چشم‌انداز پروسه صلح

- محمد شریفی

در این روزها مدام سخن از آغاز عنقریب مذاکرات صلح افغانستان زده می‌شود. مقامات افغانستان، پاکستان و ایالات متحده امریکا، هم از بهبود روابط افغانستان و پاکستان ابراز خوش‌بینی کرده‌اند و هم نسبت به موفقیت پروسه صلح به رهبری دولت افغانستان امیدواری‌شان را نشان داده‌اند. در این میان برای شهروندان افغانستان این پرسش مطرح است که چه نشانه‌ها و قراینی وجود دارد که این بار بر خلاف دهه گذشته روند صلح با طالبان به نتیجه برسد و پاکستان در امر همکاری با افغانستان برای تامین صلح و ثبات صادقانه تلاش خواهد کرد. برای پاسخ به این پرسش نگاهی داریم به شواهد و علایمی که دال بر تغییر مناسبات بین‌المللی افغانستان به‌خصوص در روابط با پاکستان و غرب است از یک‌سو و از جانبی نیز نشانه‌هایی وجود دارد که استراتژی پاکستان در قبال طالبان و دهشت‌افگنان در حال بازنگری است و از جانب سوم هم طالبان در واقعیت به مراتب ضعیف‌تر نسبت به سال‌های قبل قرار دارند.
با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی در افغانستان، پایه‌های نظام سیاسی بر آمده از مصوبات بن مستحکم گردیده است و از قدرت چانه‌زنی واعمال فشار لازم برای دستیابی به اهداف خود بر خوردار است. هم‌چنین حکومت وحدت ملی دارای مشروعیت داخلی و بین‌المللی است، زیرا مبتنی بر آرای ملت و اجماع نخبگان و سیاستگران افغانستان است. در عرصه سیاست خارجی امضای موافقت‌نامه‌های امنیتی با ناتو و امریکا روابط افغانستان با غرب را محکم، خدشه‌ناپذیر و مبتنی بر اعتماد و همکاری متقابل تعریف کرده است. در سطح منطقه‌ای نیز دیپلوماسی حکومت وحدت ملی با توجه به اهمیت کشورهای همسایه و منطقه از جمله پاکستان رویکرد واقع‌گرایانه را در راستای تعامل با آن‌ها در پیش گرفته و در صدد رفع دغدغه‌ها و نگرانی‌های معقول آن‌ها بر آمده است که این روند منجر به ارتقای کم‌پیشینه روابط افغانستان و پاکستان شده است. بنابراین حکومت وحدت ملی در موقعیت به مراتب قوی‌تر نسبت به دولت پیشین برای چانه‌زنی‌های بین‌المللی و احیانا اعمال فشار بر پاکستان، قرار دارد.
در مورد پاکستان احساس می‌شود که چند متغیر آن‌ها را به سمت همکاری با افغانستان به‌جای تخریب سوق داده است. نخست؛ حوادث خون‌بار تروریستی در خاک پاکستان از جمله حمله وحشیانه تروریستان بر مکتبی مربوط به فرزندان نظامیان در دسامبر سال گذشته که در پشاور رخ داد، عمیقا پاکستانی‌ها را وادار به بازنگری استراتژی حمایت از دهشت‌افکنان کرده و اثبات کرد که طالب و تروریست خوب و بد ندارد و تروریستان در هر کجا که فرصت یابند ددمنشی‌شان را نشان خواهند داد.
دوم؛ حکومت وحدت ملی در افغانستان با توجه به مطالب پیش گفته بسیار متفاوت از دولت قبل است، هم برای پاکستان امکان دیالوگ و گفتگو با کابل در راستای رسیدن به مافع مشترک وجود دارد و هم کابل فعلی توان اعمال فشار بر پاکستان را دارد. کابل پساکرزی ابزاری‌های لازم بین‌المللی و منطقه‌ای را در اختیار دارد تا پاکستان را تحت فشار قرار دهد.
سوم؛ آرایش جدید تروریستان بین‌المللی مبتنی بر قرائت رادیکال و قشری از اسلام در قالب داعش و زمزمه‌ها و نشانه‌های گسترش روزافزون آن خطرات مشترک را متوجه افغانستان و پاکستان و دیگر دولت‌های منطقه و حتا غرب کرده است و این امر نیز به نوبه خود در سوق دادن پاکستان به سوی همکاری با افغانستان بی‌تاثیر نیست.
اما طالبان و دیگر گروه‌های دهشت‌افگن که علیه دولت افغانستان در چند سال گذشته جنگیده‌اند امروز دیگر امیدهای خود برای دستیابی به قدرت در افغانستان را از دست داده‌اند. برگزاری انتخابات و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت آب سردی بود که بر صورت آن‌ها پاشیده شد. استحکام روابط افغانستان با غرب و تعهد عمیق آن‌ها برای حمایت موثر و دوامدار از افغانستان عامل دیگری است که مخالفان مسلح افغانستان را در جایگاه به مراتب ضعیف‌تر قرار داده است. تغییر پیش‌گفته در رویکرد پاکستان ارزش ابزاری طالبان را نیز با خطر مواجه ساخته است. با توجه به مطالب و نکات فوق نشانه‌ها و علایم قابل قبولی برای بهبود روابط افغانستان و پاکستان می‌باشد. با این وجود از یاد نبریم که درایت، وحدت نظر و خردمندی رهبران حکومت وحدت ملی و همین‌طور تقارن منافع افغانستان و اطراف ذی‌نفوذ بیرونی عوامل اساسی در تضمین این روند به شمار می‌روند.

اشتراک گذاري با دوستان :