شهرنشینی و محیط‌زیست

- مسیح‌الله محبوب، بخش دوم و پایانی

نگهداری از محیط‌زیست موضوعی است که در چند دهه گذشته، در جهان توجه اهل مسلک را به خود جلب کرده است. پیش از این توجه چندانی در قسمت پیامدهای ناگوار زیست‌محیطی فعالیت‌های اقتصادی، زیربنایی و صنعتی صورت نمی‌گرفت.
افغانستان نیز، پس از سقوط حکومت طالبان، تغییرات مختلفی را در تمام عرصه‌ها شاهد است. بدون شک افغانستان در این مقطع زمانی تغییرات مثبت را تجربه کرده و هنوز هم در حال تجربه کردن است. اما سه دهه جنگ یک خلا را در پیشرفت متوازن نهادهای جامعه اعم از اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست، در بین گذاشته و تمام مسوولان را در یک سردرگمی خاصی قرار داده است.
از مشکل‌هایی که در چند سال گذشته، در شهر کابل بسیار حاد بوده، آلودگی‌های بیش از حد محیط‌زیست شهری است که شامل آلودگی هوا، آلودگی محیط، صدا و آلودگی آب می‌شود. بحث‌ها و مضامین گوناگون در این جهت در رسانه‌های نوشتاری و تصویری صورت گرفته است.
شهر کابل، یکی از شهرهای قدیمی جهان است و تغییر دادن مکمل زیربناهای شهری جهت بهتر زیستن خیلی وقت گیر، پرهزینه و بی‌جا خواهد بود.
شهرداری کابل مشکل‌های شهری و محیطی را از حیطه تسهیلات که در اختیار دارد خارج می‌بیند و اداره ملی حفاظت از محیط‌زیست نیز خود را یک ارگان پالیسی‌ساز فاقد قوه‌ی اجراییه می‌پندارد.
از سوی دیگر، فساد اداری در این دو اداره، انتصاب و انتخاب افراد غیرمسلکی در سمت‌های مسلکی و مهم این اداره‌ها، نبود قوانین جامع و عدم هماهنگی میان اداره‌های ذ‌ی‌دخل مانند وزارت‌خانه‌های سکتوری، اداره‌های مستقل نورم و استاندارد، محیط‌زیست، مبارزه با حوادث و شهرداری در این معضل افزوده است.

آلودگی محیطی در شهر کابل

کابل، اگر چه از جمله شهرهای صنعتی و تجارتی بسیار بزرگ نیست، اما نظر به ساختار جیولوجیکی، تراکم جمعیت، پلان شهری نامنظم، پایین بودن سطح آگاهی مردم و نبود حفظ‌الصحه، ضعیف بودن اداره‌های ذی‌ربط ، اقتصاد ضعیف، بی‌کیفیت بودن مواد وارداتی (مواد سوخت)، عدم تناسب بین عراده‌جات و جمعیت، نبود ساختارهای زیربنایی، مسوولیت‌ناپذیری شهروندان، دسترسی به منابع، و غیره از جمله مشکل‌های اساسی شهر کابل محسوب می‌شود که در افزایش آلودگی‌های محیط‌زیستی این شهر نقش اساسی دارد.
عواملی که ذکر شد منابع آلوده‌کننده و یا ممد آن‌ها است. در این بحث تنها عوامل بررسی می‌شود که منبع تولید مواد فضله جامد است:
۱٫ کابل، یک شهر پهن از نقطه نظر ساختمان جیولوجیکی نبوده و این ساحه توسط ارتفاعات احاطه گردیده است. این ارتفاعات مانع عبور جریان‌های هوا در یک منطقه نسبتا وسیع (داخل شهر) می‌گردد. این ساختار در قسمت تبدیل نشدن هوای آلوده شهری رول عمده را بازی کرده و هوای آلوده شهری در این ساحه نسبتا یک مدت زمان زیاد باقی می‌ماند که این موضوع خود در افزایش آلودگی هوا تاثیر خود را دارد. در پهلوی ساختار جیولوجیکی، آلودگی هوای شهر کابل دلایل گوناگون دارد که از جمله افزایش مواد فضله جامد در بخش نخست این نوشته ذکر گردیده است.
۲٫ رشد جمعیت بیش از حد در طول ده‌سال، کمبود منابع اقتصادی و طبیعی، مشکلات زیست‌محیطی را چندین برابر افزایش داده است. عودت مهاجران، تمرکز تمام سرمایه‌گذاری در شهر کابل، زمینه کاریابی، جمع بودن تمام ساختار اقتصادی و دولتی، عدم پلان شهری منظم و غیره عوامل عمده افزایش جمیعت در شهر کابل می‌باشد. شهر کابل گنجایش محدود از جمعیت را داشته و رشد سرسام‌آور جمعیت در جریان سیزده سال گذشته فشار را بالای تمام نهادهای شهری افزایش داده است.
۳٫ پلان شهری منظم زمینه را برای اداره دیگر زیر ساخت‌های شهری مساعد می‌سازد. ایجاد شهرک‌های رهایشی بدون نظر داشت معیارهای شهرسازی اعم از سیستم منظم کانالیزاسیون، سیستم منظم آبرسانی، سرک‌سازی، فضای سبز بر مشکلات زیست‌محیطی افزوده و باعث مشکلات فراتر می‌گردد. در حال حاضر شهر کابل شاهد احداث شهرک‌ها و بلندمنزل‌ها است، اما در این ساختارها معیارهای منظم سیستم‌های ذکر شده به‌صورت درست در نظر گرفته نشده است. به‌طور مثال، مردم شاهد سرازیر شدن فضلاب بلندمنزل‌ها در جویچه‌های کنار سرک و اطراف بلندمنزل‌ها، محل انبار مواد فضله جامد (کثافات)، در بعضی از نقاط شهر کابل هستند.
یا این‌که در کوتل خیرخانه کابل شهرک‌های بالای ساحه احداث شده است که از دیر زمانی ساحه دفن مواد فضله جامد بود؛ زندگی در این محل همراه با شیوع امراض مختلف، بوی و تعفن، آلودگی خاک و آب‌های زیرزمینی و حتا نشست تهداب بعضی از ساختمان‌ها است.
۴٫ پاکی شهر نمایندگی از فرهنگ بلند باشندگان آن می‌کند، منصفانه نخواهد بود که تمام آلودگی بیش از حد شهر کابل را به باشندگان کابل ربط داد؛ به‌‌خاطری‌که در شهر کابل یک طیف خاصی از مردم زندگی نمی‌کنند و همین موضوع باعث تفاوت در سطح آگاهی مردم کابل از محیط‌زیست می‌گردد.
۵٫ دسترسی به آب پاک، فضای پاک و سبز یکی از ضروریات بسیار عمده شهروندان می‌باشد. اگر به چنین منابع دسترسی وجود نداشته باشد، محیط به‌شکل روبه افزون آلوده گردیده و زندگی را در شهر مشکل می‌سازد. هم‌اکنون در شهر کابل تمام ساحات سبز تصرف شده و به ساحات تجارتی و مارکیت‌ها تبدیل شده که این معضل به مشکلات زیست‌محیطی می‌افزاید.
۶٫ آگاهی‌دهی برای شهروندان یکی از پالیسی‌های عمده ارگان‌های حفظ محیط‌زیست و دیگر اداره‌ها است. در جامعه‌ای که شهروندانش در حفاظت از محیط‌زیست همکار نباشند؛ هیچ ارگان دولتی نمی‌تواند محیط را از آلودگی نجات بدهد.
جهت فایق آمدن بر مشکلات زیست‌محیطی در شهر کابل اداره حفظ محیط‌زیست باید با وزارت‌های سکتوری و اداره‌های نورم و استاندارد، مبارزه با حوادث طبیعی، شهرداری و مدیریت ترافیک کابل ارتباط تنگاتنگ برقرار کند و تمام کارکردهایی را که ربط به آلودگی محیط‌زیست دارد، زیر نظر داشته و برای تمام اقلام کاری یک طرزالعمل واحد تشکیل بدهد.
ادراه حفظ محیط‌زیست باید با اداره نورم و استاندارد در قسمت کیفیت مواد سوخت وارداتی به‌صورت مستقیم کار کند و یک طرزالعمل جامع را در قسمت کیفیت مواد سوخت واراداتی طرح‌ریزی کند.
مشکلاتی که فعلا از تولید مواد سوخت بی‌کیفیت غضنفرگروپ در شمال افغانستان وجود دارد، در موجودیت یک پالیسی واضح شاید تکرار نشود.
اداره محیط‌زیست در قسمت توزیع اسناد وسایط نقلیه، تناسب وسایط با تعداد استفاده‌کنندگان، معاینه تخنیکی، همراه با ترافیک یک‌جا کار کرده و یک طرزالعمل جامع را به‌وجود بیاورند و یا این‌که اداره محیط‌زیست با شهرداری کابل در قسمت ساحات سبز در داخل شهر، توزیع نمره‌های رهایشی و بلندمنزل، ایجاد شهرک‌های رهایشی، صنعتی و تجارتی، توزیع جواز تانک‌های تیل در داخل شهر، جواز هوتل‌ها یک برنامه و پالیسی منظم ترتیب کنند.
در حال حاضر مسوولان اداره محیط‌زیست، این اداره را یک اداره پالیسی‌ساز می‌خوانند؛ پس یگانه راه‌حل به این معضل این‌است که این اداره باید یک شاخه اجرایه‌ای نیز داشته باشد و این شاخه با تمام اداراه‌های دیگر در تماس بوده و مشکل‌های محیط‌زیستی را پی‌گیری و حل کند.

اشتراک گذاري با دوستان :