جنگ اوکراین و ژیوپولتیک افغانستان

- همایون تندر- سفیر افغانستان در بروکسل

جنگ اوکراین که بعضی آن را بحران می‌نامند، ده ماه پیش و پس از خیزش‌های مردمی‌ در برابر تغییرات سیاسی در این کشور آغاز شد. این جنگ تا به امروز جان بیش از پنجاه‌وپنج هزار تن را گرفته و نیم‌میلیون اوکراینی را آواره کرده است. زیان‌های اقتصادی هنوز مشخص نشده است، اما می‌توان گفت که چندین دهه پس از ختم جنگ تلافی نخواهد شد. شهرهای شرقی اوکراین که زمانی بیشترین مراکز صنعتی را در خود جای داده بودند، اکنون ویرانه‌هایی بیش نیستند. از جانبی هم روسیه قسمتی از خاک اوکراین (کریمیه) را به قلمرو خود ملحق کرده است.
موضوع این نبشته تحلیل از وضعیت کلی اوکراین نبوده و نگارنده داور نیست که مقصر و بی‌گناه را از هم جدا کند، بلکه کوشش شده است تا به‌صورت فشرده به وقایعی پرداخته شود که تاثیرات آینده آن، در جغرافیای سیاسی منطقه که افغانستان در آن زیست می‌کند قابل رویت خواهد بود. اوکراین در سال ۱۹۹۱ میلادی، استقلال خود را به‌دست آورد. فروپاشی شوروی سبب گسترش اتحادیه اروپا و ناتو به اروپای مرکزی و شرق شد. جمهوری اوکراین در برابر دو گزینه یکی نزدیکی به فدراسیون روسیه و دیگری پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو قرار گرفت. مردم شرق اوکراین عمدتا روسی‌تبار و ارتدکس و غرب کشور اوکراینی‌تبار و کاتولیک هستند. این مساله را می‌توان شکاف بطنی اوکراین توصیف کرد. ادعای تخلف و تقلبات انتخاباتی در نوامبر ۲۰۰۴ میلادی منتج به انقلاب نارنجی شد. این تاریخ را می‌توان نطفه تکوین جنگ اوکراین نامید. کسانی‌که در انقلاب شرکت داشتند، خواستار نزدیکی به اتحادیه اروپا بودند.
این موضع‌گیری در تقابل به برنامه ایجاد اتحاد گمرکی که از طرف روسیه، قزاقستان و روسیه سفید در حال شکل‌گیری بود، قرار می‌گرفت. گام بعدی برنامه اتحادیه گمرکی، تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود. فکر ایجاد این اتحادیه اولین بار توسط آقای نورسلطان نظربایف، رییس‌جمهور قزاقستان در سال ۱۹۹۴ مطرح شد و در اکتوبر ۲۰۱۱ توسط ولادیمیر پوتین (در آنزمان نخست‌وزیر روسیه) دوباره مطرح شد. در ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱ میلادی روسای جمهور روسیه سفید، قزاقستان، ارمنستان و فدراسیون روسیه موافقت‌نامه ایجاد آن را امضا کردند. روز اول سال ۲۰۱۵ میلادی آغاز فعالیت رسمی‌ آن اعلان گردید. روسیه با ایجاد این اتحادیه اقتصادی، الهام گرفته از اتحادیه اروپا، می‌خواهد وزنی در برابر اتحادیه اروپا باشد. آقای پوتین در پراودا نوشت که ما اتحادیه قوی فراملیتی را پیشنهاد می‌کنیم که تبدیل به قطب جهانی امروز شده و پلی بین اروپا و منطقه پرجهش آسیاپاسیفیک شود.
پیشگامان تیوریک این نظریه بر آنند که روسیه نباید دنباله‌رو مدنیت در حال نزول اروپای غربی باشد. از نگاه تاریخی هویت روسیه استوار به زیربنای مستحکم فرهنگ واحدی است که از تلاقی دنیای سلاو و مدنیت ترک‌تبار به‌وجود آمده است. روسیه خود قاره‌ای است بین آسیا و غرب.
رییس‌جمهور پوتین، روسیه و اوکراین را یک ملت واحد خوانده است. بدون شک نبود اوکراین چهل‌وپنج میلیون نفوسی در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، اهمیت این نهاد را کم می‌سازد. دیری نپایید که در برابر این نظر واکنش‌ها نمایان شد. در دسامبر سال ۲۰۱۲ در چوکات کنفرانس سازمان امنیت و همکاری اروپا در دبلن آیرلند، خانم کلینتون، وزیر خارجه وقت، نشستی با اعضای سازمان‌های غیردولتی کشورهای سابق بلاک شوروی دایر کرد. روسیه را متهم به احیای شوروی کرد و گفت «نام او شاید اتحاد گمرکی باشد و یا اتحادیه اوراسیا، فریب نخوریم هدف اصلی را می‌دانیم. تلاش خواهیم کرد تا آن را بطی بسازیم یا مانع آن شویم.»
گام نخست در جهت ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا، اتحادیه گمرکی بود. این اتحادیه گمرکی با عضویت سه کشور روسیه، روسیه سفید و قزاقستان در اول جنوری سال ۲۰۱۰ آغاز به کار کرد و در سپتامبر سال ۲۰۱۳ میلادی ارمنستان نیز عضویت آن را به‌دست آورد. این امر واکنش منفی آذربایجان را در پی داشت که ضمن اعلامیه خواستار عدم عضویت ارمنستان تا حل قضیه «قره‌باغ» گردید. در مورد این اتحادیه آقای پوتین چنین ابراز نظر کرد: «این تصمیم عامل تسریع روند اتحادیه اقتصادی اوراسیا می‌گردد.» در این میان اوکراین بین دو سنگ اتحادیه گمرکی و توافق مشارکتی با اتحادیه اروپا قرار گرفت و زیر فشار دو طرف و تضاد داخلی نتوانست تصمیم بگیرد. وضعیت به قسمی ‌رقم خورد که این کشور در آخرین لحظات پروسه موافقت خود با اتحادیه اروپا از امضای موافقت‌نامه مشارکتی با این اتحادیه منصرف گردید. این تصمیم آغاز آن‌چه انقلاب میدان می‌نامند، می‌باشد. بالاخره در اواخر جون سال ۲۰۱۴ میلادی، اوکراین، گرجستان و مولداوی موافقت‌نامه مشارکتی را با اتحادیه اروپا در بروکسل امضا کردند. این مرحله آغاز جنگ اوکراین است. با تشدید جنگ و الحاق کریمیه، غرب روسیه را متهم به پیشتیبانی از شورشیان شرق اوکراین و ارسال نیروی نظامی‌ به آن کشور کرد. تعزیرات اقتصادی، بانکی و رفت‌وآمد از طرف امریکا و اتحادیه اروپا بالای روسیه تحمیل گردید. وضعیت موجود دنیای ما را به طرف تشنج کنترول ناشده سوق داده و باعث صف‌آرایی نو در روابط بین‌الملل خواهد شد. هر آن‌چه فرجام جنگ در اوکراین باشد، دیگر فردا شباهتی با دیروز نخواهد داشت.
تاثیرات آنی و دوامدار در آسیای میانه: حضور گارگران مجاز و غیرمجاز کشور‌های آسیای میانه در روسیه یکی از منابع مهم عایداتی این کشورهاست. کارگران عمدتا بین ۲۵ تا ۴۰ سال عمر دارند و اکثریت آن‌ها بدون خانواده‌شان مهاجرت می‌کنند و از عواید خود مصارف فامیل را می‌پردازند. عمدتا این یگانه درآمد این خانوادهاست. احصاییه دقیق در اختیار نیست. پژوهش سازمان جهانی کار، تعداد کارگران غیرقانونی آسیای میانه در روسیه را حدود ۲ میلیون تخمین زده است. سازمان بین‌المللی مهاجرت بدین باور است که بیش از شش صد هزار تاجیکستانی (۱۰ درصد نفوس) پنج‌صد هزار قرغیز و حدود بیست‌وچهار هزار ازبک در روسیه به‌طور غیرقانونی مشغول به فعالیت‌های اقتصادی هستند. سنجش‌های غیررسمی‌ در سال ۲۰۱۳ نشان می‌دهد که ۲۵ درصد عاید ناخالص ملی ازبکستان و بین ۳۰ تا ۵۰ درصد عواید ناخالص ملی قرقیزستان و تاجیکستان مربوط به فعالیت‌های اقتصادی در روسیه است.
تعزیرات وضع شده از طرف امریکا و اتحادیه اروپا سبب افت ۵۰ درصد ربل در برابر یورو شده است و رشد اقتصادی روسیه در سال ۲۰۱۴ میلادی بین ۰٫۵ درصد تا ۱٫۵ درصد بود و قرار پیش‌بینی‌ها احتمال رشد منفی اقتصادی در سال ۲۰۱۵ میلادی موجود است.
با در نظرداشت وابستگی‌های اقتصادی بین روسیه و کشورهای آسیای میانه، تعزیرات روی اقتصاد روسیه، تاثیرات منفی ناگوار روی اقتصاد کشورهای آسیای میانه به‌جای خواهد گذاشت. داده‌های بانک مرکزی روسیه نشان می‌دهد که پول ارسالی ازبکستانی‌های کارگر در روسیه به خانواده‌های‌شان در ربع چهارم ۲۰۱۴ میلادی با مقایسه ربع سوم ۹ درصد کاهش داشته است. روزنامه اقتصادی کمونیست روسیه می‌نویسد، که عواید ازبکستانی‌ها در مقایسه ماهوار، در ماه اکتوبر گذشته ۳۵ درصد افت داشته است.
نابه‌سامان بودن اقتصاد کشورهای آسیای میانه به‌ویژه قرقیزستان و تاجیکستان تبعات اجتماعی ناگواری در قبال خواهد داشت. این مسایل تاثیرات مستقیم روی چگونگی پیوستن کشورهای آسیای میانه به اتحادیه اوراسیا دارد. احتمال عضویت تاجیکستان و دورنمای عضویت ازبکستان به اتحادیه اقتصادی اوراسیا سبب خواهد شد تا افغانستان هم‌سرحد این اتحادیه گردد. هم‌سرحد شدن افغانستان با اتحادیه اوراسیا وضعیت جغرافیای سیاسی منطقه را شبیه به وضعیت جغرافیای سیاسی قرن نزدهم و قرن بیستم منطقه می‌سازد. قرار گرفتن افغانستان در وضعیت انتخاب میان قدرت‌های قرن نزدهم و بیستم همانند وضعیت امروزی کشور اوکراین، افغانستان را از لحاظ ثبات سیاسی- امنیتی به‌شکل ناگواری متاثر ساخت. هرچند نمی‌توان قویا پیش‌بین تکرار سناریوی‌های مشابه گذشته بود، اما شواهد حکایت از قرار گرفتن منطقه در چنین مسیری دارد. ظهور قدرت‌های متعدد دیگر منطقه‌ای همچون هند و چین آینده این پروسه را مغلق‌تر نشان می‌دهد.

اشتراک گذاري با دوستان :