باج‌دهی به مولانا

- فردوس

سخنان اخیر مولانا فضل‌الرحمان، رهبر حزب جمعیت العلمای پاکستان، سروصدای زیاد برپا کرده است. اطلاع‌رسانی و تحلیل‌های رسانه‌های افغانستان می‌رساند که کسی در کابل منتظر شنیدن این حرف از زبان مولانا فضل‌الرحمان نبود. مولانا فضل‌الرحمان پس از ملاقات با رییس‌جمهور غنی در اسلام‌آباد، گفت تا زمانی‌که نیروهای نظامی خارجی در افغانستان حضور داشته باشد، جنگ در این کشور دوام می‌کند و کاری هم از دست او بر نمی‌آید. این موضع شبیه موضع‌گیری‌ها و اعلامیه‌های گروه طالبان است.
بازتاب گسترده سخنان مولانا فضل‌الرحمان در رسانه‌های افغانستان و واکنش‌هایی که به آن نشان داده شد، نشان می‌دهد که شناخت چندانی از جریان‌های سیاسی و مذهبی پاکستان در کابل وجود ندارد. مولانا فضل‌الرحمان رهبر جریان سیاسی- مذهبی جمعیت‌العلمای اسلام در پاکستان است. این جریان مذهبی و سیاسی، خودش را وارث جریان دیوبندی هند دوران استعمار می‌داند. شماری از ملاهای متنفذ در هند دوران استعمار، مدرسه دیوبند را برای مبارزه با استیلای بریتانیا ساختند. ملاهای شاگردان این مدرسه دینی، از موضع خیلی عقب‌مانده و شبیه افکار طالبانی، با سلطه بریتانیا بر هند مخالفت می‌کردند.
پس از تجزیه شبه‌قاره هند، جریانی که از مدرسه دیوبند و افکار مسلط بر آن مایه گرفته بود، به پاکستان منتقل شد. این جریان در پاکستان به‌ویژه در مناطق شمال‌غربی این کشور، پشتوانه اجتماعی و فرهنگی یافت. بیشتر مدرسه‌هایی که در این مناطق بنا شد، به نحوی ساحه نفوذ جمعیت‌العلمای پاکستان خوانده می‌شود که خود را وارث جریان دیوبندی می‌داند. بیشتر رهبران گروه طالبان، از همین مدارس فارغ شدند. بر مبنای روایات مستند روزنامه‌نگاران و برخی از سیاستمداران پاکستانی، مولانا فضل‌الرحمان و حزب جمعیت العلمای اسلام، در تشکل و تقویت گروه طالبان در افغانستان نقش عمده داشتند.
طالبان در واقع براساس فتواهای مولانا فضل‌الرحمان و دیگر مفتی‌های جمعیت‌العلمای پاکستان عمل می‌کردند. نفوذ فضل‌الرحمان و حزب جمعیت‌العلمای اسلام به قدری بر طالبان گسترده بود که نامه‌های او، اساس مقرری‌های دوران طالبان بود. برمبنای روایت احمد رشید، با سقوط امارت ملاعمر و فرار رهبران طالبان به پاکستان، این اعضای حزب جمعیت‌العلما بودند که به این رهبران سرپناه و پول فراهم کردند. رهبران جریان جمعیت‌العلمای پاکستان، رهبران طالبان را تشویق کردند تا به جنگ در افغانستان ادامه دهند.
مدرسه‌های این حزب سیاسی- مذهبی در ایالت‌های بلوچستان و خیبر پشتونخوا، محل سربازگیری برای شورش مجدد طالبان بود. زمانی‌که حزب مولانا فضل‌الرحمان در زمان حاکمیت مشرف، در حکومات محلی خیبر پشتونخوا و بلوچستان شریک شد، حمایتش از شورش طالبان را علنی کرد. مولانا فضل‌الرحمان از همان زمان تا حال در مصاحبه‌هایش، از شورش طالبان حمایت می‌کند. جمعیت‌العلمای اسلام، بارها جنگ در افغانستان را حلال و در پاکستان حرام خوانده است. برای اولین‌بار در سال ۲۰۰۶ بود که حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، به مولانا فضل‌الرحمان زنگ زد و از او خواست تا طالبان افغان را تشویق به مذاکره و صلح کند. پس از آن تماس تلیفونی، تماس‌های کابل با مولانا فضل‌الرحمان بیشتر شد. شاید حامد کرزی می‌خواست که با بهبود روابط با جریان مولانا فضل‌الرحمان، از نفوذ او در آوردن طالبان روی میز مذاکره استفاده کند. اما روشن بود و است که جمعیت‌العلمای اسلام، در حمایت از جنگ طالبان، صرف اهداف ایدیولوژیک را در نظر ندارد؛ آنان منافع امنیتی پاکستان و آن‌چه را که ارتش آن کشور لازم می‌داند، اجرا می‌کنند.
ارتش پاکستان پس از سقوط طالبان، یک سیاست امنیتی هندمحور را در قبال افغانستان در پیش گرفت و به همین دلیل طالبان را دوباره به جنگ افغانستان فرستاد. مولانا فضل‌الرحمان و جمعیت‌العلمای او برای شورش مجدد طالبان، مبنای فکری و نظری فراهم کردند. در تمام مدرسه‌های دینی زیر حمایت جمعیت‌العلمای اسلام، افکار طالبانی مسلط است و طالبان مصداق مبازران واقعی راه دین شناخته می‌شوند. مولانا فضل‌الرحمان و دیگر رهبران تنظیم سیاسی‌اش، با رای شاگردان و معلمان همین مدارس دینی به پارلمان پاکستان راه می‌یابند. پول فراوانی که نصیب مولانا و حزبش شده است هم از ناحیه اعانه‌هایی است که برای این مدارس، در کشورهای عربی جمع‌آوری می‌شود.
بنابراین از مولانا فضل‌الرحمان نمی‌توان انتظار داشت که در حمایت از طالبان، سخن نگوید و یا حداقل موضع آنان را توجیه نکند. قبلا حامد کرزی و حالا اشرف‌غنی، تلاش می‌کنند، روابط‌شان را با مولانا و حزب او بهبود ببخشند و به این ترتیب، طالبان را ترغیب کنند تا به میز مذاکره بیایند. باج‌دهی کابل به مولانا شاید همین قدر سود داشته که حالا فضل‌الرحمان، مذاکره میان طالبان و کابل را خلاف شرعیت نمی‌داند. اشرف‌غنی، مولانا فضل‌الرحمان را به کابل دعوت کرده است تا مذاکره با او ادامه یابد. روشن است که مولانا فضل‌الرحمان، در مذاکره با رییس‌جمهور و مقام‌های دولت افغانستان، منافع حزب و کشورش را بیشتر مد نظر دارد.

اشتراک گذاري با دوستان :