سیاحت زمستانی

- آژند

تعطیلات زمستانی اعضای مجلس نمایندگان رو به ختم شدن است و پانزدهم حوت مجلس وارد سال آخر تقنینی خواهد شد. معمولا مجلس نمایندگان دو دوره تعطیلی دارد: یکی در تابستان و دیگری در زمستان. ولی این تعطیلات مانند تعطیلات مکاتب و دانشگاه‌ها نیست که شاگردان و محصلان پس از یک دوره فشرده تدریس و تحصیل برای دو سه ماهی استراحت کنند، تا برای دوره بعدی تحصیلی آماده شوند. معمولا وکلا باید در دو دوره تعطیلی به شهرها و ولایت‌های‌شان سفر کنند و با موکلین خود دیدار داشته باشند. مشکلات موجود، دست‌آوردها و نیازهای شهر و ولایت خود را به مجلس انتقال دهند تا در راستای مشکلات موجود تصمیم‌های درستی گرفته شود. مردم نیز در طول این تعطیلات منتظر حضور وکلای منتخب‌شان در شهرهای خود هستند تا مشکلات را با آنان در میان گذارند. این روال معمول برخورد نمایندگان مجلس با موکلین‌شان و انتقال خواست‌ها و نیازهای مردم‌شان به مجلس و از طریق مجلس به حکومت است.
ولی واقعیت خیلی هم با این روال معمول همخوانی ندارد. به‌طور معمول تعداد زیادی از وکلا در زمان استفاده از تعطیلات زمستانی به‌جای پرداختن به مشکلات مردم در منطقه‌شان به گردش‌های خارج از کشور و به‌گفته عام «چکر زدن» می‌روند. یک تعداد از وکلا در کشورهای آرام و توریستی همسایه خانه‌های رهایشی دارند و بعد از اتمام دوره کاری کیف و بکس‌شان را بسته و به‌سوی عیش و نوش رهسپار می‌شوند.
بارها گزارش‌هایی در رسانه‌ها نشر شده که نشان می‌دهد یک تعداد از وکلا پس از به دست آوردن رای مردم منطقه‌شان و شرف‌یاب شدن در مجلس نمایندگان دیگر روی منطقه و موکلان خود را ندیده‌اند. وکلا با این برخورد رابطه خود را به مردم‌شان به کلی قطع می‌کنند. به همین خاطر مشکلات موجود هیچ‌گاهی به گوش مسوولین نمی‌رسد.
به‌طور مثال هرات در طول این دو سه سال با افزایش چشمگیر ناامنی و بحران اقتصادی و کسادی بازار و غیره روبه‌رو بوده. مردم هرات بارها به‌دلیل افزایش ناامنی‌ها و مشکلاتی از این دست، اعتراض‌ها و اعتصاب‌های گسترده‌ای را راه انداختند. اما به جز کم‌تر از تعداد انگشتان یک دست که هرازگاهی برای حل مشکل به هرات می‌آمدند، بقیه وکلا فقط زمانی که کمیسیونی برای رسیدگی وضعیت در کابل شکل می‌گرفت، در قالب این کمیسیون به هرات تشریف می‌آوردند و در بقیه وقت‌ها خبر نداشتند که چی بر هرات می‌گذرد.
تنها هرات نیست که با چنین مشکلی روبه‌رو است. بیشتر شهروندان افغانستان که در ولایت‌های مختلف کشور زندگی می‌کنند، یک تعداد از وکلای خود را به خوبی نمی‌شناسند. آنان صرف در زمان کارزارهای انتخاباتی چهره‌های حق‌به‌جانب و معصوم وکلای خود را می‌بینند که با چشمان پر از التماس و دستان پر از خواهش از آنان رای درخواست دارند. ولی همین که خرشان از پل گذشت، تنها چیزی که به یادشان نخواهد ماند، خواست‌های مردم و وعده‌های خودشان است.
هرچند سالی که در پیش است متفاوت‌تر از چهار سال گذشته خواهد بود؛ چون دوره دوم مجلس ختم می‌شود و وکلا باید برای به‌دست آوردن دوباره یا سه‌باره کرسی مجلس حضور خود را در میان مردم دوباره آشکار بسازند. هر چند در طول برنامه کاری وکلا همیشه ما با چوکی‌های خالی مجلس روبه‌رو بوده‌ایم. ولی از آغاز سال جدید این کرسی‌های خالی، بیشتر خواهند شد. ولی این بار وکلا به سفرهای چکری خارج نه بلکه برای جذب آرای موکلین‌شان برای بار سوم به‌سوی مناطق خودشان هجوم خواهند برد. متاسفانه وضعیت در افغانستان به شکلی قوام یافته است که بیشتر آرای که در انتخابات پارلمانی یا شوراهای ولایتی یا حتا ریاست‌جمهوری به صندوق‌ها ریخته می‌شود، با انگ‌های قومی و زبانی و منطقه‌ای عجین شده و مردم نیز با همین رویکرد به پای صندوق‌های رای می‌روند و وکلایی را که کم‌ترین فایده‌ای را به منطقه و مردم‌شان رسانده‌اند دوباره و گاه سه‌باره انتخاب می‌کنند.
وکلا نیز در سایه همین ضمانت، کم‌ترین تلاش را برای ایجاد رابطه محکم‌تر با مردم و موکلین‌شان انجام می‌دهند. ورنه اگر این هراس در دل وکلا موجود می‌بود که در صورت عدم پرداختن به موکلین و خواست‌های‌شان بار دیگر امکان گرفتن رای را نخواهند داشت، آنگاه به‌طور مداوم رابطه میان وکلا و موکلین بر قرار می‌بود. این مساله در طول این دو دوره باز هم تکرار شده است و اگر باز هم مردم براساس همان شاخصه‌های قدیمی برای وکلا رای بدهند، ما باز هم فقط اسم وکلای خود را خواهیم شنید و خودشان را کم‌تر خواهیم دید.

اشتراک گذاري با دوستان :