خواست زن‌های افغانستان

- دای چوپانی

پنج‌هزار سال پیش در افغانستان پادشاهی بود به اسم «فوش‌فوش». آن زمان تکنالوژی تا این حد پیشرفت نکرده بود که اسم پادشاه اشرف غنی باشد. معمولا مردم با همین قسم نام‌ها گذاره می‌کردند. فوش‌فوش خیلی حق‌زن‌شناس بود. در کابینه‌اش همیشه پنج وزیر زن داشت. یک روز فوش‌فوش همه زنان افغانستان را جمع کرد و در جریان سخنرانی به آن‌ها گفت: «خانم‌های محترم! شما در دولت من پنج وزیر دارید. بیست فیصد ریاست‌ها را شما اداره می‌کنید. باز هر روز فوش‌فوش می‌کنید که حق ما کم است و این و آن. بیشتر از این شما از من چه می‌خواهید؟» زن‌ها که از نهایت شرمندگی سرخ گشته بودند، از فوش‌فوش پنج‌هزار سال مهلت خواستند تا بین هم مشوره کنند و جواب این سوال پادشاه را بگویند.هرچند خیلی زشت است که من از جلسه مشورتی زن‌ها در این‌جا چیزی بنویسم و شما مردها آن را بخوانید؛ اما چاره چیست. زن‌ها در جلسه مشورتی یک‌به‌یک خواست‌های خود را مطرح کردند و بالاخره لیستی شامل این موارد را به پادشاه فرستادند: «۱- تعمیر یک پوهنتون جداگانه برای زنان به کمک خلیفه اردوغان یا ابوبکر البغدادی. ۲- راه‌اندازی برنامه‌های آموزشی رهبری و مدیریت برای زنان به کمک امارات متحده عربی و یا سعودی عرب. ۳- توجه خاص به زنان در پروژه‌های سرک‌سازی و کندن‌کاری معدن مس عینک لوگر. ۴- نصب بیلبورد در تمام شهرهای افغانستان با عنوان «زن می‌تواند». ۵- پذیرفتن زن‌ها به عنوان نصف جمعیت افغانستان.» گفته می‌شود که هرچند زن‌ها در مطرح کردن خواسته‌های‌شان خیلی وقت‌تلفی کرده‌اند و پادشاه فوش‌فوش در این میان فوت نموده، ولی پادشاه فعلی گفته است که به پاس احترام به تاریخ میهن و پادشاه فوش‌فوش، تمام خواسته‌های زن‌ها را می‌پذیرد و در زودترین فرصت آن‌ها را عملی خواهد کرد. ایشان در سخنرانی خود گفت: «ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است. از پل سرخ بگیرید، تازه نیست.»

 

اشتراک گذاري با دوستان :