چرا این‌جا همه چیز وارونه می‌شود؟

- دای چوپانی

می‌ترسم یک روز رابرت موگابه از کشور زمبابوه بیاید و پنج میلیون دالر به افغانستان جهت مبارزه با فساد اداری کمک کند. تا حال که همین‌طور بوده. هر کشوری که خودش از نبود چیزی رنج برده، همان شی را به ما کمک کرده. پاکستان حاضر شده تا در بخش تامین امنیت با ما همکاری کند. ایران می‌خواهد ما رسانه‌های آزاد داشته باشیم و از برنامه‌های متنوع سیاسی و فرهنگی لذت ببریم. سعودی عرب می‌آید و برای خانم‌های افغانستان برنامه‌های آموزش رانندگی و برای بقیه ورکشاپ دموکراسی و حقوق بشر راه‌اندازی می‌کند. هندوستان می‌خواهد به مردم افغانستان کمک کند تا برای‌شان سرپناه بسازند. اردوغان در همکاری با نیروهای ناتو و آیساف می‌خواهد با تندروی اسلامی‌ دست‌و‌پنجه نرم کند. امریکا پول می‌دهد تا ما جلو تولید کاربن را بگیریم و به محیط‌زیست آسیب نرسانیم. آدم تعجب می‌کند از این همه سخاوتمندی جهانیان.
راستش وقتی همه این‌ها را می‌بینم، باخودم می‌گویم نکند خاک افغانستان این طوری باشد که هر که این‌جا پا گذارد، طبیعتش میل بر خلاف آنچه هست بکند. ظاهر قضیه که تقریبا همان‌طور است. آن امریکایی مسیحی مومن که عمرش را در کلیسا سپری کرده، تا در نزدیکی مسجد وزیر اکبرخان می‌رسد، تغییر عقیده می‌دهد و اسم خود را به «جان‌محمد» تغییر می‌دهد. آن یکی که تمام عمر خود را در دانشگاه غربی خاک کرده، وقتی به افغانستان می‌آید، با همان کشورهایی هم‌پیمان می‌شود که ملاعمر است. یکی دیگر هم همین‌گونه شد. یک زمان اگر عطسه هم می‌کرد، «الحمد الامریکا» می‌گفت؛ اما یک‌باره چنان شد که گویا امریکا فقط برای این به افغانستان آمده که حکومت او را از میان بردارد و دارایی‌اش را به تاراج ببرد.

اشتراک گذاري با دوستان :