نشست سران قلب آسیا باید برای مبارزه با داعش دایر شود

- سید مهدی منادی- استاد دانشگاه و پژوهشگر روابط بین‌الملل

در پی افزایش گزارش‌ها از اقدامات گروه دولت اسلامی، دستگاه دیپلوماسی کشور باید اقدامات موثرتری برای مبارزه با این گروه روی دست گیرد. یکی از دلایل پیشروی گروه دولت اسلامی‌ در عراق تاخیر در شکل‌گیری ایتلاف بین‌المللی برای مقابله با آن است. گزارش‌های اخیر از واقعیت‌های گسترش تهدید داعش و تاثیرات آن بیش از هر زمان دیگر موجب افزایش نگرانی شده است. گزارش‌های ارایه‌شده از جابه‌جایی پرچم‌های سفید به سیاه، بیانگر تحول در رهبری این گروه‌ها و به کار گرفته شدن این گروه‌ها به مثابه عسکر برای گروه دولت اسلامی ‌است. گسترش داعش از طریق تحریک اسلامی ‌ازبکستان در شمال و از طریق گروه‌های جداشده از طالبان در غرب و جنوب، وضعیت را بحرانی نشان می‌دهد.
در سوی دیگر به‌نظر می‌رسد که پروسه صلح با طالبان در این اواخر فرایند مبارزه با گروه‌های رادیکال را نرم کرده است. اما لازم است که دولت‌مردان از یک‌سو میان گروه در حال ظهور دولت اسلامی‌ و طالبان تفکیک قایل شود و برای این گروه، طرح‌های امنیتی متقاوت‌تری را اختیار نماید و از سوی دیگر اقدامات موثرتری را در محیط منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تقویت کند.
براساس برنامه‌های گروه دولت اسلامی، ‌ولایت خراسان در چارچوب امپراتوری دولت اسلامی‌ شامل بخش‌هایی از افغانستان، ایران و پاکستان است و این گروه تلاش دارد خلافت اسلامی‌ خویش را تقویت کند. با توجه به این‌که مناطق ناامن افغانستان قبلا مورد استفاده گروه‌ها قرار داشته است، گروه دولت اسلامی ‌با دریافت بیعت از گروه‌های رادیکال پراکنده از آن‌ها به‌عنوان عسکر در امتداد برنامه‌های خویش استفاده خواهد کرد. این موضوع بیش از هر زمان دیگر امنیت ملی افغانستان را مورد تهدید قرار داده است. هرگونه سهل‌انگاری در برابر داعش در کوتاه‌مدت زمینه گسترش هرج‌ومرج و اقدامات فراقانونی نظیر هنجارشکنی، گسترش شبکه‌های مافیایی و آدم‌ربایی گروه‌های سرکش می‌گردد. در بلندمدت موجب گسترش اقدامات این گروه و شکل‌گیری بسترهای واقعی فعالیت آن حتا در مناطق امن میسر می‌گردد.
گروه دولت اسلامی‌ در برنامه ولایت خراسان، فرصت تازه‌ای را برای بازتعریف هویت گروه‌های رادیکال مذهبی و سیاسی جنوب، شمال و شمال‌شرق ما فراهم ساخته است. گروه‌های رادیکال در مناطق فتا، سینکیانگ،‌ دره فرقانه و چچن که با تضعیف القاعده و کشته شدن بن‌لادن از بحران رهبری، مالی، هویتی و برنامه‌ریزی منسجم رنج می‌برند، حالا فعالیت‌های خویش را در قالب پرچم‌های سیاه و اهداف دولت اسلامی‌ پیش می‌برند. گزارش‌های رسیده از ولایت‌های شمالی هر کدام سرپل، فاریاب، کندز نشان می‌دهد که تحریک اسلامی ‌ازبکستان بیش از هر زمان دیگر افزایش یافته است. در این رابطه سفیر ازبکستان باید خواسته شود و در این مورد پرسیده شود. در ولایت‌های غربی به‌خصوص زابل نیز گزارش‌هایی مبنی بر حضور و گسترش داعش ارایه شده است. به عبارت کامل‌تر افغانستان نقطه تلاقی تروریسم خاورمیانه‌ای (دولت اسلامی)- تروریسم فتایی (مناطق خودمختار قبایلی پاکستان)- تروریسم آسیای مرکزی و پیرامون آن (فرقانه، سینکیانگ، چچن) تبدیل شده است.
فرایند گسترش گروه دولت اسلامی ‌با توجه به تجربه افغانستان از این گروه‌ها؛ چندان بزرگ پنداشته نمی‌شود،‌ اما عقل حکم می‌کند که برای مقابله با تهدید هر چند که کوچک هم باشد، باید اقدامات پیش‌گیرانه- براساس ادبیات دکترین نوین پیش‌گیرانه و پیش‌دستانه- روی دست گرفته شود. دولت افغانستان در کنار اقدامات داخلی لازم است در امتداد سیاست خارجی افغانستان، تهدید گروه دولت اسلامی ‌را در قالب ساختارهای منطقه‌ای طرح و براساس آن درخواست همکاری کند.
در خاورمیانه ایتلاف جهانی برای مبارزه با تروریسم به رهبری امریکا شکل گرفت. این ایتلاف براساس کمک‌های بین‌المللی به عراق حمایت‌های گسترده دریافت کرد. اما چنددستگی در میان کشورهای منطقه، دولت ایران و سوریه را از لیست همکاران مبارزه با گروه دولت اسلامی ‌حذف کرد. این چنددستگی عملا طرح مبارزه با دولت اسلامی‌ را با چالش روبه‌رو ساخته است. به‌نظر می‌رسد که همکاری برای مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ با محوریت امریکا، نقش ایجابی یا کافی کشورهای منطقه را، به‌خصوص چین و روسیه را، کاهش می‌دهد. افغانستان با توجه به فرصتی که در گذشته جامعه جهانی به آن داده است، می‌تواند رهبری مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ را به همکاری کشورهای منطقه و جامعه جهانی و امریکا به مثابه همکار به عهده بگیرد. افغانستان به مثابه محور قربانی، از فرصت‌های منطقه‌ای برای مبارزه با گروه دولت اسلامی، فرصت استفاده از گزینه‌هایی ذیل را در سیاست خارجی دارد:
۱٫ نشست فوری برای واکنش به گروه دولت اسلامی ‌با حضور سران کشورهای پروسه قلب آسیا و حامیان این پروسه (امریکا و اتحادیه اروپا) در کابل برگزار گردد. در این نشست از گسترش تهدید دولت اسلامی‌ در افغانستان و متعاقبا به سرزمین‌های آن‌ها هشدار داده شود. از تمامی ‌این کشورها درخواست اقدام فوری مالی- اطلاعاتی- نظامی‌ برای مقابله با گروه دولت اسلامی‌ در افغانستان صورت پذیرد. میکانیزم مشوره‌های سیاسی در پروسه استانبول از جمله ارکان‌هایی است که می‌تواند زمینه گردهمایی کشورهای این پروسه را فراهم بسازد. هم‌چنین در بخش تدابیر اعتمادسازی پروسه استانبول؛ افغانستان رهبریت تدبیر مبارزه با تروریسم را به عهده دارد. براساس این تبدیل افغانستان می‌تواند از ۱۰ کشور دیگری که عضویت این تدبیر را به عهده دارد (روسیه، هند، چین، ایران، قزاقستان،‌ قرقیزستان، تاجیکستان، ترکیه،‌ امارات و آذربایجان) درخواست نشست و همکاری‌های بعدی را انجام دهد. این کشورها هر کدام به نحوی با داشتن منابع تهدید می‌توانند یکی از قربانیان گسترش دولت اسلامی‌ باشد، از این رو افزایش اعتمادسازی میان این کشورها براساس این اصل، فرصت خوبی برای تقویت پروسه استانبول است.
۲٫ فارغ از میکانیزم‌های پروسه استانبول، افغانستان براساس قطع‌نامه ۱۳۷۳ و ۱۳۶۸ هم‌چنان یکی از قربانیان تروریسم است،‌ افغانستان با استناد به این قطع‌نامه‌های شورای امنیت، می‌تواند همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی را برای مبارزه با گروه دولت اسلامی ‌درخواست کرده و به مثابه میزبان این مجموعه اقدامات برای مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ فعالیت کند.
افغانستان نباید به‌عنوان محیط خالی از قدرت، مثابه محیطی برای تخلیه انرژی رادیکال دولت اسلامی ‌استفاده شود. هر گونه سهل‌انگاری در امر مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ به مثابه تقویت گروه دولت اسلامی‌ در افغانستان است که موجب استفاده شدن افغانستان به‌عنوان کشوری برای تخلیه انرژی رادیکالیسم می‌گردد. فارغ از طرح‌های مشترک همکاری؛ افغانستان باید متوجه اتباع و گروه‌های کشورهای منطقه باشد در صورت مشاهده اتباع آن‌ها به‌صورت تروریست، سفیر کشورهای همسایه را به علت گسترش فعالیت اتباع آن‌ها در خاک افغانستان- برای ارایه پاسخ- بخواهد و هم‌چنان در مورد مدیریت گروه‌های تروریستی‌شان به خاک افغانستان به آن‌ها تذکر دهد که افغانستان نمی‌تواند یک بار دیگر منطقه‌ای برای گروه‌های تروریستی و یا جنگ‌های نیابتی تبدیل شود.

اشتراک گذاري با دوستان :