فرصتی که باید درست استفاده شود

- نقیب آروین

این روزها امیدها و نشانه‌ها برای همکاری پاکستان در امر تامین ثبات افغانستان بیشتر شده است. برای حکومت وحدت ملی نیز هیچ برنامه‌ای نمی‌تواند از این توجیه‌کننده‌تر باشد که با وجود همه مشکلات، دولت به‌دنبال راه‌حل‌های مشکلات اساسی است.
این «امیدها» اما چه زمینه‌هایی برای تحقق دارد و اصولا در راستای تامین صلح و در واقع تامین دوستی با پاکستان چه فرصت‌هایی حالا وجود دارد. تا جایی که رییس‌جمهور غنی فرصت حاضر برای گفتگوهای صلح را در طی سی‌وشش سال گذشته بی‌سابقه می‌خواند.
در جهت بیرونی قضیه، همزمان با آخرین سال حضور- دست‌کم جنگی- نیروهای امریکایی، نشانه‌هایی از توافق منطقه‌ای در جهت تامین ثبات البته با چراغ سبز ایالات متحده وجود دارد. پادرمیانی چین به‌عنوان رقیب اقتصادی نه تنها هند که ایالات متحده امریکا، از نشانه‌های اصلی این توافق احتمالی است.
سفرهای رییس‌جمهور غنی به عربستان سعودی و امارات متحده و تلاش در جهت احیای روابط با کشورهای عرب البته کمک‌کننده است تا اجماع منطقه‌ای بیشتری در حمایت از روند صلح به‌وجود آید. در عین حال ایران به‌عنوان یک قدرت مطرح منطقه‌ای نقش قاطعی در وضعیت افغانستان دارد. سفر مشاور امنیت ملی به ایران و نزدیکی سفر رییس‌جمهور و قرار امضای موافقت‌نامه با این کشور بخشی از روند اجماع منطقه‌ای برای تامین ثبات می‌تواند باشد.
سفرهای متعدد راحیل شریف، رییس ستاد ارتش پاکستان و رییس سازمان استخبارات این کشور به کابل و نشانه‌های هماهنگ منطقه‌ای با پشتیبانی امریکا در خصوص ثبات و تمایل دست‌کم جناح ریاست‌جمهوری حکومت وحدت ملی در راستای به ثمر رسانیدن گفتگوهای صلح، مجموعه دلایلی است که می‌تواند به‌گفته رییس‌جمهور فرصت ویژه و بی‌سابقه‌ای برای صلح و در واقع آشتی با پاکستان فراهم کند. اما روی دیگر سکه هند است و مجموعه سرمایه‌گذاری‌هایی که این کشور در طی سیزده سال اخیر در افغانستان انجام داده است. هند نه تنها در این مدت که در طول دهه‌هایی که به دلایل مختلف روابط افغانستان با پاکستان دچار تنش بوده، طرف ثابت دوستی با افغانستان بوده و پس از حکومت موقت این کشور عملا در جهت اثبات و دوام این «دوستی» سرمایه‌گذاری‌های مختلفی داشته است.
اما همان‌گونه که در سطح افکار عمومی در افغانستان تعریف واضحی از دوستی با هند و یا دشمنی با پاکستان وجود ندارد، به همین شیوه در دستگاه دیپلوماسی کشور نیز نقطه توازن در سیاست خارجی چندان روشن نیست. چنان‌که تجربه نشان داده، نه دوستی با پاکستان حاصل رویکرد عامدانه دستگاه دیپلوماسی ما بوده و نه تنش‌زایی در روابط با همسایه جنوبی ما پاکستان از سر انتخاب و عمد بوده است.
هندوستان هم از نگاه اخلاقی و هم از نظر منافع دوجانبه، قطعا گزینه بسیار مطلوبی برای نزدیکی است اما در سوی دیگر پاکستان کشوری است بسیار نزدیک‌تر، با فرهنگی مشترک و به‌ویژه قدرت اثرگذاری بیشتر که حاصل آن دست‌کم طی سیزده‌ساله اخیر کاملا واضح و روشن است.
گذر از گیرماندن در این «جنگ نیابتی» و رسیدن به رویکردی مناسب که بر مبنای آن افغانستان نقطه تلاقی این دو خط موازی باشد، یکی از دشواری‌های سیاست خارجی کشور است. در این سیاست‌گذاری همان‌گونه که توزان و توافق منطقه‌ای و جهانی می‌تواند تعیین‌کننده باشد، البته در بعد داخلی بحث «اجماع ملی» مطرح است و نگاه یگانه و یک‌دستی در خصوص دوستی با پاکستان در سطح ملی وجود ندارد، به‌ویژه این‌که اعتماد به صداقت طرف مقابل همواره محل بحث بوده است.
حکومت وحدت ملی با ترکیب و ساختار دو وجهی خود می‌تواند دست‌کم رویکرد واحد در هر مساله‌ای را با دو دیدگاه مواجه کند که به‌ویژه در زمینه گفتگوهای صلح با طالبان و طرف اصلی این گفتگوها (پاکستان)، از دید بخش دیگر حکومت چهره دیگری دارد.
جنگ طالبان و در واقع چنان‌که پرویز مشرف حاکم پیشین پاکستان اخیرا اشاره کرده است، جنگ طالبان با پشتیبانی پاکستان، به‌صورت مستقیم با بدنه فعلی حکومت و جنبش مقاوت گذشته واقع شده است. دیدگاه رهبران جریان مقاومت بر ضد طالبان که اکنون بیرون از حکومت قرار دارند، در امر گفتگوهای صلح نسبتا تند است، چنان‌که در این زمینه خواستار شفافیت و رسیدن به «اجماع ملی»اند. امری که البته رییس‌جمهور غنی نیز بر آن تاکید کرده و دیدار با سران جهادی بخشی از برنامه رسیدن به این اجماع ملی عنوان شده است. در سوی دیگر حکومت، داکتر عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی قرار دارد که البته نظر نسبتا محتاطانه‌ نسبت به ریاست جمهوری در امر گفتگوهای صلح با طالبان و پاکستان دارد ولی این نکته واضح است که تمامی گفتگوهای منطقه‌ای و جهانی در این باره با این بخش حکومت نیز انجام شده است.
البته در بحث «اجماع ملی» مسایل بنیادی مانند قانون اساسی، دست‌آوردهای سیزده سال اخیر و مسایل اساسی دیگری مانند جایگاه زنان و… از مواردی است که معمولا در مباحث مربوط به گفتگو با طالبان ردیف می‌شود. ولی با همه این‌ها در عرصه ملی یک اجماع اعلام نشده وجود دارد و آن رسیدن به ثبات و امنیت پایدار در افغانستان است. موضوعی که ظاهرا هم‌سویی اعلام‌نشده‌ای از جانب کشورهای ذی‌دخل در مسایل افغانستان را نیز با خود دارد.
این‌که گره همیشه بسته روابط با همسایه جنوبی چگونه باز خواهد شد، باید منتظر روند پرشتاب رفت‌وآمدها و گفتگوهای میان دو کشور بود. موضوعی که رییس‌جمهور کرزی با وجود تمامی مخالفت‌های داخلی و مشکلات منطقه‌ای و جهانی در طول سیزده سال بر آن اصرار ورزید ولی با همکاری پاکستان مواجه نشد. دیده شود که این فرصت منحصربه‌فرد به‌عنوان مهم‌ترین کارنامه حکومت وحدت ملی طی حدود هفت ماه از آغاز به کار چه بازدهی خواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :