جهانی‌شدن از منظر توسعه پایدار

- میرویس نوروزی

مجموعه‎ای از روندهای چند بعدی که عرصه‎های گوناگون از جمله سیاست، ایدیولوژی، فرهنگ و محیط زیست را در بر می‎گیرد و باعث افزایش وابستگی کشورهای جهان به یکدیگر می‏شود، جهانی شدن تلقی می‌گردد.
از منظر اقتصادی، سیر تاریخی جهانی شدن را می‎توان به چهار مرحله ملی،‌ بین‎المللی، چندملیتی و جهانی تفکیک کرد. از منظر جهان‌بینی نیز چهار نوع طرز تفکر خودمحوری، چندمحوری، منطقه‌محوری و جهان‌محوری در روند جهانی شدن مشاهده می‌شود.
جهانی شدن دارای تاثیرات مثبت و منفی است و در عین حال موافقان و مخالفانی دارد. اصولا طرز تلقی و نگرش نسبت به جهانی شدن بستگی به این موضوع دارد که فرد، گره و یا جامعه خاص از وضعیت به وجود آمده، منتفع و یا متضرر شده باشد. بدیل‌هایی که برای جهانی شدن مطرح شده‎، عبارت‌ است از: جنبش ضد جهانی شدن، جهانی شدن اصلاح‌شده و فلسفه توسعه پایدار.
عقلانی‎ترین بدیل برای جهانی شدن،‌ توسعه پایدار است که هم‌زمان با توسعه اقتصادی و پیشرفت اجتماعی برضرورت توجه به محیط زیست و حفظ منابع طبیعی نیز تاکید می‌کند. توسعه پایدار را می‎توان مدیریت روابط سیستم‌های انسانی و اکوسیستم‌های طبیعی با هدف استفاده پایدار از منابع درجهت تامین رفاه نسل‌های حال و آینده تعریف کرد.

توسعه پایدار دارای چهار بعد اساسی است و تحقق آن در کشورها منوط به همکاری نزدیک دولت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی است.
ابعاد چهارگانه توسعه پایدار عبارت است از: ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی وزیست محیطی. بعد اجتماعی به رابطه انسان با انسانهای دیگر، اعتلای رفاه افراد، بهبود دسترسی به سلامت و بهداشت و خدمات آموزشی، توسعه فرهنگ‌های مختلف و برابری و فقرزدایی توجه دارد.

واقعیت حاکی از آن است که دخالت‌های نسنجیده بشر و بهره‎گیری افراطی از منابع طبیعی، نظم اکوسیستم را مختل کرده است. از این‌رو لازم است که کلیه کشورهای جهان، از فرصت و امکانات برآمده از روند جهانی شدن بهره‎گیری کنند و با اعمال نفوذ در روند مزبور، آن را در مسیر توسعه پایدار هدایت کنند.
دانشمندان سیر تکاملی جهانی شدن را از چهار منظر اقتصادی، جهان‌بینی، فرهنگی و تنوع کنشگران مورد بررسی قرار می‌دهند.
تاثیرات مثبت و منفی جهانی شدن
با این حال، جهانی شدن مدافعان و مخالفان زیادی دارد. اصولا طرز تلقی و نگرش نسبت به جهانی شدن بستگی به این موضوع دارد که فرد، گروه یا جامعه خاص از وضعیت به وجود آمده، منتفع و یا متضرر شده باشد. با مروری برمتون و نوشته‌های موجود، می‎توان تاثیرات مثبت و منفی جهانی شدن را توصیف کرد.
یک‌پارچگی بازارهای جهانی از طرقی مانند کاهش موانع تجاری، بهبود ارتباطات و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، امکان جریان آزاد سرمایه را بین کشورهای مختلف جهان فراهم می‌آورد و این امر ممکن است سبب تسریع رشد اقتصادی کشورها شود. موافقان جهانی شدن براین باورند که کشورهای در حال توسعه از این طریق می‌توانند برسرعت توسعه خود بیافزایند.
دسترسی بیشتر و آسان‌تر مردم جهان به کالاهای سایرکشورها، ظهور بازارهای مالی و امکان بهره‎گیری ازمنابع اعتباری خارجی، ایجاد بازار مشترک جهانی که تحت تاثیر آزادی تبادل کالاها و خدمات به وجود آمده است و امکان رقابت در بازار مشاغل جهانی از پیامدهای مثبت جهانی شدن قلمداد شده‎اند.
درعرصه سیاسی، جهانی شدن تحول‌هایی در اقتدار دولت‌ها پدیدآورده و به نظم بخشی به روابط بین حکومت‌ها پرداخته است.
در زمینه‎های فرهنگی، امکان دسترسی به تنوع فرهنگی در اثر جهانی شدن افزایش یافته و این امر به ارتقای درک و تفاهم متقابل بین افراد کمک کرده است. در عرصه اجتماعی نیز جهانی شدن به بسط و گسترش سازمانهای مردمی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل در سیاستگذاری جهانی منجر شده است.
با این حال، جهانی شدن موجب فرار مغزها از کشورهای در حال توسعه شده است. فرصت‌هایی که در کشورهای پیشرفته موجود است، استعدادها را از کشورهای فقیر به سوی خود می‌کشاند و این کشورها را دچار اضرار و خسران می‎کند. به عنوان مثال، کشور هند سالانه متجاوز از ده میلیارد دالر بابت فرارمغزهای دانشجویان هندی متضرر می‌شود.
از نظر رقابت در بازار جهانی کار، جهانی شدن تاثیرات منفی بر کشورهای در حال توسعه داشته است. کارکنان فنی مانند مهندسان، مدیران، مشاوران به خوبی می‎توانند در بازارهای جهانی رقابت کنند و دستمزدهای بالاتری را طلب کنند. اما کارگران ساده از چنین امکانی برخوردار نیستند. در بسیاری از کشورهای فقیر کارگران موافقت می‌کنند در شعب شرکت‌های جهانی با دستمزدهایی کم‌تر از سطح دستمزد در کشورهای غنی و در شرایط کارگاهی نامناسب کار کنند.
به طور کلی مخالفان معتقدند که جهانی شدن در خدمت منافع شرکت‌های بزرگ و به ضرر شرکت‌های کوچک عمل می‎کند. در قلمرو سیاسی به نظر برخی از صاحب‌نظران، جهانی شدن موجب ظهور مراکز تصمیم‎گیری جهانی نامرئی شده و به تهدید کشورهای ضعیف پرداخته است.
در عرصه فرهنگی و اجتماعی، جهانی شدن به عنوان یک خطر فرهنگی که همانندسازی سبک زندگی را در سطح جهان گسترش داده قلمداد شده است. عده‎ای براین باورند که این هجوم موجب از بین رفتن ویژگی‌های بومی‌ و فرهنگی در سطح کشورهای جهان می‌شود.
برخی نیز معتقدند جهانی شدن جرم و جنایت در سطح جهان را گسترش داده و از جمله برمیزان قاچاق انسان و به ویژه قاچاق زنان و کودکان افزوده است.
از منظر زیست محیطی، مخالفان جهانی شدن آن را به مصرف بی‌رویه و ناسنجیده منابع متهم می‌کنند. به نظر آنان ظرفیت اکولوژیکی جهان پاسخگوی جاه‌طلبی‌های کشورهای جهان به ویژه امریکا، اروپا، جاپان، چین و هند نیست و روند کنونی قابل دوام نخواهد بود.
بدیل‌های جهانی شدن
با آن‌که جهانی شدن از نظر برخی از افراد یک رویداد غیرقابل برگشت تلقی می‎شود، اما گروه‌های کثیری نیز آن را به چالش کشیده‎اند و بدیل‌هایی نظیر جنبش‌ ضد جهانی شدن، حامیان جهانی شدن اصلاح‌شده و مدافعان توسعه پایدار را مطرح می‌کنند.
مدافعان جنبش ضدجهانی شدن جمعیتی متنوع و متکثرند که با هرگونه نهاد اقتصادی که در عرصه بین‎المللی فعالیت کرده و بخواهد نظام اقتصادی جهانی را متحدالشکل کند، مخالفت می‌کنند.
این گروه‌ها که به عنوان جنبش‌های ضدجهانی شدن اشتهار یافته‎اند شامل اکولوژیست‎ها، فعالان حقوق بشر، چپ‌گرایان، حامیان تنوع فرهنگی، مدافعان محلی‌گرایی و گروه‌هایی از این قبیل می‌شوند.
با این همه، با ظهورجنبه‌های مثبت جهانی شدن و هم‌چنین با توجه به بی‎نتیجه بودن اقدامات جنبش‌های ضدجهانی شدن، تظاهرات و آشوب‌ها تاحدودی کاهش یافت و جنبش جدیدی به وجود آمد که هدف آن مخالفت با ابعاد صرفا اقتصادی و بی‏توجهی به حساسیت‌های اجتماعی بوده است.
عقلانی‎ترین بدیل برای جهانی شدن و ایدیولوژی نیولیبرال آن، ایده توسعه پایدار است. فلسفه وجودی و دلیل عمده این دیدگاه، ضرورت توجه به سه موضوع عمده و مرتبط به هم در جهان امروز است: توسعه اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و ارتباط با محیط طبیعی با توجه به این که نگارنده، دیدگاه توسعه پایدار را مناسب ترین دیدگاه در بحث توسعه می‌داند در این زمینه توضیحات بیشتری را مطرح می‌کند.
توسعه پایدار توسعه‌ای است که علاوه بر توسعه و تعالی زندگی نسل حاضر به حمایت از نسل‌های آتی نیز عنایت دارد و براساس آن، شرایط انسانی و وضعیت محیطی و اکوسیستمی‌ به طور همزمان مورد توجه قرار می‎گیرد. توسعه پایدار بر فلسفه پایداری اتکا دارد. پایداری به توانایی سیستم برای کارکرد در آینده نامحدود اطلاق می‌شود و وضعیتی است که در آن وضعیت، مطلوبیت و امکانات موجود در طول زمان کاهش نمی‌یابد و منابعی که سیستم برای انجام فعالیت‌های خود به آنها وابسته است رو به ضعف نمی‌گذارد.
در این نوع از توسعه، اقدامات و فعالیت‌ها به طور مداوم از منظر اصول پایداری بررسی می‎شود و مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد؛ به نحوی که برای خیر جمعی و حفاظت از منابع، به گونه‎ای عالمانه و آگاهانه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی شود و تصمیمات به مرحله اجرا درآید.
توسعه پایدار بر یک‌پارچگی اقتصادی- محیطی، حفاظت محیطی، تعهد بین نسل‌ها و عدالت درون‌نسلی و بین‌نسلی، کیفیت زندگی و مشارکت آحاد جامعه در فرایند توسعه ابتنا دارد و زمانی عینیت می‌یابد که اولا کیفیت زندگی انسان را بهبود بخشد و ثانیا قابلیت زیستِ کره زمین را حفظ کند.
در مورد ارتقای کیفیت زندگی انسان، سیاست‌های توسعه باید به گونه‎ای تدوین شود که زمینه تعالی همه جامعه را فراهم آورد؛ سلامت جسم و روان آنها را تدارک ببیند؛ امکانات آموزشی، پرورشی، بهداشتی و رفاهی را در حد یک استاندارد شایسته زندگی در اختیار انسان بگذارد؛ امنیت سیاسی، اقتصادی و قضایی را برای او تامین کند، به صورتی که روابط انسانی مناسب بین افراد خانواده‎ها و درکل جامعه در سطوح محلی و سازمانی و ملی برقرار گردد.
درمورد محافظت از قابلیت زیستِ کره زمین، توسعه‌ای مدنظر است که براساس آن سیستم‌های پشتیبان زندگی و فرایندهای اکولوژیک که موجب تداوم چرخه عناصر اساسی (هوا، آب، خاک و..) می‎شوند و هم‌چنین تنوع گونه‎های زیستی حفظ شود؛ پایداری منابع تجدیدپذیر تضمین گردد.
با این حال، مصرف منابع تجدیدناپذیر به حداقل برسد و محدوده ظرفیت تحمل زمین و اکوسیستم رعایت شود. به این ترتیب توسعه پایدار را می‌توان مدیریت روابط سیستم‌های انسانی و اکوسیستم‌های طبیعی به منظور استفاده پایدار ازمنابع درجهت تامین رفاه نسل‌های حال و آینده تعریف کرد.
در برنامه‎ریزی توسعه پایدار پرسش‌هایی در باره چگونگی تاثیرات یک سیستم بر سایر قسمت‌ها مطرح می‌شود و هم‌چنین این پرسش اساسی که آیا تعامل بین سیستم‌های موجود به کارآیی و اثربخشی بیشتر منجر می‎شود یا خیر، مورد توجه قرار می‎گیرد.
ابعاد توسعه پایدار
توسعه پایدار دارای چهار بعد اساسی است و تحقق آن در کشورها منوط به همکاری نزدیک دولت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی است.
ابعاد چهارگانه توسعه پایدار عبارت است از: ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی وزیست محیطی. بعد اجتماعی به رابطه انسان با انسانهای دیگر، اعتلای رفاه افراد، بهبود دسترسی به سلامت و بهداشت و خدمات آموزشی، توسعه فرهنگ‌های مختلف و برابری و فقرزدایی توجه دارد.
بعد اقتصادی با متغیرهای اقتصادی مرتبط است و درآن رفاه فرد و جامعه باید از طریق استفاده بهینه وکارایی منابع طبیعی و هم‌‌چنین توزیع عادلانه منابع حاصله، تا حد اکثر ممکن ارتقا یابد.
بعد زیست محیطی با حفاظت و تقویت پایه منابع فزیکی و بیولوژیکی و اکوسیستم مرتبط است و به رابطه بین طبیعت و انسان می‌پردازد. بعد سیاسی نیز به قوانین، سیاست‌ها، برنامه‌ریزی، بودجه‌بندی، نهادسازی، تنوع و تکثرگرایی، احترام به حقوق انسانی و مشارکت موثر مردم در فرایندهای تصمیم‎گیری توجه دارد و به تنظیم وضعیت و شرایط لازم برای تلفیق هدفهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی و ایجاد رابطه مبادله بین آنها برای رسیدن به توسعه پایدار می‌پردازد.
در عصر جهانی شدن توسعه پایدار در صدر برنامه‌های اکثریت کشورها قرار دارد و یگانه موضوعی به شمار می‌رود که بیشترین مدافعان را در جهان دارد.
کشورها در عصر جهانی شدن، تلاش می‌کنند که با تحقق توسعه پایدار در هر بخش، تعادل میان توسعه و محیط زیست را در نظر بگیرند.

اشتراک گذاري با دوستان :