دنیای تازه از عینک شیخ دیپلومات

- تهمورس

بی‌دلیل نیست که حسن روحانی را در ایران شیخ دیپلومات می‌گویند. این ترکیب در زمان کارزارهای انتخاباتی در ایران به وفور استفاده شد. خیلی‌ها شاید در آن زمان فکر می‌کردند ترکیب شیخ دیپلومات هم نوعی تبلیغ برای حسن روحانی باشد. ولی سفر چهارروزه حسن روحانی رییس‌جمهور ایران به نیویارک و دیدارها و سخنرانی‌ها و نشست‌های خبری به واقعیت دیپلوماسی اثرگذار او را در سطح بین‌المللی نشان داد. پس از انقلاب اسلامی، برای اولین‌بار دو وزیر خارجه ایران و امریکا کنار هم نشستند، نشست خصوصی در حاشیه نشست وزرای خارجه پنج به علاوه یک داشتند و مهم‌تر از این‌که با لحنی متفاوت از همیشه صحبت کردند.
پس از سالیان دراز سران دو کشور ایران و امریکا با احترام بیشتر به سخنان هم‌دیگر پرداختند و هر دو کشور از انتشار انرژی مثبت به‌سوی هم‌دیگر خبر دادند. آخرین حلقه زنجیر مثبت‌سازی روابط هم با انتشار خبر گفتگوی تلیفونی حسن روحانی با بارک اوباما به هم وصل شد و حالا می‌توان امیدوار بود که روابط این دو کشور وارد فاز جدید سیاسی می‌شود. آن‌چه برای افغانستان و شهروندانش از این آب شدن یخ‌های روابط دو کشور مهم و باارزش است، تاثیر گرم شدن روابط سیاسی دو کشوری که ۳۵ سال تمام دشمن خونی هم‌دیگر محسوب می‌شدند، بر وضعیت منطقه از جمله افغانستان است.
افزایش تنش‌ها در طول ده- ‌یازده سال گذشته میان ایران و امریکا و به‌دنبال آن وضع تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران توسط غرب، کشور ایران را ملزم به واکنش‌های مختلف کرد. از جمله یکی از این واکنش‌ها حمله‌های غیرمستقیم بر منافع امریکا در گوشه و کنار جهان بود.
ایرانی‌ها نیروهای مخالف امریکا در عراق را سخاوتمندانه تجهیز می‌کردند و از ارسال هرگونه امکانات نظامی به آنان دریغ نمی‌کردند. در افغانستان نیز بخش‌هایی از حکومت ایران به‌طور مستقیم طالبان را تجهیز کرده و آموزش می‌دهند. کشف تسلیحات ساخت ایران در داخل خاک افغانستان نشانگر این مساله بود که ایران برای وارد کردن فشار به امریکا و هم‌پیمان‌هایش در افغانستان از هیچ عملی دریغ نخواهد کرد. حتا اگر این عمل تجهیز و کمک دشمن ذاتی این کشور یعنی طالبان باشد. در زمان حکومت‌داری محمود احمدی‌نژاد بیشتر فرماندهان عالی‌رتبه نظامی این کشور با همان ادبیات تند و خصمانه و گاه سطحی، از ضرورت ضربه زدن به منافع امریکا در هر گوشه جهان از جمله افغانستان صحبت کردند.
آنان در دو مورد طالبان را مستقیما به ایران دعوت کرده و مذاکراتی را با رهبران سیاسی و نظامی کشور خود ترتیب دادند. حتا ایران به‌طور مستقیم بخش‌هایی از مطبوعات افغانستان را تمویل می‌کند تا علیه حضور غرب خصوصا امریکا در افغانستان به تحریکات بپردازد و سعی کند این حضور را اشغال نظامی نام دهد. به‌جز از حکومت افغانستان، نگاه عمده افغان‌ها در هر سطحی نسبت به ایران حالت خصمانه‌ای را به خود گرفته است و این مساله ناشی از سیاست‌های نادرست حکومت‌های سابق ایران در قبال افغانستان بود. ولی شیخ دیپلومات در این راستا نیز نگاهی متفاوت‌تر از اسلافش داشت. او در نشست خبری که جمعه‌شب در آخرین ساعات حضورش در امریکا برگزار کرد، طالبان را به‌عنوان گروهی دانست که جایگاهی در جامعه افغانی ندارند.
حسن روحانی از ضرورت تغییر دیدگاه طالبان برای حضور در جامعه افغانی صحبت کرد و گفت در این مورد با حامد کرزی صحبت کرده است. سخنان حسن روحانی در مورد افغانستان هرچند با نگرانی از آینده افغانستان همراه بود، ولی این نوید را نیز می‌رساند که این کشور به نقش مذاکره و گفتگوی بین‌الافغانی برای رسیدن به ثبات در افغانستان واقف شده و نیز متوجه شده است که مداخلات سوء در امور افغانستان از سوی همسایگان نه تنها نتوانسته گره‌ای از کار فروبسته افغانستان باز کند که بیشتر این گره‌ها را کور کرده است.
حالا که آقای روحانی انعطاف بیشتری در تقابل با غرب از خود نشان داده و این انعطاف غرب را نیز برای رسیدن به توافق تازه در عرصه مناقشات هسته‌ای با ایران خوشبین کرده است، خوب است که حکومت ایران در هم‌سویی با کشورهایی که به واقعیت می‌خواهند ثبات در افغانستان نهادینه شود، راهکارهای عملی‌تری را جستجو کنند.
شیخ دیپلومات برای نشان دادن تغییر در دیدگاه‌های سیاسی این کشور در قبال افغانستان چه بهتر که در نخست به معضله مهاجران افغان مقیم در این کشور نیز بپردازد و آن را جزو صلاحیت‌های کارمندان درجه سوم و چهارم حکومت خود نپندارد. مسلما فضای سیاسی جدیدی را با تحلیل گفتگوها و نشست‌های هیات ایرانی با همتایان غربی‌اش در منطقه، می‌توان پیش‌بین بود و یکی از محورهای این تحولات سیاسی افغانستان است و در این موقعیت حساس سیاسی این فضای جدید سیاسی بسیاری از بدگمانی‌ها در میان افغان‌ها نسبت به حکومت ایران را از بین خواهد برد.

اشتراک گذاري با دوستان :