انتخابات و ادوار تجاری سیاسی در اقتصاد افغانستان

- حمیدالله فرمولی- پژوهشگر در دانشگاه آنکارا

در نوشتار پیش رو بران هستیم تا به بررسی تبعات تحولات و متغیرهای سیاسی بر حوزه اقتصاد بپردازیم. به‌طور کل چنین اموری را سلسله مباحث اقتصاد سیاسی می‌نامند. در این میان مباحث اثرات پیشین و پسین انتخابات (به‌عنوان یک پدیده سیاسی) بر حوزه اقتصاد یکی از موضوعات مطرح در زمینه اقتصاد سیاسی است.
دیدگاه عمومی در اغلب کشورهای جهان براین است که سیاستمداران و مقامات فعلی تلاش می‌کنند که قبل از برگزاری انتخابات با به کارگیری سیاست‌های مختلف اقتصادی شانس انتخاب مجدد خود و حزب و یا هم شخص مورد نظر خویش را افزایش دهد و بدین ترتیب منافع سیاسی خود و تیمش را تامین کند. این دید گاه در ادبیات اقتصاد سیاسی تحت عنوان ادوار تجاری سیاسی (political business cycle  نامیده می‌شود. مطابق این نظریه وجود سیکل‌های سیاسی انتخاباتی در کشور ممکن است ادوار تجاری سیاسی را به‌وجود بیاورد.
براساس ادبیات اقتصاد سیاسی اکثر علمای اقتصاد و عامه‌ی مردم به این باور هستند که در بسیاری از کشورهای جهان مقامات فعلی و سیاستمداران فرصت‌طلب (اعم از رییس‌جمهور و نخست‌وزیر گرفته و…). سعی می‌کنند با به کار‌گیری سیاست‌های اقتصادی مناسب قبل از برگزاری انتخابات شانس انتخاب مجدد خویش را افزایش دهند تا حدودی زیاد منافع خود و احزاب خود را تامین کنند. به احتمال زیاد اغلب سیاستمداران نیز این نظریه را مورد تاید قرار داده‌اند. از لحاظ علمی نیز مطالعات گسترده‌ای در زمینه وجود رابطه بین سیکل‌های سیاسی و اقتصادی انجام شده است که در برخی از مطالعات انجام شده هیچ اطلاعی در باره وجود روابط قوی و معناداری بین سیکل‌های انتخاباتی و اقتصادی ملاحظه نمی‌شود و لیکن در بیشتر مطالعات انجام شده شواهد تجربی و معناداری دال بر وجود این نظریه در برخی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد به طوری که در بیشتری مطالعات این دیدگاه اصطلاحا اقتصاد سال انتخابات (Election Year Economics)
یا معادل این، مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ادبیات اقتصاد سیاسی نیز این دیدگاه به اختصار تحت عنوان اداور تجاری سیاسی نامیده می‌شود(Political Business Cycle) و مفهوم آن این است که احتمال بروز سیکل‌های اقتصادی در پی یک سیکل سیاسی یعنی انتخابات در کشور وجود دارد.
ادوار تجاری سیاسی از آن‌جا نشات می‌گردد که ایجاد شرایط خوب اقتصادی پیش از انتخابات سبب افزایش احتمال انتخاب مجدد مقامات و سیاستمداران شده و بدین ترتیب شانس موفقیت مجدد آن‌ها افزایش می‌یابد.
این‌گونه یافته‌های تجربی سبب می‌شود انگیزه سیاستمداران و مقامات دولتی برای بهبود شرایط و شکوفایی اقتصاد قبل از انتخابات افزایش یابد و در نتجه آن‌ها با اجرای سیاست‌های انبساطی اقتصادی و تسهیل شرایط اعتباری و کاهش نرخ‌های مالیاتی در کل اقتصاد و یا حد اقل برای گروه‌های خاص هدف، نظر جامعه را به نسبت به انتخاب مجدد دولت فعلی جلب کند. لذا نتایج این‌گونه مطالعات از نظر اقتصاد سیاسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده.
از مهم‌ترین مطالعات انجام شده در این زمینه می‌توان به مطالعات اولیه فایر  اشاره کرد. ایشان مطالعات خود را برای ایالات متحده امریکا متمرکز کرده بود. فایر در این مطالعات انتخابات سال ۱۹۱۶ الی ۱۹۷۸ را مورد تحقیق و بررسی قرار داد که نتایج این تحقیقات دال بر این است که در سال‌های انتخابات تغییراتی در فعالیت‌های واقعی اقتصاد ظاهر شده است و این فعالیت‌های اقتصادی تاثیرات مهمی بر رای دادن به رییس‌جمهور وقت داشته است. نتایج مطالعات فایر نشان می‌دهد که افزایش یک درصدی در نرخ رشد اقتصادی کشور به‌طور معناداری رییس‌جمهوری را برای انتخاب مجدد در حدود یک درصد افزایش داده است. مطالعات متعددی در کشورهای مختلف نیز به نتایج مشابهی در خصوص تاثیرگذاری شرایط اقتصادی قبل از انتخابات بر الگو و ترکیب ارای عموم دست یافته‌اند.
لویس و یک در مطالعات خود به این نتجه رسیده که نتایج مطالعات فایر که برای امریکا انجام داده بود به نوعی در کشورهای انگلستان، فرانسه، المان، ایتالیا نیز مشاهد شده است.
پیامدها
پیامدهای اداور تجاری سیاسی چنان که هویداست سیاست‌ها نه براساس میکانیزم و روش‌های معمول در اقتصاد انجام می‌شود بل بیشتر اقتصاد را آلوده‌ای سیاست‌های فرصت‌طلبانه و حفظ اقتدارطلبانه می‌کنند که به نوعی نوسانات با قاعده و منظم را به‌دنبال دارد. مثلا در فعالیت‌های کلان اقتصادی یک چرخه با دوره رونق اقتصادی که هم‌زمان در فعالیت‌های متعدد اقتصادی رخ می‌دهد، شروع و به دوره رکود و انقباض منتهی می‌شود و به قول لوکاس ادوار تجاری سیاسی انحراف تکرارپذیر تولید ناخالص داخلی واقعی حول روند ایجاد شده است. ﺗﺌﻮری‌ﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ اقتصاد ﻣﻮرد دورﻫﺎی ﺗﺠﺎری سیاسی را و تاثیرات ناشی از شوک‌های به‌وجود آورنده ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت اﯾﻦ دوره‌ﻫﺎ را به آﺳﯿﺐ‌ﻫﺎﯾﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽ‌دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺪاوﻣﺎ ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﺿﺮﺑﻪ وارد ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﺑﺪون اﯾﻦ ﺷـﻮک‌ﻫﺎ ﻫﯿﭻ دور ﺗﺠﺎری وﺟﻮد ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ هرچند تیوری‌های کلاسیک باور داشت که یک ﺗﺮﻗﯽ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ در ﯾﮏ دوره، رﮐﻮد ﺧﻔﯿﻒ و ﯾـﺎ ﮐـﺎﻫﺶ اﻧـﺪازه رﺷـﺪ اﻗﺘﺼـﺎدی را ﺑـﻪ‌دﻧﺒﺎل ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ و آن رﮐﻮد ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ‌وﺟﻮد آﻣﺪن ﯾﮏ ﺗﺮﻗﯽ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ دﯾﮕﺮی ﻣﯽ‌ﮔﺮدد.
با این توصیف این سوال اساسی مطرح است که با توجه به این‌که ما در آستانه‌ی سومین انتخابات ریاست‌جهوری قرار داریم ایا در طول دو دوره گذشته. پدیده‌ای سیکل‌های تجاری سیاسی وجود داشته یا نه به عبارت دیگر با استفاده از داده‌های تجربی اقتصاد و با در نظرداشت شرایط بغرنج افغانستان در کنار سایر نگرانی‌ها آیا می‌توان نگران ادوار تجاری سیاسی در انتخابات پیش رو بود یا خیر.
این‌جا پاسخی پرش نخست یعنی وجود پدیده ادوار تجاری سیاسی در دو انتخابات گذشته به قضاوت خود خواننده گذاشته می‌شود و اما نگرانی از بروز پدیده‌ای ادوار تجاری سیاسی در انتخابات پیش رو در اقتصادی که حتا قادر به تامین بودجه برگزاری انتخابات خویش و یا ساده‌تر قادر به پوشش بودجه عادی خویش نیست، وجود دارد یا خیر.
اگر از نگرانی حاکمیت فعلی یعنی خود رییس‌جمهور مبنی بر دخالت خارجی‌ها در انتخابات پیش رو شروع کنیم تا تشویش‌های برخی نامزدهای ریاست‌جمهوری دال بر بی‌طرف نه ماندن رییس‌جمهور در انتخابات به این نتجه می‌رسم که نگرانی از ادوار تجاری سیاسی در انتخابات افغانستان به نگرانی‌های درجه چندم می‌رسد چون اولویت قردادن مشکلات و نگرانی‌ها در کشوری مثل افغانستان ریشه در عمق دارد یعنی نارسایی‌های امنیتی مداخلات مستقیم زورمندان محلی، تیم حاکم، در اختیار نداشتن معلومات کافی اکثریت رای‌دهندگان نگرانی از وجود ادوار تجاری سیاسی را با عقلانیت مسله فاصله می‌دهد اما با این حال نیز نمی‌توان از کنار مساله به سادگی رد شد چون شکل دیگری از ادوار تجاری سیاسی در انتخابات افغانستان دور از انتظار نیست.
بدیهی‌ترین دلیل این امر این است که بنا بر برخی گزارش‌ها نهادهای وابسته به نامزادان حد اقل در چند انتخابات گذشته چه پارلمانی و یا هم ریاست‌جمهوری دست به توزیع مستقیم پول به رای‌دهندگان برای جلب آرای‌شان زده‌اند. که این امر بنا به نا اقتصادی بودن مساله توجیع‌کننده نوعی وجود ادوار تجاری سیاسی در اقتصاد افغانستان در دورهای گذشته است چون ما از این طریق سبب ایجاد تورم خود خواسته نه به سبب اقتصادی بل به علت سیاست‌های ناشی از فرصت و بقا در قدرت شدیم چون منبع دریافت و توزیع این مبالغ از جریان پولی در گردش اقتصاد که مبتنی بر اجرای فعالیت اقتصادی باشد صورت نمی‌گیرد بل خارج از سیکل پولیکه در چرخش اقتصاد در جریان است، وارد شده و میزان برابری تولید داخلی و جریان پول در گردش را که توسط بانک مرکزی سنجش و تعیین می‌شود به هم می‌زند. یا هم مثلا گروهی از واردکنندگان نفت یا تیل یا سایر مواد اولیه مثل آرد یا برنج اگر که از سوی تیم حاکمیت مافیت مالیاتی می‌شود در مقابل با توزیع آرد در گوشه از کشور می‌تواند نوعی ایجاد سیکل‌های سیاسی تجاری در اقتصاد برای انتخابات کنند. یعنی وجود ادوار تجاری سیاسی در اقتصاد افغانستان دور از انتظار نیست.
با این حال دیده می‌شود که سیکل‌های سیاسی تجاری به میزان مختلف و با توجه به نوعیت اقتصاد، فرهنگ و میزان آگاهی مردم و حاکمیت قانون در کشورهای مختلف به شکل‌های مختلف وجود دارد و به‌عنوان یک ابزار ناعقلانی می‌تواند تاثیر بر نتایج انتخابات بجا بگذارد. اما ﻣﻌﺮﻓﯽ و ﺷﻨﺎﺧﺖ اﻧﻮاع ادوار ﺗﺠﺎری سیاسی در اقتصاد اﯾﻦ اﻣﮑﺎن را ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ‌دﻫﺪ ﮐﻪ درک ﺑﻬﺘﺮی از ﻧﻈﺮﯾﺎت اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻄﺮح ﺷﺪه از سوی نامزد‌ها که دولت‌مردان فردا است داشته باشیم از سوی هم اگر که تیم حاکم به نوعی دست به اتخاذ سیاست‌های اقتصاد ناشی از سیکل‌های تجاری می‌زند این درک را داشته باشیم که در پشت صندوق‌های رای قضاوت عقلانی خویش را نیز در نظر داشته باشیم.

اشتراک گذاري با دوستان :