بنیادگرایی؛ ذهنیت توهم‌زده

- عبدالشهید ثاقب

چند روز پیش، گروه داعش به موزه شهر تاریخی موصل سرزده و آثار باستانی آن را که یادگار مدنیت‌های تاریخی منطقه بود، تخریب کرد.
تخریب آثار باستانی موزه ملی عراق، پس از تخریب مجسمه بودای بامیان توسط طالبان، دومین جنایت فرهنگی است که توسط بنیادگرایان در منطقه اعمال می‌گردد.
بنیادگرایان، مجسمه‌های تاریخی را «بت» و جنایات فرهنگی خود را «بت‌شکنی» می‌دانند و با افتخار، خود را پیرو راستین ابراهیم خلیل‌الله قلمداد می‌کنند.
برای اکثر کارشناسان دینی که در باره افراطیت نظر می‌دهند، شاید نام‌گذاری مجسمه‌های تاریخی به نام «بت» چندان قابل درک نباشد. آخر، همه می‌دانند که عصر بت‌پرستی سال‌ها پیش در جغرافیای جهان اسلام پایان یافته و جایش را اعتقادات توحیدی پر کرده و نگهداری مجسمه‌ها در موزه‌ها، تنها به‌دلیل اهمیت تاریخی‌شان است. اما کسی‌که با ذهنیت حاکم در میان ‌گروه‌های افراطی دنیای عرب آشنایی داشته باشد، می‌داند دشمنی بنیادگرایان با آثار تاریخی، ناشی از ذهنیت پارانویایی و وضعیت توهم‌زدگی است. بنیادگرایان، اساسا پیروزی اعتقادات توحیدی بر آیین‌های پیش از اسلام در جغرافیای پهناور مسلمان‌نشین را به ‌دیده شک و تردید نگریسته و سخن از یک مصالحه ناشی از ضعف می‌گویند. آن‌ها بدین عقیده‌اند که اکثر ملت‌های گرویده به اسلام، به‌ویژه مسلمانان عجم، در حالی که هنوز تعلق خاطر به آیین‌های گذشته دارند، تنها از سر ضعف و ناگزیری به این دین گرویده‌اند. بنیادگرایان، حضور فزیکی آثار تاریخی متعلق به دوره پیش از اسلام را نشانه تعلق خاطر مسلمانان به رسوم و عنعنات دوره جاهلیت پنداشته و آن‌ها را مزاحم دین و ایمان مردم خوانده و مایه گمراهی و اسباب بی‌دینی می‌دانند. آن‌ها اگر هنوز سخن از تهدید «بت»‌ها می‌زنند و جنایات فرهنگی خود را «بت‌شکنی» می‌خوانند، دقیقا به علت ابتلای‌شان به همین ذهنیت توهم‌زده و پارانویایی است. ذهنیت توهم‌زده و پارانویایی، به قول حسین احمدالخشن، پژوهشگر برجسته لبنانی، گفتمان بسیاری از گروه‌های اسلام‌گرای عرب را به گفتمان تشکیکی، خصمانه و نفرت‌گرایانه تبدیل کرده است.

توهم تعلق خاطر به گذشته

توهم تعلق خاطر مسلمانان عجم به آیین‌های گذشته در میان گروه‌های افراطی عرب، چیزی نیست که من از ذهن خود اختراع کرده باشم، بل اندکی تعمق و تامل در آثار رهبران گروه‌های سلفی و وهابی نشان می‌دهد که این ذهنیت غالب در گفتمان گروه‌های افراطی جهان عرب بوده است. به‌گونه‌ای نمونه؛ محمد عابد جابری، نویسنده «نقد عقل عربی» در صفحه ۴۵۲ کتابش از ابن حزم اندلسی (۴۵۶- ۳۸۴ هجری) که یکی از رهبران پیشین گروه‌های سلفی می‌باشد، چنین نقل می‌کند: «فارس‌ها حکومت کهن داشتند و نیروی قدرتمندی بودند که بر ملت‌ها حاکم بودند، حتا خود را آزاده و دیگران را بنده می‌دانستند. اما این حکومت به‌دست مسلمانان اعراب نابود شد که به حق ضربه‌ای بزرگ و آزمایشی عظیم بود. چون‌ که اعراب مسلمان برای فارس‌ها و دیگر اقوام همسایه خطری محسوب نمی‌شدند، به همین دلیل نمی‌توانستند که بپذیرند که مغلوب اعراب شده‌اند، به راه‌های گوناگون و طرق متعدد متوسل شدند تا با اسلام به منازعه برخیزند… به علت آن‌که نتوانستند با توسل به شمشیر به مرادشان برسند در پی حیله و نیرنگ برآمدند. عده‌ای مسلمان شدند و مدعی دفاع از اهل بیت رسول اکرم (ص) شدند… در باره‌ای ظلمی که نسبت به علی روا شده بود، غلو کردند. بعد از آن‌که اعتماد شیعیان را به‌دست آوردند، آنان را به انواع و اقسام راه‌ها سوق دادند. مساله انتظار را مطرح کردند، یعنی فردی به نام مهدی صاحب حقیقت دین است. این‌گونه ادعاها تا به آن‌جا پیش رفت که عده‌ای دعوای پیامبری کردند…، برخی تا قبول حلول یا بیهوده خواندن شریعت پیش رفتند… در میان آنان کسانی پیدا شدند و افرادی را تا مرحله و مرتبه‌ای اولوهیت رساندند». ابن حزم می‌افزاید: «از این ریشه‌ای خبیث، فرقه‌هایی همانند اسماعیلیه و قرامطه به‌وجود آمد.»

بت‌های ذهنی

مصطفی ملکیان، دین‌ پژوه معروف ایرانی، در جایی ازاریشفروم، روان‌کاو و فیلسوف اجتماعی آلمانی‌تبار آمریکایی نقل می‌کند که بت‌پرستی چیزی نیست جز مطلق دانستن امور مقید و مشروط، کاملا نگاشتن جنبه‌های ناقص جهان، و تسلیم شدن به آن امور و جنبه‌‌های به مقام خدایی رسیده.
او می‌گوید: «بر این اساس، هر گاه موجود و پدید‌ه‌‌ای را که در واقع مقید و مشروط و ناقص است مطلق و کامل تلقی کنیم و بالطبع و بالتبع تسلیمش شویم بت‌پرست شده‌‌ایم و در این جهت، فرقی نمی‌‌کند که آن موجود و پدیده چه چیزی باشد. چنین نیست که به مقام اطلاق و کمال فرابردن پاره‌‌ای از چیزها بت‌پرستی باشد، ولی اگر همین معامله را با پاره‌ای چیزهای دیگر داشته باشیم بت‌‌پرست نشده باشیم».
یکی از مصادیق بت‌پرستی در دنیای مدرن، توهم‌زدگی است. ذهنیت‌های توهم‌زده و پارانویایی، به‌دلیل اعتقاد بیش از حدشان به توهم‌های‌شان، مواضع فکری خود را مطلق و چون و چرا ناپذیر دانسته و دیگران را تکفیر می‌کنند و سزاوار حذف می‌پندارند. بهترین شکل مبارزه علیه بت‌پرستی در دنیای امروزی، مبارزه علیه توهم‌پرستی است.

اشتراک گذاري با دوستان :