گروگان‌گیری در زابل و نقش ساختارهای سنتی در افغانستان

- برشنا نظری

برای شهاب‌الدین مذاکره و دیدار مستقیم با افراد گروه اختطاف‌گران وابسته به «دولت اسلامی ‌یا داعش» در ولایت زابل، تازگی خاصی دارد. او فاصله طولانی از مرکز زابل تا ولسوالی خاک افغان را با گروهی از مردان زابلی برای رهایی سی‌ویک گروگان هزاره که از هفته گذشته به این طرف در اسارت به سر می‌برند، پیموده است.
شهاب‌الدین ۶۴ سال دارد و از رهبران قومی ‌پشتون است. او امیدوار است بتواند به‌عنوان بخشی از تلاش‌های وحدت ملی، هزاره‌هایی را که گفته می‌شود از ایران رد‌مرز شده و در راه برگشت به خانه در مسیر راه قندهار- کابل ربوده شده‌اند، رها کند.
در اصل این روزها مساله گروگان‌گیری مردان هزاره، تحت تاثیر خبرهای تکان‌دهنده برف‌کوچ و تلفات انسانی وابسته به خشم طبیعت، به حاشیه رانده شده است.
حتا رییس‌جمهور غنی نیز در سخنرانی «خطاب به ملت» که شنبه شب از تلویزیون دولتی و برخی از رسانه‌های دیگر پخش گردید، به این مساله اشاره‌ای نکرد.
‌شهاب‌الدین در برگشت از محلی که ظاهرا افراد اختطاف‌شده نگهداری می‌شوند، گفته است: «آنان به حرف‌های ما گوش ندادند. اجازه ندادند تا نزدیک برویم. می‌گفتند که موترهای‌شان را در جاغوری متوقف کرده‌اند، موترها را اجازه بدهند تا بگذرند.»
ولسوالی جاغوری در ولایت غزنی موقعیت دارد. غزنی در ۱۵۶ کلیومتری کابل قرار دارد. تاکنون خبری از جاغوری در مورد رویدادی که رو در رویی طالبان و نیروهای مسلح یا مردم را نشان بدهد، پخش نشده است. به‌گفته شهاب‌الدین گروگان‌گیران نخستین خواست خود را مطرح کرده‌اند. اما برخی از مقامات محلی در زابل از جمله عطاجان حق‌بیان، رییس شورای ولایتی زابل گفته است که «گروگان‌گیران فرصت خواسته‌اند و انتظار می‌رود روند گروگان‌گیری به‌طور صلح‌آمیز پایان بیابد.»
در کابل، سران قومی ‌هزاره و حتا دولت خوف از این دارند که افراد «دولت اسلامی‌ یا داعش» که حالا آرام آرام در حال گسترش فعالیت‌های‌شان در افغانستان هستند، تجربه‌های کشتار دسته‌جمعی «سوریه و عراق» را در دشت‌های خسته از جنگ و تفنگ افغانستان تکرار نکنند.
سران هزاره و برخی از تحلیلگران به این باور هستند که دولت می‌تواند با استفاده از عملیات نظامی‌ به رهایی این افراد اقدام بکند. اما عدم حضور نیروهای امنیتی افغان در چندین ولسوالی زابل از جمله خاک افغان، ارغنداب و نوبهار، عرصه فعالیت‌های مسلحانه را برای مخالفین دولت فراخ‌تر ساخته است و هر حرکت نظامی‌ منجر به درگیری‌های شدید و تلفات انسانی جدی در این مناطق خواهد شد.
با آن‌که انتقادهای زیادی از عملکرد حکومت و نیروهای امنیتی در این زمینه صورت می‌گیرد، اما به‌نظر می‌رسد که حکومت با استفاده از ساختارهای قومی‌ و شیوه‌های سنتی به‌طور غیر‌مستقیم در این قضیه پا پیش گذاشته است و بخشی از روند مذاکرات و سروسامان دادن به قضیه رهایی این گروگانان را مدیریت می‌کند.
جنگ‌های تنظیمی‌ و ناهنجاری‌های سیاسی چندین دهه اخیر در افغانستان، شکاف عمیقی از تفرقه قومی ‌را به میان آورده، و این روند فرصت‌های بیشتری به مداخلات کشورهای همسایه فراهم کرده است. اما افغان‌ها هنوز هم به بسیاری از ساختارهای سنتی از جمله «جرگه‌ها» باور قوی دارند. شهاب‌الدین و همراهانش در سفر به ولسوالی خاک افغان، در ترکیب یک «جرگه مصلحت و خیر» حضور یافته‌اند. شهاب‌الدین می‌داند که گروگانان همه هزاره‌ها هستند، اما او و سایر بزرگان قومی ‌می‌خواهند نشان بدهند که باورهای تنظیمی‌ گذشته در افغانستان که همزیستی اقوام را دشوار می‌ساخت، دیگر رنگ باخته است.
با آن‌که افراد مقتدر تنظیمی ‌و برخی از حلقات دیگر همواره تلاش کرده‌اند تا نقش تصمیم‌گیری‌های سنتی را در افغانستان تحت تاثیر قرار بدهند، اما به‌نظر می‌رسد که افغانستان برای سال‌های طولانی به ساختارهای سنتی خود نیاز دارد.
مدیریت این ساختارها هنوز هم با مشکلات جدی همراه است، در بسیاری از موارد تلاش شده است تا از چنین ساختارهایی استفاده ابزاری برای کسب قدرت و یا هم تضعیف مخالفین، صورت بگیرد. اما پر واضح است کاربرد این ساختارها با شیوه‌های درست و مردمی‌ آن می‌تواند، گره بسیاری از مشکلات را باز کند.

غربی‌ها این شیوه را زیر نام (Circle) یا حلقه تا هنوز هم حفظ کرده‌اند و مشکلات عمده‌شان را با استفاده از این شیوه در میان می‌گذارند و راه‌حل می‌یابند.
رژیم دست‌نشانده شوروی سابق در افغانستان در سال‌های نخست دهه شصت خورشیدی، تشکیلاتی را به نام «ریاست اقوام و قبایل» که از دوران زمامداری سردار محمدداوود خان و محمدظاهر شاه زیر عنوان «ریاست سرحدات» در چارچوب شورای وزیران فعالیت می‌کرد، انکشاف داد. بعدها این ریاست در سال ۱۳۶۵ خورشیدی به «وزارت اقوام و قبایل» تغییر نام کرد. این وزارت مسوولیت داشت تا همین ساختارهای قومی‌ را به‌شکل موثری مورد استفاده قرار بدهد، اما در آن سال‌ها جنگ و مشکلات وابسته به آن باعث گردیده بود تا این وزارت بیشتر در مناطق مرزی کشور با اقوام کار کند و تا حدی از گسترش فعالیت نیروهای مخالف دولت وقت جلوگیری ورزد.
در اصل این وزارت که حالا تحت نام «وزارت امور سرحدات و قبایل» فعالیت می‌کند، تقویت درست ساختارهای سنتی نه تنها «جرگه‌ها» بلکه سایر تشکیلات قومی‌ و محلی اقوام مختلف افغانستان است که برای برداشتن مشکلات و باز کردن گره‌های کور، به کار برده می‌شود.
تلاش شهاب‌الدین برای رهایی هزاره‌های در بند افتاده، اگر نتیجه‌ای در پی داشته باشد یا نداشته باشد، شاید یک تلاش محلی جلوه کند، اما ساختاری را که وی به آن معتقد است، بدون شک بخشی از قوت افغانستان جنگ‌زده برای رسیدن به همزیستی و برابری اقوام به شمار می‌رود.

اشتراک گذاري با دوستان :