آیا هند ضلع گم‌شده سیاست خارجی افغانستان است؟

- سید مهدی منادی استاد دانشگاه و پژوهشگر روابط بین‌الملل

زمانی‌که به تخته بزرگ شطرنج برژینسکی می‌اندیشم، نقش هند به مثابه قدرتی انکار‌ناپذیر اقتصادی نمی‌تواند در سیاست خارجی امریکا نادیده گرفته شود. پس چگونه می‌تواند در صفحه شطرنج دیپلوماسی منطقه‌ای افغانستان نادیده گرفته شود. هند بزرگ‌ترین حامی ‌سیاسی افغانستان برای عضویت در سارک و تعاملات اقتصادی جنوب– یکی از پازل‌های هویت اقتصادی و سیاسی افغانستان- بوده است. حمایت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های این کشور به بیش از ۲ میلیارد دالر در افغانستان رسیده است. با این حال، در این اواخر با تقویت روابط افغانستان با پاکستان و چین؛ بیش از هر زمان دیگر در رسانه‌ها گفته می‌شود که هند از محراق توجه سیاست‌گذاران خارجی افغانستان خارج شده و یا در مقایسه با گذشته اهمیتش کاهش یافته است. از این‌رو در این نوشته، به تحلیل اهمیت هند به‌عنوان بازیگری فراموش‌نشدنی در سیاست خارجی افغانستان می‌پردازم.
در صورتی که به اهمیت بازیگران منطقه‌ای افغانستان براساس نقش ایجابی و سلبی نگریسته شود؛ در طول بیش از یک دهه گذشته، هند نقش ایجابی براساس حمایت‌های خود، در تعاملات درونی افغانستان داشته است. در سوی دیگر، این اهمیت موجب تقویت نقش سلبی پاکستان در مدیریت تروریسم به خاک افغانستان گردیده است. این نگرش در صحبت‌های پرویز مشرف و نقش پاکستان در تقویت طالبان تبیین گردیده است. از این‌رو در تعاملات تازه افغانستان و پاکستان، به‌نظر نمی‌رسد که اهمیت هند نادیده گرفته شده باشد. به عبارت دیگر در یک معادله ساده می‌توان گفت که؛ «همکاری افغانستان + همکاری هند برای مبارزه با تروریسم= افزایش نقش سلبی پاکستان»، بر این اساس تروریسم گسترش یافته است. در حالت دیگر «همکاری افغانستان+ همکاری پاکستان در مبارزه با تروریسم= کاهش نقش سلبی پاکستان»، که براساس آن تهدید تروریسم در منطقه کاهش می‌یابد و به‌صورت غیرمستقیم هند نیز از این معادله نفع می‌برد. از این‌رو، نوع جدید معادله مبارزه با تروریسم بازی برد- باخت را در امر مبارزه با تروریسم به بازی برد- برد با کاهش نقش امنیتی- سیاسی هند در تعاملات منطقه فتا تبدیل می‌کند که به‌صورت غیرمستقیم منافع امنیتی افزایش می‌یابد. در این حوزه افغانستان از دیپلوماسی همکاری به مثابه عنصر ایجابی در تعاملات موازنه مثبت و منفی همکاری ما با جنوب آسیا بهره می‌برد. با توجه به این‌که تبار تهدید و امنیت در حوزه محیطی افغانستان؛ بیش از آن‌که ماهیت دولت‌محور داشته باشد، ماهیت انسان‌محور، گروه‌محور و ایدیولوژی‌محور به خود گرفته است. روشن است که تهدیدات امنیتی بیش از هر زمان دیگر خرد شده و بازیگران فروملی و فراملی مدیریت تهدید و امنیت را به‌دست می‌گیرند. با گسترش چنین تهدیدی به‌نظر می‌رسد که مهار این‌گونه تهدیدهای نامنظم منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، نیازمند واکنش‌ها و میکانیزم‌های چندبُعدی به همراه بازیگران متکثر باشد. طرح‌های رقابت‌برانگیز میان کشورها، موجب افزایش تهدید این بازیگران می‌گردد. با توجه به این‌که بزرگ‌ترین تهدید پاکستان برای هند، نقش آنارشیک پاکستان براساس گسترش گروه‌های رادیکال و انتشار آن‌ها در کشمیر است. در پی کشته شدن ۱۳۲ شاگرد یک مکتب نظامی‌ در پاکستان، به‌نظر می‌رسد که پاکستان نیز یکی از قربانیان گروه‌های دست‌پرورده خویش باشد. از این‌رو طبیعی است که هند نظاره¬‌گر شرایط تازه ناشی از این حادثه در تعاملات افغانستان و پاکستان و دیپلوماسی افغانی در معادلات جدید امنیتی منطقه باشد.
در سوی دیگر تعاملات هند، همنوا و همسو با استراتژی امریکا در جنوب آسیاست. افغانستان به مثابه همکار استراتژیک امریکا و نیازمند کمک‌های غرب، نمی‌تواند هند را در معادلات استراتژیک نادیده بگیرد. اما معادلات جبری ژیوپالیتیک، افغانستان را در بازی جدیدی برده است که هند را مجبور به نظاره کرده است. اما هم‌چنان نقش ایجابی هند به‌صورت درازمدت در توازن سیاسی و امنیتی تعاملات افغانستان با جنوب آسیا انکارناپذیر است. از این‌رو هندی‌ها نیز به خوبی می‌دانند که افغانستان نمی‌تواند هند را نادیده بگیرد و سفر اخیر رییس‌جمهور به هند در هفته‌های آینده در امتداد سیاست موازنه مثبت تعامل افغانستان و پاکستان تفسیر می‌گردد.
در بُعدی دیگر، با نگاهی به انواع دیپلوماسی منطقه‌ای می‌توان پی برد که در میان انواع دیپلوماسی منطقه‌ای نظیر، دوجانبه، سه‌جانبه و چندجانبه؛ تردیدی وجود ندارد که همواره نقش دیپلوماسی دوجانبه بیش از انواع دیگر اهمیت دارد. در دیپلوماسی دوجانبه همیشه نتایج سریع‌تر و دست‌آوردها ملموس‌تر است. در حالی که میکانیزم‌های طولانی سه و یا چندجانبه تنها می‌تواند برای آینده محیط افغانستان نتایجی را به همراه داشته باشد. در حالی‌که بزرگ‌ترین مشکل دیپلوماسی دوجانبه در تعامل با یک سیستم امنیتی افزایش و یا کاهش وزنه توازن است. براساس چنین تعاملی هر گاه در تعامل با یک سیستم امنیتی، روابط با یک کشور افزایش یابد، دیگر کشورهای مطرح این محیط ابراز نگرانی و یا تهدید مبنی بر لغو امتیازات اقتصادی خویش را به میان می‌کشند. در این اواخر نیز شنیده می‌شود که هند نیز در مورد سرمایه‌گذاری‌هایش در بندر چابهار و برخی از پروژه‌هایش تجدید نظر کرده است. به باور من به‌نظر نمی‌رسد که تجدید نظرهای هند در چابهار به علت نزدیکی افغانستان با پاکستان باشد. طرح چابهار بیشتر براساس روابط هند و ایران و پول نفتی ایران بر هند است که هند تلاش دارد در چابهار سرمایه‌گذاری کند و این موضوع به افغانستان ارتباطی ندارد.
در جمله‌های پایانی باید گفت که هند، به مثابه یکی از ضلع‌های سیاست خارجی افغانستان، نادیده گرفته نشده است، بلکه به‌صورت غیرمستقیم از روابط افغانستان با پاکستان، منافع خویش را نظاره می‌کند. شاید مانند گذشته ماهیت روابط افغانستان و هند ماهیت امنیتی نداشته باشد، اما تعاملات امنیت اقتصادی و یا اقتصاد امنیتی، رهیافت‌هایی است که هند را به مثابه یکی از اضلاع مستقیم سیاست خارجی افغانستان ارتقا می‌بخشد. همان‌طور که نقش چین به مثابه بازیگر تازه ظهور امنیتی در محیط افغانستان با گفتمان اقتصاد، ظرفیت هم‌پذیری را با امریکا پیدا می‌کند؛ نقش اقتصادی هند براساس پروژه‌هایی چون تاپی و هم نظیرش می‌تواند دیپلوماسی همکاری را تقویت کند.

اشتراک گذاري با دوستان :