جمهوری هند یا جمهوری هندوباوران؟

- بابک

پیروزی آقای نریندر مودی و حزب هندوگرای بهارتیا جنیتا، این پرسش را خلق کرده است که آیا از این به بعد کشور پهناور و پرجمعیت هند، هم‌چنان یک دولت- ملت دموکراتیک، باقی خواهد ماند، یا بدل به جمهوری هندوباوران خواهد شد. این پرسش در محافل رسانه‌ای و اکادمیک منطقه مطرح است. در پی پیروزی حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در ترکیه هم، چنین سوالی مطرح شده بود. سوال این بود که آیا پس از پیروزی حزب عدالت و توسعه، ترکیه صرف جمهوری مسلمانان خواهد بود، یا همان نظام کثرت‌گرای آن حفظ خواهد شد.
در این تردیدی نیست که حزب بهارتیا جنیتا، افکار مذهبی دارد. این حزب خودش را نماینده هندوباوران این کشور، معرفی می‌کند. شخصیت‌هایی موسوم به «ملی‌گرایان هندو» در این حزب عضویت دارند. این حزب در نیمه دوم دهه نود میلادی هم، در ایتلاف با چند حزب دیگر، قدرت را به‌دست گرفت و در آن زمان، نخست‌وزیر هند، آقای اتل بهاری واچپای بود.
در آن سال‌ها، خشونت‌های مذهبی گسترده در برخی از ایالت‌های جمهوری هند، اتفاق افتاد. نام آقای مودی هم از همان زبان، بر سر زبان‌ها آمد. نریندر مودی، در آن زمان، منشی ال.کی.ادوانی، رهبر وقت حزب بهارتیا جنیتا بود. آقای ادوانی رهبر جریانی موسوم به «جنبش رام مندر» بود. این آقا در  آن زمان، بخش‌هایی از هندوباوران را بسیج کرد، تا روی ویرانه‌های مسجد تاریخی بابری یک معبد بنا کند.
پیش از آن، بنیادگرایان هندوباور، مسجد تاریخی بابری را که ادعا می‌شود در یک مکان مقدس هندوباوران بناشده بود، سوزاندند. این رویداد، خشونت‌های گسترده‌ای را کلید زد. خشونت‌های مذهبی پس از رویداد سوزاندن مسجد باربری، سبب قتل صد‌ها انسان شد. گفته می‌شود که برخی از رهبران حزب بهارتیا جنیا، از جمله آقای ادوانی در پشت این خشونت‌ها بودند.
رویداد مسجد بابری و پیامدهای آن، از مرزهای جمهوری هند فراتر رفت. آن زمان، خشونت علیه هندوباوران پاکستان نیز بیشتر شد. حتا برخی از رهبران مذهبی پاکستان که بر امارت طالبان در افغانستان نفوذ داشتند، تلاش کردند جنایت انفجار مجسمه‌های بی‌نظیر بودای بامیان را، به رویداد تخریب مسجد بابری ربط دهند.
وقتی امارت طالبان تصمیم گرفت مجسمه‌های بودای بامیان را نابود کند، بسیاری از رهبران مسلمان هند، این تصمیم را محکوم کردند. در آن زمان جامعه جهانی تلاش کرد از طریق پاکستان، سران بنیادگرای امارت‌طالبی را قانع سازد تا از تخریب مجسمه‌های بی‌نظیر بودا دست بردارند. اما امارت طالبان، صدای جهان را نشنید و بزرگ‌ترین جنایت فرهنگی را مرتکب شد. در آستانه وقوع این جنایت فرهنگی، بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی مستقیما از رهبران مذهبی پاکستان خواستند، تا طالبان را از این کار باز دارند، اما رهبران مذهبی پاکستان این جنایت طالبان را واکنشی به تخریب مسجد باربری خواندند و از این نابودی بی‌رحمانه مجسمه‌های بودا حمایت کردند. این جنایت آسیب بزرگی به میراث فرهنگی جهانی رساند.
دیده می‌شود که حتا کشور ما قربانی غیرمستقیم رویداد خشونت بار مسجد بابری بود. رویدادی که شماری از چهره‌های تندرو حزب بهارتیا جنیتا در عقب آن بودند. حادثه دیگری که به شماری از رهبران حزب بهارتیا جنیتا نسبت داده می‌شود، خشونت‌های مذهبی سال ۲۰۰۲ ایالت گجرات است. در آن زمان آقای نریندار مودی، سروزیر ایالت گجرات بود. او متهم است که از این خشونت‌ها جلوگیری نکرد. گفته می‌شود که آقای مودی در آن زمان خواست، از خشونت‌های مذهبی، بهره‌برداری سیاسی کند.
رویداد مسجد بابری، جنبش رام مندر و خشونت‌های گجرات، چهره نامطلوبی از بهارتیا جنیتا و رهبران آن، در جامعه مسلمان هند، ترسیم کرد. مخالفان حزب بهارتیا جنیتا از چهره نامطلوب این حزب، در جامعه مسلمان هند، استفاده حد اکثری کردند، تا رای آنان را به‌دست آورند. در تکت انتخاباتی حزب بهارتیا جنیتا هم فقط سه نامزد مسلمان حضور داشت. برای اولین‌بار در تاریخ مدرن هند، کم‌ترین مسلمان، به پارلمان ملی این کشور راه یافته است.
این وضعیت پرسشی را خلق کرده است که آیا هند از این به بعد یک دولت عرفی دموکراتیک باقی خواهد ماند، یا نه؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست، اما یک چیز روشن است و آن این‌که حزب بهارتیا جنیا و آقای مودی این‌بار با آجندای قومی ومذهبی وارد انتخابات نشدند. آنان برنامه جامع برای افزایش رشد اقتصادی هند، شغل‌آفرینی و فساد‌زدایی ارایه کردند.
آقای مودی، تجربه موفق مدیریت اقتصادی در ایالت گجرات دارد. در زمان مسوولیت او اقتصاد و صنعت در این ایالت رونق یافت. حزب کنگره که رای مسلمان‌ها را می‌آورد، نتوانست، در مبارزه با فساد اداری و تورم در سال‌های اخیر موفق باشد. برنامه اقتصادی نخست‌وزیر منتخب هند و اقتضای قدرت سیاسی سبب می‌شود که او از این فرصت پیش آمده، برای ترمیم روابط با جامعه مسلمان کشورش استفاده کند. آقای مودی بارها گفته است که برای او اول هند مهم است، بعد مذهب. این شعار خود می‌رساند که نخست‌وزیر منتخب از این به بعد تلاش خواهد کرد تا همگرایی را در جامعه کثرت‌گرای هند تقویت کند. این واقعیت‌ها سبب می‌شود که هند هم‌چنان یک جمهوری کثرات‌گرا و الگوی دموکراسی در فرهنگ شرقی باقی بماند و صرف جمهوری هندوباوران نباشد.
برنامه تقویت اقتصادی آقای مودی ایجاب می‌کند که او به گسترش روابط با پاکستان نیز تلاش کند. نوازشریف که سخت مصروف سروسامان دادن به اقتصاد بحرانی پاکستان است، از فرصت پیش آمده، برای بهبود روابط با دهلی، استفاده خواهد کرد. ارتش پاکستان هم که درگیر شورش طالبان پاکستانی است، شاید مزاحم تلاش‌های نوازشریف برای بهبود روابط با دهلی نو نشود.
گسترش روابط هند و پاکستان و تقویت همکاری‌های اقتصادی میان آن‌ها، بدون تردید اثرات مثبت روی امنیت و اقتصاد افغانستان خواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :