جاسوسان باافتخار – قسمت پنجم

- امرالله صالح

(نقش استخبارات در جنگ‌های کوچک و دیپلوماسی در افغانستان از دوره نورمحمد تره‌کی تا حامد کرزی)

شوربای زهرآگین در شامگاه سرد زمستانی

حفیظ‌الله امین به تاریخ ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۷۹ قدرت را در اختیار گرفت. نورمحمد تره‌کی را در هفته اول ماه اکتوبر کشت. حضور پرچمی‌ها در قوای مسلح، قیام‌های مردمی ‌گسترش‌یافته، تردید در صداقت مسکو در حمایت از خودش و تحکیم جایگاه حکومت با بافت جدید در کشور، از چالش‌ها و اولویت‌های حکومت او بود.
حداقل از قراین چنین استنباط می‌گردد که او برای هر یکی از این مسایل راه و چاره استخباراتی سنجیده بود. منابع داخلی و خارجی به شمول نشرات حزب دموکراتیک خلق افغانستان، از امین به‌عنوان یک آدم بی‌رحم و خودخواه یاد می‌کنند. در حالی‌که دسته‌ی خلق و پرچم خود را در افتخارات انقلاب ثور شریک می‌دانند، اما از دوره حفیظ‌الله امین به‌عنوان دوره اختناق و ترور دولتی یاد می‌شود.
«د افغانستان د گتو ساتنی اداره» یا همان اگسا در دوره حفیظ‌الله امین تغییر نام داد. اگسا جای خود را به «کارگری استخباراتی موسسه، یا کام» خالی کرد. تحقیقات زیاد در ارتباط به کام وجود ندارد. کسانی‌که در آن اداره کار کرده‌اند از سخن گفتن ابا می‌ورزند و هراس از انتقام جامعه و عذاب وجدان دارند. حفیظ‌الله امین با اتکا به باورهای استخباراتی خویش زیادترین کار این بخش را نیز خودش نظارت می‌کرد. منابع داخلی و خارجی گویای آن است که در دوره و حاکمیت او دو نفر بیشترین مسوولیت استخباراتی را داشتند: یکی محمدعزیز اکبری که از اقارب اسدالله سروری بود و از مجرای جاسوسی برضد سروری، خود را به امین شیرین ساخته بود و دیگری اسدالله امین که از اعضای خانواده امین بود.
در ارتباط به محمدعزیز اکبری معلومات زیاد در دست نیست. منابع حزب دموکراتیک می‌گویند که او بعدها در یکی از سفارت‌خانه‌های افغانستان تقرر حاصل کرد و دیگر به افغانستان برنگشت. اما اسدالله امین تا آخر با حفیظ‌الله امین هم‌سرنوشت باقی ماند.
رژیم امین را تمامی ‌کشور‌های دنیا به رسمیت شناختند؛ اما با آن‌هم امین خودش را بسیار نامطمین و لرزان احساس می‌کرد. او تمایل داشت که یا با امریکا و یا هم با شوروی روابط بسیار عمیق ایجاد کند تا رژیم پایه حمایتی پیدا کند. او خود در مطبوعات حاضر شد و از جنرال ضیاالحق، دکتاتور پاکستان، خواهش کرد که به‌خاطر بهبود روابط دو کشور، وزیر خارجه کشورش آقای آغا شاهی را به کابل بفرستد.
پناهگاه‌های شورشیان و مجاهدین افغان در پاکستان دیگر پنهان نبود. در زمان امین ده‌ها مرکز کوچک تعلیم برای مجاهدین و ناراضیان افغان در خاک پاکستان ایجاد شده بود. پاکستانی‌ها درب مذاکره با امین را باز گذاشتند ولی برنامه راهبردی و استراتژیک خویش را با امریکا مطرح ساختند تا چگونه بتوانند رژیم را در افغانستان تغییر بدهند. قیام‌های مردمی‌ باعث شده بود که ساحات زیادی از روستاهای افغانستان از اختیار دولت خارج شود ولی این قیام‌ها تشکیلات منظم نداشتند. یعنی رژیم می‌توانست با استفاده از قوا هر یکی از این قیام‌ها را سرکوب کند و ساحه را دوباره در اختیار بگیرد. با آن‌که نماینده‌های امین با نماینده‌های حکمتیار در کنر دیدار کردند و سفارت پاکستان در کابل با تمامی ‌وزیران دوره امین ملاقات کرد اما معلوم بود که سازش با پاکستان و نیروهای مذهبی کار درازمدت و زمان‌بر است.
از این‌رو امین راه دیگری نداشت به جز از این‌که با طرح نو و تضرع بیشتر از شوروی کمک بخواهد. امریکایی‌ها بعد از کشته شدن دابس که یکی از شوروی‌شناسان وزارت خارجه امریکا حساب می‌شد، ترمیم رابطه با رژیم کابل را مشکل می‌دیدند. حضور سید داوود ترون یکی از وفادارترین یاران امین در صحنه عملیات که باعث از بین رفتن سفیر شده بود، به نحوی پای امین را در این قضیه دخیل می‌ساخت. امین چندین بار با کاردار سفارت امریکا ملاقات کرد و تشریح داد که در کشتن سفیر نقش نداشته است اما این تماس‌ها یخ ضخیم در رابطه میان کابل و واشنگتن را نتوانست بشکند.
کی‌جی‌بی و امنیت نظامی ‌شوروی یا «جی‌آریو» طرحی آماده برای برکناری امین نداشتند و به‌خاطر تطبیق برنامه‌های خود نیاز به زمان داشتند. روی همین دلیل بود که می‌خواستند امین را در یک حالت مصنوعی، فریبنده و خوش‌باورانه حفظ کنند و به او این ذهنیت را که شوروی در پی براندازی‌اش است ندهند. امین در این زمان به بز قربانی می‌ماند که صاحبش هر لحظه آن را نوازش می‌کند، کاه بیشتر برایش می‌دهد، چشمانش را سرمه می‌کند ولی کارد قصاب را نشانش نمی‌دهد.
در زمان امین شوروی‌ها معاهده افزایش همکاری‌های نظامی‌ را با قوای مسلح افغانستان امضا کردند. امین به‌خاطر جلب اطمینان بیشتر آن‌ها، دست به یک سری اقدامات زد که فکر می‌کرد می‌تواند برایش جایگاه در قلب برژنف و کی‌جی‌بی ایجاد کند. او از سازمان استخباراتی شوروی خواست که برایش کمک کند تا محل کار و اقامت خویش را به تپه تاج بیک انتقال دهد. امین فکر می‌کرد که موقعیت ارگ نامناسب است و در این موقعیت خودش را آسیب‌پذیر احساس می‌کرد. ارگ کلمه پهلوی است و مفهوم قلعه مستحکم را می‌دهد. امین این کلمه را به «خانه خلق» تبدیل کرد. خواهش دومش این بود که محافظت فزیکی‌اش را ارتش شوروی و به‌خصوص نیروهای ویژه کی‌جی‌بی به عهده گیرند. او هم‌چنان اجازه داد که مشاورین ارتش سرخ در میان قطعات افزایش یابد و حضور یک لوای ارتش سرخ در بگرام نیز به سطحی که شوروی‌ها می‌خواستند بزرگ شود. در زمان امین تنها در بگرام بیش از سه‌هزار نیرو‌ی ویژه ارتش سرخ جابه‌جا شدند.
کی‌جی‌بی از پیشنهادات امین استقبال کرد. برای او داکتر، آشپز و نزدیک به شش‌صد نفر گارد خاص ایجاد کردند. منابع غربی باور دارند که گارد خاصی که از طرف کی‌جی‌بی برای امین ساخته شد، بیشتر از اتباع مسلمان شوروی و از میان اقوام آسیای میانه بودند و این ترکیب به خواهش امین صورت گرفته بود. او نمی‌خواست نشان بدهد که روس‌ها حفاظتش می‌کنند.
دفتر و محل اقامت امین و خانواده‌اش از ارگ یا خانه خلق به تپه تاج بیک منتقل شد. این کار در هفته دوم ماه اکتوبر سال ۱۹۷۹ صورت گرفت. قصر تاج بیک بر ساحات دور و برش اشراف دارد و امین فکر می‌کرد این برتری جغرافیایی می‌تواند در حالت بد برای محافظینش حالت بهتر دفاع و حمله را بدهد. او احتمال کودتا توسط افسران پرچمی‌ را محتمل می‌دانست.
به اساس طرح مشترک کی‌جی‌بی و کام برای حفاظت از امین چهار تا حلقه حفاظتی ایجاد گردید. از بیرون به داخل کمربند اول را قوای افغانی از وزارت‌های داخله و دفاع تشکیل می‌داد. هرچند تعداد کل پرسونل این خط مشخص نیست اما باور وجود دارد که نزدیک به ۱۵۰۰ نفر را شامل می‌شد. کمربند دوم همان قوای ویژه کی‌جی‌بی بود که دور و بر شش‌صد نفر بوده و اکثرشان از جمهوری‌های مسلمان‌نشین آسیای میانه بودند. کمربند سوم نیروهای قومی‌ بودند که از طرف امین مسلح شده بودند و بیشترشان اهالی پغمان، زادگاه امین، بودند. این‌ها وفادارترین‌ افراد به امین بودند. به آن‌ها گفته شده بود که قدرت به قوم و قبیله‌شان تکیه کرده است و مانند گذشته‌ها در پادشاه‌گردشی بعدی قدرت به اعضای خانواده امین می‌رسد و به این اساس پغمان برای همیشه در قدرت خواهد بود. حلقه چهارم که کمربند شمرده نمی‌شد، مخلوطی از افغان‌ها و روس‌ها بود. مثلا آشپزخانه کاملا به‌دست روس‌ها بود ولی پرسونل افغانی نیز در آن وجود داشت. امین به‌خاطری که نشان بدهد بالای روس‌ها مشکوک نیست، از اطرافیانش خواسته بود که دیگر غذای پخته‌شده توسط سرآشپز روس را قبل از او نچشند.
اما کی‌جی‌بی با همان‌ ساز و برگش قبل از به راه‌اندازی یک عملیات پیچیده و پرخطر نظامی، ‌نتوانست امین را توسط زهر از بین ببرد. در یک شامگاه زمستانی در ماه دسامبر سال ۱۹۷۹ در شوربا زهر انداختند. اسدالله امین مسوول درجه یک استخباراتی و امنیتی امین با خوردن آن بیهوش شد. اما داکتران روسی او را به مسکو جهت تداوی انتقال دادند. در ارتباط به این حادثه شایعات بیشتر از حقایق هست. معده اسدالله امین را شستشو کردند و او صحت‌یاب شد. او را از شفاخانه به یک زندان روسی انتقال دادند و بعدها به اثر تقاضای ببرک کارمل به کابل انتقال داده شده و اعدام گردید.
اما با وصف این افتضاح، آشپزان روسی به کار خود ادامه دادند. داکتران و آشپزان روسی که در قصر تاج بیک گماشته شده بودند، همه کارمندان کی‌جی‌بی بودند. تا هنوز اسناد طبقه‌بندی شده آنزمان علنی نشده است که معلوم شود این عملیات ناکام شده بود یا این‌که به‌صورت عمدی نخواستند امین را در این عملیات با زهر از بین ببرند.
من وقتی رییس عمومی ‌امنیت ملی بودم، از طرف سازمان اطلاعات فدرال روسیه که جانشین کی‌جی‌بی است به مسکو دعوت شدم. یک شام مرا به رستورانتی در شهر مسکو به نام رستورانت کی‌جی‌بی بردند که بیشتر شکل یک باشگاه را داشت. گفتند در این رستورانت بازنشستگان قوای مسلح روسیه خوش دارند بیایند و یک‌دیگر را ببینند و تردد دیگران زیاد نیست. بعضی از مشتریان رستورانت نیز کارت عضویت دارند تا هزینه کم‌تر بپردازند. رستورانت با لباس‌ها، مدال‌ها، افزار و شعارهای نظامی‌ و امنیتی تزیین شده بود. برایم خیلی جالب بود. برای زیادتر کسانی‌که به مسلک جاسوسی وارد می‌شوند، زندگی جاده یک‌طرفه می‌شود؛ به بهانه‌های مختلف تا آخر عمر به نحوی از اشکال در این مسلک باقی می‌مانند.
سرآشپز با من صحبت کرد و گفت که «در این رستورانت از دستان من تره‌کی صاحب، امین صاحب، کارمل صاحب، نجیب صاحب و یعقوبی صاحب همه نان خورده‌اند. با بعضی‌ها به‌خاطر دوستی کشور‌های‌مان پیک بالا کرده‌ایم.» او خوب فارسی بلد بود. من با شوخی به او گفتم که خودت در تپه تاج بیک به‌طور خدمتی گاهی توظیف نشده بودی. در اول ندانست. بعد برایش تشریح کردم. خندید. گفت: شما مطیمن باشید همه چیز صحی و بامزه است. چیزی وجود ندارد.
ادامه دارد

اشتراک گذاري با دوستان :