخ‌شان نابود می‌شد بسیار نگران بودند.»
او علاوه می‌کند: «مجسمه‌های بودا همیشه برای مردم بامیان ارزش فرهنگی و تاریخی داشته است اما طالبان فکر می‌کردند که این مجسمه‌ها «بت» هستند، مورد پرستش قرار می‌گیرند و وجود آنان خلاف شریعت اسلام است و باید نابود شوند.» زمانی‌که فرمان تخریب تندیس‌های بی‌بدیل ۵۳ متره «صلصال» و۳۷ متره «شهمامه» صادر گردید، تلاش‌هایی نیز در سطح جهانی جهت بازداشتن گروه طالبان از تخریب این مجسمه‌ها آغاز شد.
کوفی‌عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد، نماینده خاص خود را قندهار فرستاد و از رهبری گروه طالبان خواست که مجسمه‌های بودا را تخریب نکند. دبیر کل یونسکو، سازمان علمی ‌و فرهنگی ملل متحد، رییس موزیم مترپولیتن نیویارک و سازمان کنفرانس اسلامی ‌از طالبان خواستند که از این تصمیم خود منصرف شوند.
صدها هزار علاقه‌مند مجسمه‌های بودا و پیروان آیین بودایی در شهر‌های مختلف جهان، در اعتراض به این تصمیم طالبان دست به تظاهرات زدند. همه این فشارهای جهانی و تلاش‌های بین‌المللی، هیچ تاثیری بر تصمیم طالبان جهت منصرف کردن از تخریب مجسمه‌های بودا نگذاشت.
یزدا‌ن‌بخش می‌گوید: «زمانی که تلاش‌های بین‌المللی برای قانع کردن طالبان از منصرف شدن این اقدام‌شان جریان داشت تا مجسمه‌ها را تخریب نکنند، از ولایت‌های مختلف کشور توپ، تانک و مواد منفجره به بامیان جهت تخریب آبدات تاریخی این ولایت منتقل می‌شد.»
یزدان‌بخش لحظه‌ای به‌سوی شهر غلغله، شهر ضحاک و مغاره‌های دوران بودا خیره شده سپس نگاهی به رواق خالی مجسمه‌ها انداخته گویا چیز تازه‌ای را به یاد آورده است، ادامه می‌دهد. «در طول تاریخ، در این‌جا هر کسی آمد دستبردی زد، تخریب کرد و رفت.»
به باور یزدان‌بخش، طالبان نخستین گروهی نبودند که میراﺚ‌های فرهنگی بامیان را روی اهداف خاصی مورد تهدید قرار می‌دادند؛ بلکه اولین بار زمانی‌که سربازان لشکر اسلام بامیان را تسخیر کردند دست به تخریب بودا زدند، چنگیز خان مغول در سال ۱۲۲۲، اورنگ‌زیب در سال ۱۶۸۹ و عبدالرحمان خان در سال ۱۸۹۲ میلادی، هر کدام به نوبه خود برای تخریب این دو مجسمه و چند مجسمه خرد دیگر سهم‌شان را ادا کردند.
زهرا حسینی، یکی از فعالان مدنی بامیان که بیشتر سروکارش با کتاب است، پس از صحبت‌های یزدان‌بخش علاوه می‌کند: «این مجسمه‌ها که از حدود ۱۶۰۰ سال پیش در دل کوهی در شمال تگاب بامیان تراشیده شده بود، در اوج شکوه‌شان لباس‌هایی از حریر سبز و سرخ بر تن داشتند، گوش و گردن‌شان با جواهر گران‌بها مزین شده بودند.»
او می‌گوید: «صورت مجسمه‌ها توسط طلا پوشانده شده بود. چشم‌های آنان از جواهر گران‌بها طوری ساخته شده بود که در شب‌ها وقتی شمع را روشن می‌کردند از دور برقک می‌زد.»
خانم حسینی که با احساسات بیشتر گپ می‌زند، اضافه می‌کند: «در گذشته بامیان یکی از حوزه‌های مهم نفوذ بودیسم به شمار می‌رفت. این‌جا، نقطه تقاطع شرق با غرب بود، در مغاره‌های این وادی صدها راهب بودایی به عبادت، تعلیم و تحصیل مصروف بودند، پیروان آیین بودا از دورترین گوشه جهان این‌جا می‌آمدند، جواهرات قیمتی، سکه‌های بی‌شمار و رخت‌های زربافت را به پای این مجسمه‌ها نثار می‌کردند.»
او که دانشجوی رشته باستان‌شناسی دانشگاه بامیان است، ادامه می‌دهد: «آثاری باستانی که در این محل به‌دست آمده، نشان‌دهنده ترکیبی از نفوذ فرهنگ یونانی، ترکی، فارسی، چینی و هندی است که در هیچ جای دیگر جهان نمی‌توان آن را سراغ گرفت؛ به همین اساس تخریب مجسمه‌های بودا در این ولایت نابود ساختن میراث فرهنگی منحصربه‌فرد همه بشریت است.»
یزدان‌بخش با قطع کردن صحبت‌های زهرا سکوتش را می‌شکند، با صدای گرفته گویا چیزی در گلویش گیر کرده باشد، می‌گوید: «هجدهم حوت ۱۳۷۹ بود، جنگ‌جویان طالب بعد از برگزاری نماز جمعه، مقابل تندیس‌های بودا صف کشیدند، همه با انواع سلاحی که در دست داشتند به روی مجسمه‌های بودا، شلیک کردند و سه شبانه‌روز به این کار ادامه دادند.»
او با حسرت ادامه می‌دهد: «بالاخره در غروب ۲۱حوت ۱۳۷۹ یک انفجار مهیب که حتا قله‌های کوه بابا را لرزاند و جهان را نیز تکان داد قامت‌های مستحکم و استوار «صلصال» و «شهمامه» در برابر چشمان صدها میلیون انسانی که تلاش داشتند این مجسمه تخریب نشود، فرو ریخت و به تلی از خاک تبدیل شد.»
بابه محسنی یکی از موسفیدان بامیان که تخریب این تندیس‌ها را از بغل کوه بابا می‌دید می‌گوید: «طالبان پس از تخریب کامل مجسمه‌های بودا فردای آن روز را عید گرفتند و در هر ولایت دو یا سه گاو را نیز قربانی کردند، اما یونسکو این عمل طالبان را وحشت فرهنگی نامید.»
پس از تخریب مجسمه‌های بودا توسط گروه طالبان، همواره فعالان مدنی و مردم بامیان خواهان ترمیم این مجسمه‌ها شدند، آنان می‌گویند برای این‌که بامیان بتواند دوباره عظمت گذشته‌اش را باز یابد؛ مجسمه‌های تخریب شده باید بازسازی شوند.
اما زهرا حسینی می‌گوید: «به‌خاطر باقی گذاشتن نماد جهل، تحجر و استبداد، این مجسمه‌ها باید تخریب شده باقی بمانند، اگر تا دیروز مجسمه‌های بودا نمادی از تمدن گذشته، دیرینه تاریخی این سرزمین بود، بعد از این رواق‌های خالی آن یادگار حاکمیت افراط‌گری مذهبی و تحجر در این کشور می‌باشد.»
آصف مبلغ، معاون ولایت بامیان می‌گوید: «ترمیم و بازسازی این مجسمه‌ها یک پروژه ملی و بین‌المللی است که دولت مرکزی افغانستان و جامعه جهانی باید در مورد آن تصمیم بگیرند. اما اگر این مجسمه‌ها ترمیم شوند، بامیان یک بار دیگر در محراق توجه جهانیان قرار گرفته و این امر سبب افزایش سفر گردشگران خارجی به این ولایت خواهد شد.»
در مورد ترمیم دوباره مجسمه‌های تخریب‌شده بودا، نظر واحد وجود ندارد. احمدحسین احمدپور، آمر اطلاعات و فرهنگ ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان می‌گوید: «هرچند یونسکو، سازمان آموزشی، علمی ‌و فرهنگی ملل متحد، گفته تصمیم ندارد این مجسمه‌ها را بازسازی کند اما هنوز هم گروه‌هایی از باستان‌شناسان ملی و بین‌المللی در حال تحقیق و مطالعه خرابه‌های این پیکره‌ها هستند.»
احمد پور علاوه می‌کند: «از حدود سه سال پیش کار استحکام‌بندی مجسمه‌های تخریب‌شده و رواق‌های خالی آنان جهت جلوگیری از تخریب شدن بیشتر توسط یک موسسه جرمنی شروع شده است، به‌گفته او استحکامات مجسمه شهمامه ختم شده و کار مجسمه صلصال از اول بهار ۱۳۹۴ آغاز می‌شود.»
اما زهرا حسینی نگران است که ساخت‌وساز بی‌رویه در اطراف این مجسمه‌های تخریب‌شده، رواق‌های خالی را نیز با خطر مواجه کرده است، او می‌گوید: «استحکام کاری این مجسمه‌ها و رواق‌های آن‌که از درون در حال تخریب شدن است، توسط خشت عادی و سیم‌گیل صورت گرفته است.»
گفته می‌شود، متخصصین جاپانی نظر داده که یکی از مجسمه‌های بودا ساخته شود، این در حالی است که باید ۷۰ درصد بقایای آن مجسمه تخریب شده برای ترمیم موجود باشد، در همین حال یزدان‌بخش می‌گویند: دولت به‌خاطر دلخوشی گروه طالبان نمی‌خواهد این مجسمه‌ها ساخته شود.
او علاوه می‌کند: «در چهاردهمین سالگرد تخریب این مجسمه‌ها، همراه مریم شریفی، زهرا حسینی، ابتهاج حجتی و تعدادی از فعالان مدنی بامیان و مردم این سرزمین برنامه ویژه در نبود این تندیس‌ها برگزار می‌کنیم، تا این تراژدی ماه حوت فراموش نشود.»

اشتراک گذاري با دوستان :