کمک‌ها باید از یک دست اداره شود

اقدامات حکومت در مدیریت عملیات کمک‌رسانی برای آسیب‌دیدگان فاجعه طبیعی پنجشیر درخور ستایش است. حکومت باید در کنار عملیات پاک‌سازی، راه‌حل‌ها و نجات آسیب‌دیدگان یک برنامه استراتژیک برای ظرفیت‌سازی در کمیته حالات اضطرار نیز تدوین کند. کمیته حالات اضطرار باید دفاتر ولایتی داشته باشد. این کمیته باید در هر ولایت، برای خودش ذخایر استراتژیک بسازد. هم‌چنان مطابق وضعیت اقلیمی هر ولایت باید افزار و ماشین‌های مورد نیاز در اختیار دفاتر ساحوی کمیته حالات اضطرار قرار قرار گیرد. مثلا کمیته اضطرار در ولایتی مثل پنجشیر باید ماشین‌های برف‌پاک داشته باشد. اداره‌های دیگر دولتی فعال در آن‌جا از جمله پولیس و وزارت فواید عامه نیز باید مجهز با افزار مبارزه با برف‌باری‌های سنگین باشند. تقریبا تمام وزارت‌خانه‌های حکومت در مصرف بودجه‌شان ناکام‌اند. این وزارت‌خانه‌ها به اذعان وزارت مالیه، قادر به طراحی پروژه‌ها و تطبیق آن نیستند. به همین دلیل است که بودجه وزارت‌خانه‌ها در هر سال به سال دیگر گذار می‌کند.
خریداری افزار کار برای اداره‌های ولایتی، آسان‌ترین پروژه‌ای است که وزارت‌خانه‌ها می‌توانند تطبیق کنند؛ این امر به طراحی‌های پیچیده نیاز ندارد. وزارت فواید عامه باید در پنجشیر، پکتیا، بدخشان و ولایات نظیر آن، ماشین‌های سنگین برف‌پاکی داشته باشد. کمیته حالات اضطرار هم باید کمبودهای خود را از این ناحیه جبران کند. نباید اداره‌های دولتی، همیشه منتظر بحران بمانند. اداره‌های دولتی باید برای به حداقل رساندن آسیب‌های بحران‌های احتمالی، برنامه داشته باشند. نباید همیشه بحران ما را به‌دنبال خود بکشد. مدیریت دایمی بحران، هنر نیست. باید برای پیش‌گیری از حوادث و یا به حداقل رساندن آسیب‌های احتمالی هر نوع حادثه طبیعی، سازمان‌های دولتی ما برنامه داشته باشند.
اعلام عزای عمومی برای گرامیداشت از قربانیان، برف‌کوچ پنجشیر، سزاوار ستایش است. دلجویی از بازماندگان قربانیان حوادث طبیعی وظیفه دولت، سیاستمداران، نهادهای ملی و تمام شخصیت‌هایی است که در جامعه صاحب نفوذ و رسوخ‌اند. دگرگونی مهم و امیدبخش دیگر این است که تقریبا در تمام ولایات کشور، برای کمک به آسیب‌دیدگان حادثه برف‌کوچ پنجشیر کمک جمع‌آوری می‌شود. این امر به همبستگی بیشتر مردم افغانستان کمک می‌کند. روشن است که جامعه مدنی، ابتکار جمع‌آوری کمک در تمام ولایت‌ها را به دوش دارد، اما برای مدیریت بهتر این کمک‌ها لازم است تا یک مرجع بااعتبار از یک دست کمک‌رسانی را اداره کند. مثلا هلال احمر باید یک حساب بانکی باز کند و همه سازمان‌های جامعه مدنی پول‌هایی را که جمع‌آوری می‌کنند، به آن بریزند. بعد کمیته حالات اضطرار و نهادهای مربوط دیگر در هماهنگی با جامعه مدنی این پول‌ها را در بخش‌های مورد نیاز به مصرف برسانند.
اگر نهادهای گوناگون جامعه مدنی، به‌صورت پراکنده کمک‌رسانی کنند، از موثریت کارشان کاسته می‌شود. اگر هماهنگی نباشد، شاید چند نهاد مدنی در یک روستا مقدار زیاد داور ببرند، در حالی به دارو در آن‌جا نیاز نباشد و مردم آن منطقه به لباس نیاز داشته باشند. اگر کمک‌رسانی از یک دست اداره شود، هم جلو ریخت‌وپاش گرفته می‌شود و هم موثریت کمک‌رسانی خیلی بالا می‌رود. علاوه بر کمک‌رسانی حکومت باید در مورد بقای اقتصادی آسیب‌دیدگان برف‌کوچ نیز فکری اساسی بکند. برف‌کوچ زیربنای اقتصاد روستایی را نابود کرده است. در آن‌جا دیگر نه جوی است، نه درخت، نه بز و گوسفند و نه کلبه‌های گلین؛ تمام امکانات زندگی ابتدایی روستایی از میان رفته است. اگر برای تامین معیشت درازمدت آسیب‌دیدگان روستایی چاره‌ای اندیشیده نشود، روستایی‌های آسیب دیده ناگزیر هستند، به شهر بیایند و این امر مشکلات‌شان را بیشتر می‌سازد.

اشتراک گذاري با دوستان :