جلالتمآب رییس خدایداد

- دای چوپانی

روزی که پنج جلالتمآب- عاملان تجاوز گروهی پغمان- و جلالتمآب حبیب استالف اعدام شدند، در گلفروشی‌های شهر گل تازه یافت نمی‌شد. ملاهایی که حاضر نبودند نماز جنازه شهدای اردوی ملی و پولیس ملی را بخوانند، برای نماز خواندن بر جسد این افراد صف کشیده بودند. انسان زمانی در سی‌وهشت متر و بیست‌ودو سانت حیرت فرو می‌رود که می‌بیند قبور این جلالتمآبان به‌صورت اوسط روز سه نفر را شفا می‌بخشند. البته این آمار قبلی است. آمار تازه نشان می‌دهد که بعد از بازگشت جلالتمآب رییس خدایداد به سوی او، این رقم به چهار نفر در روز می‌رسد.
یک نفر که با چشمان اشک‌بار و بینی آب‌رسیده بر سر قبر رییس خدایداد نشسته بود، در میان آه و ناله می‌گفت: «رییس! سرت را بلند کن ببین تو چقدر طرفدار داری. بدان که تو نمرده‌ای و راهت ادامه دارد. رییس! کاش یکبار ببینی که بعد رفتنت جلالت چه کسانی مآب شده. این جهان لیاقت تو را نداشت، اگر نه تو خیلی جلالتمآب‌تر بودی.» این مرد ادعا دارد که بعد از این راز و نیاز با رییس، آرامش درونی یافته و زکام دایمی‌اش بند آمده. یک مرد چهل‌ساله دیگر که گل به گردن داشت گفت: «این گل پلاستیکی را می‌بینید؟ این گل را من از گردن جسد جلالتمآب رییس‌صاحب گرفته به گردن خود انداخته‌ام. از لحظه‌ای که بدنم این گل را لمس کرده، قولنج روده‌هایم به کلی از بین رفته است. به یقین می‌توانم بگویم که حتا زیارت قبور اعضای القاعده به این حد شفابخش نیست.» هرچند هنوز تصدیق نشده؛ اما خانمی ادعا دارد که شبانه بر سر قبر رییس چراغی روشن می‌شود که تمام قبرستان را روشن می‌کند. وزارت انرژی و آب گفته است اگر ادعای این خانم درست باشد، جسد مطهر رییس خدایداد به‌زودی به کابل انتقال داده خواهد شد تا مردم دیگر در تاریکی نان نخورند.

اشتراک گذاري با دوستان :