مشارکت زنان؛ از شعار تا عمل

- محمدهاشم قیام

شکی نیست که در رابطه به دسترسی زنان به حقوق شهروندی‌شان در افغانستان نسبت به دوره حاکمیت گروه طالبان تغییرات بسیار گسترده‌ای به میان آمده است. در دوره طالبان زنان از حضور در اداره‌های دولتی، مکاتب و از سهم‌گیری در تمامی فعالیت‌های اجتماعی محروم بودند. اما با تغییر نظام سیاسی در افغانستان، تساوی در برابر قانون جای تفاوت‌های گذشته را گرفته است و همگان از  مستحق بودن زنان به دسترسی به حقوق شهروندی‌شان سخن می‌گویند. اما اختلاف دیدگاه‌ها در نحوه استیفای این حقوق هم‌چنان وجود دارد و همین اختلاف دیدگاه‌ها مانع از دستیابی زنان به حقوق شهروندی‌شان شده است. از این‌رو می‌توان گفت که فضای آرمانی و حتا نیمه‌آرمانی و یا منطقی ساده برای دسترسی زنان به حقوق شهروندی و مشارکت در مدیریت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و سایر بخش‌های جامعه به وجود نیامده است و موانع موجود در این مسیر به کلی و به صورت صد در صد رفع نشده است.

در روز جهانی همبستگی زنان، تاکید بر طرفداری از دسترسی زنان به حق و حقوق و به خصوص حقوق اساسی و حقوق شهروندی‌شان به یک عرف تبدیل شده است. هم‌چنان که تجلیل از روز جهانی همبستگی زنان نیز به یک عرف تبدیل شده است. اما این عرف فقط یک عرف گفتاری است که در افغانستان شکل گرفته و تا کنون از عرف گفتاری به عرف رفتاری تبدیل نشده است. یعنی تمرکز بر این است که در تجلیل از حق و حقوق زنان و دسترسی زنان به این حق و حقوق فقط سخن گفته شود و برای عملی کردن این گفته‌ها تلاش زیادی صورت نگرفته است. این که در دوره حکومت جدید وحدت ملی این عرف چه تغییری خواهد یافت، امری است که با گذشت زمان قابل درک و بررسی خواهد بود.

حق‌خواهی زنان در افغانستان یک حرکت جدی و پرطرفدار محسوب می‌شود. دسترسی زنان به حقوق اساسی‌شان یکی از مصادیق عدالت جبرانی در افغانستان شمرده می‌شود. در حد حرف همه از تلاش زنان برای دسترسی به تمام حقوق اساسی‌شان حمایت می‌کنند، اما در عمل به گونه‌ای دیگر است. باور بر این است که از حقوق زنان و استیفای این حقوق فقط در میدان سخن حمایت صورت می‌گیرد و در عمل از آن به گونه‌ای که انتظار وجود دارد، حمایت نمی‌شود. این در حالی است که زنان به عنوان یک بخش عمده از جامعه نقش بسیار بارزی در پیروزی‌ها و شکست‌های رقم خورده در انتخابات‌ها داشته‌اند و از سوی دیگر در همین انتخابات‌ها نیز وعده‌های شیرینی در خصوص حمایت از زنان داده شده است و البته این وعده‌ها نیز اغلب در حد وعده باقی مانده‌اند.

اما اینک محمداشرف غنی رییس‌جمهور اعلام کرده است که بعد از این زنان در همه سطوح دولت حضور خواهند داشت. حضور در تمامی سطوح مدیریتی دولت از خواسته‌هایی بوده است که در کمپاین‌های حق‌خواهی از سوی زنان بر آن تاکید شده است. اما باید دید که این سخنان رییس‌جمهور تا چه حد می‌تواند در عمل محقق شود. آنچه سبب می‌شود با تردید نسبت به وعده‌هایی که در این باره داده می‌شود، نگاه کرد این است که در افغانستان عوامل مختلفی در جهت مزاحمت در مسیر دستیابی زنان به تمام حقوق اساسی‌شان از جمله حقوق مربوط به مشارکت سیاسی و حضور در عرصه‌های مدیریتی جامعه وجود دارد. در جریان معرفی نامزدوزیران در حکومت وحدت ملی شماری از زنان نیز برای تصدی برخی از وزارت‌خانه‌های کابینه نامزد شده بودند، اما دیده شد که هیچ یک از این زنان نتوانستند به مصادری که برای‌شان در نظر گرفته شده بود، برسند. این نشان می‌دهد که برای دسترسی زنان به تمامی حقوق اساسی‌شان، تنها یک اراده نمی‌تواند بسنده کند.

با آن هم وقتی آقای غنی به صورت جدی وعده می‌دهد که زنان در تمامی بخش‌های مدیریتی دولت حضور خواهند داشت، این انتظار می‌رود که وی بتواند به وعده‌اش در این زمینه رنگ عمل نیز ببخشد. داکتر محمداشرف غنی در مراسم تجلیل از روز جهانی همبستگی زنان گفته است که برای برابری حقوق آنان اصلاحاتی را به وجود خواهد آورد. آقای غنی گفته است که در حکومت وحدت ملی زمینه برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در همه عرصه‌ها وجود دارد و این مشارکت بر اساس شایستگی صورت خواهد گرفت. شکی نیست که در نظر گرفتن  شایستگی برای تطبیق پروژه مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان و سهم‌دهی خانم‌ها در مدیریت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتا امنیتی جامعه می‌تواند تضمین‌کننده پایه‌گذاری تغییر مثبت در این بخش شود، اما نباید فراموش کرد که برای کمک به دست یابی زنان به عنوان یک بخش عظیم از جامعه باید مبتنی بر عدالت جبرانی نیز رفتار شود. زیرا نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که در بهره‌مندی از فرصت‌هایی که برای رشد استعدادها و توانمندی‌ها در جامعه وجود داشته است، زمینه برای زنان و مردان برابر نبوده است.

اگرچه آقای غنی گفته است که پیام حکومت افغانستان در زمینه مشارکت زنان واضح است و زن افغانستان باید مطمین باشد که به عنوان فرد در اداره مشارکت می‌کند نه به اساس روابط و واسطه، اما نباید فراموش کرد که ذهنیت‌دهی در جامعه به نفع زنان نیز کار چندان ساده و آسانی نمی‌تواند باشد. شکی نیست که زنان در بسیاری از بخش‌ها توانسته‌اند شایستگی‌های‌شان در مدیریت را نشان دهند. تاکنون زنان در بخش‌های مدیریتی متنوع چون وزیر، والی، شاروال و سایر بخش‌ها حضور موفق داشته‌اند. حتا در برخی از مباحث امنیتی نیز نمایش بسیار قابل ملاحظه‌ای از سوی زنان نشان داده شده است. برخی از زنان توانسته‌اند در مقابله با نیروهای مسلح مخالف دولت افغانستان حضور فعال بگیرند و باعث شکست این مخالفان شوند. این می‌تواند مبین این واقعیت جدید باشد که روی نقش و موثیریت نقش زنان حتا در بخش‌های مدیریت امنیتی نیز باید به صورت بسیار جدی حساب شود.

 

اشتراک گذاري با دوستان :