من چیزی می‌بینم که دیگران نمی‌بینند

- سید روح‌الله رضوانی

(به مناسبت شعار سال صحت روان)

رحمان، پسر ۱۹ساله‌ای است که در دانشگاه کابل مشغول تحصیل است. او در خانواده‌ای پرجمعیت به دنیا آمده و فرزند پنجم خانواده است. رشته تحصیلی‌اش را دوست ندارد و معمولا در سر صنف با هم‌صنفی‌های خود درگیر می‌شود. روزی که به معاینه‌خانه من آمد، پدر و خواهر بزرگ‌ترش او را همراهی می‌کردند. خواهر رحمان در مورد مشکل رحمان این طور توضیح داد: رحمان در خانه یک وقت‌هایی بی‌دلیل خشن می‌شود. کم‌حوصله و بی‌قرار می‌شود و شروع می‌کند با دیگران جنگ کردن. یک سال هست که این طور شده است.
از خواهر و پدر رحمان می‌خواهم ما را تنها بگذارند. با رحمان مصاحبه می‌کنم. رحمان می‌گوید: من صدایی می‌شنوم که من را خیلی اذیت می‌کند. برخی وقت‌ها نفری را می‌بینم که بالای سرم است و به من دستور می‌دهد که دیگران را لت کنم. صدایی هم که می‌شنوم همین‌ها را می‌گوید. من چیزی می‌بینم که دیگران نمی‌بینند. نمی‌دانم چرا این صداها و این آدم را می‌بینم.
از او می‌پرسم: این صداها، برایت معنادار است؟ به تو چه می‌گویند؛ تشخیص می‌دهی صدای چه کسی است؟
رحمان که مقداری آرام شده بود گفت: بلی دستور می‌دهد، می‌گوید استادت را بزن. خیلی اذیت می‌کند. خیلی سرم فشار می‌آورم تا آن کار را نکنم. صدای یک مرد است.
دیگر چه چیزهایی تو را اذیت می‌کند؟
احساس دودلی هم دارم. احساس می‌کنم یک نفر دیگر داخلم هست که من را اذیت می‌کند. احساس دلتنگی شدید هم دارم.
رحمان بعد از دو جلسه مصاحبه تشخیصی، مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی تشخیص داده می‌شود. مزیت خاص رحمان این بود که خواهرش طب خوانده بود و آشنایی نسبی با نشانه‌های اختلالات روانی داشت. پدرش فرد دلسوز و مسوولیت‌پذیری بود که ترجیح داد به توصیه دخترش برای آوردن او به نزد روانشناس کلینکی عمل کند و از تصور و قضاوت‌های بی‌ارزش مردم در مورد رفتن نزد روانشناس نترسد. رحمان دوره دارو درمانی را همراه با روانکاوی سپری کرد. او بعد از یک سال تداوی اصولی، دیگر چیزی نمی‌بیند. صدای دستور نمی‌شنود. صداهای بی‌معنا و آشفته‌ای که می‌شنود را می‌تواند تحمل کند. احساس دودلی‌اش به‌شدت کم شده و پذیرفته است که به کاری ساده و مفید مشغول شود.

زندگی توام با اسکیزوفرنیا

دهم اکتوبر، روز جهانی صحت روانی، از سال ۲۰۰۴ به این‌سو در افغانستان تجلیل می‌شود. وزارت صحت عامه، امسال از روز جهانی صحت روانی با شعار «زندگی توام با اسکیزوفرنیا» تجلیل کرد. اسکیزوفرنی که در جامعه طبی ما با اصطلاح شیزوفرنی نیز شناخته می‌شود، یکی از شدیدترین اختلالات روانی محسوب می‌شود که برای تداوی آن باید مراحل درمان بسیار سخت و پیچیده‌ای را تجربه کرد. زمان تشخیص و نحوه درمان این بیماران برای موفقیت درمانی و یا حداقل کنترل روند بیماری از اهمیت خاصی برخوردار است. متاسفانه در جامعه ما به‌دلیل عدم آشنایی با این بیماری و مهم‌تر از آن تصور نادرست در مورد بیماری‌های روانی و مراجعه نزد روانشناس و روانپزشک، این بیماران تا آخرین مراحل بیماری را تجربه می‌کنند. مرحله‌ای که دیگر عملا درمان در آن امکان‌پذیر نیست و تنها می‌شود از شدت آن تا حدی جلوگیری کرد و مراقبت‌های حیاتی را در پیش گرفت. در این مرحله عملا فرد نمی‌تواند در جامعه زندگی کند و باید بستری شود. هدف از این مقاله آشنایی مردم با نشانه‌های اختلال اسکیزوفرنی است.

آشنایی با علایم اسکیزوفرنی

قبل از آن‌که با علایم اسکیزوفرنی بپردازم، لازم است تذکر دهم که تشخیص اسکیزوفرنی کار ساده‌ای نیست و حتما باید توسط روانشناس کلینیکی و یا روانپزشک صورت بگیرد. آشنایی با این علایم به شما کمک می‌کند تا احتیاط لازم را در نظر بگیرید و تشخیص بدهید که فردی را به روانشناس ارجاع بدهید یا خیر.

۱- وجود توهم: توهم به معنای دیدن، شنیدن یا حس کردن چیزی است که وجود واقعی ندارد. توهم یکی از نشانه‌های اصلی اسکیزوفرنی محسوب می‌شود. نکته مهم این است که فرد مبتلا نمی‌تواند غیرواقعی بودن آن‌چه را که می‌بیند یا می‌شنود تشخیص دهد.

۲- هذیان: هذیان به معنی داشتن افکاری است که کاملا غیرمنطقی و غیرواقعی است. مثل این‌که فردی فکر می‌کند کسانی با او دشمنی دارند و می‌خواهند به او صدمه بزنند یا تصور می‌کند اعضای خانواده یا اطرافیانش می‌خواهند او را مسموم کنند یا بکشند. باید بدانید هذیان‌ها انواع دیگری نیز دارند؛ مثلا هذیان بزرگ‌منشی به‌گونه‌ای است که بیمار خود را آدم مهم و بزرگی می‌داند یا هذیان کنترول، که در این حالت بیمار اسکیزوفرنی تصور می‌کند فرد یا افرادی او را کنترول می‌کنند، افکارش دست خودش نیست یا می‌تواند افکار دیگران را بخواند و در ذهن دیگران تاثیر بگذارد. هذیان دیگری نیز وجود دارد که بیمار فکر می‌کند از کرات دیگر با او ارتباط دارند.

۳- آشفتگی فکری و کلامی: در این حالت فرد نظم فکری‌اش را از دست می‌دهد. به همین صورت در گفتار هم روند طبیعی و منطقی ندارد و صحبت‌های متعارض، نامناسب با موقعیت و حتا بی‌معنا خواهد داشت.

۴- اوتیسم یا در خودفرورفتگی نیز یکی از حالت‌هایی است که در برخی افراد اسکیزوفرن دیده می‌شود. در این حالت فرد در حالتی ساکن، بدون حرکت و بهت‌زده قرار می‌گیرد و تقریبا واکنش مناسبی به محرک‌های اطراف خود نشان نمی‌دهد. با اطرافیان خود نیز ارتباط برقرار نمی‌کند.

۵- اختلال در عواطف به‌گونه‌ای که یا عواطف در فرد کند می‌شود یا از بین می‌رود و به نیازهای خود و عزیزانش مانند فرزند و همسرش اهمیتی نمی‌دهد یا احساسات دگرکشی پیدا می‌کند. فقدان عملکرد نیز از دیگر علایم منفی بروز اسکیزوفرنی است. در این وضعیت فرد به بهداشت لباس و نوع غذای خود اهمیت نمی‌دهد و اگر محصل است به یکباره یا تدریجی (در زمان کوتاه) دچار تنبلی و بی‌توجهی به درس‌هایش می‌شود یا در عملکرد شغلی خود دچار مشکل می‌شود.
با خواندن علایم بیماری اسکیزوفرنی این سوال به ذهن می‌آید که آیا وجود همه این علایم برای تایید بیماری اسکیزوفرنی لازم است؟ باید توجه داشته باشید وجود برخی از این علایم، بیماری اسکیزوفرنی را تایید می‌کند. توهم یا هذیان، کندشدن عواطف و احساسات و از بین رفتن آن‌ها و گاهی بی‌ربط شدن کلام، علایمی هستند که برای تشخیص بیماری اسکیزوفرنی کفایت می‌کنند، اما نکته مهمی که نباید از نظر دور داشت این است که علایم مثبت و منفی تقدم و تاخر ندارند، ولی به مرور زمان علایم مثبت در بیمار از بین می‌رود و علایم منفی افزایش می‌یابد یعنی کم‌کم بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از یک آدم پرخاشگر و هذیان‌گوی عصبی به یک آدم گوشه‌گیر و عزلت‌نشین تبدیل می‌شود.
در نهایت تشخیص اسکیزوفرنی دشوارتر از آن است که تنها با آشنایی علایم میسر شود. مهم است که نشانه‌های بیشتر از ۶ ماه طول کشیده باشد، ناشی از مصرف مواد مخدر و توهم‌زا نباشد و به‌دلیل ایجاد یک بیماری جسمی عصبی نیز به‌وجود نیامده باشد. اسکیزوفرنی بیماری مهمی است که باید جدی گرفته شود و سریع نسبت به درمان آن اقدام شود. سریع‌تر اقدام کنید!

اشتراک گذاري با دوستان :