بارش رگباری، بلای جان مردم و محیط‌زیست شد

- داکتر ابراهیم جعفری، استاد دانشگاه ابن‌سینا

متاسفانه بارش رگباری چند روز گذشته، به بلای طبیعی تبدیل شد و در پی آن جان ده‌ها هموطن ما را گرفت.
وقوع بارش‌های شدید روزهای گذشته در مناطق مختلف کشور، از جمله ولسوالی‌های شکردره، سروبی، پغمان و برخی از نواحی شهر کابل، ولایت‌های نورستان، خوست، غزنی و شماری از ولایت‌های دیگر باعث بروز سیلاب‌های ویرانگر و تخریب بسیاری از خانه‌ها و از بین رفتن دارایی‌های هموطنان‌مان شد.
در این مقاله سعی شده است تا به زبان ساده تعریفی دقیق از بارش‌های شدید رگباری به همراه ویژگی‌ها و منشای آن‌ها ارایه شود و سپس به پیامدهای آن‌ها و دلایل تشدید خساره‌های ناشی از آن‌ها و راه‌حل‌های موجود.
طبق تعریف بارش رگباری (Cloudburst) به بارش‌های شدید و زودگذری که باعث نزول مقدار قابل توجهی آب در زمان کوتاه می‌شود اطلاق می‌گردد که گاهی به همراه بارش ژاله (تگرگ) و رعد و برق می‌باشد. بارش‌های رگباری با این‌که چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشند، اما می‌توانند به وقوع سیلاب‌های بسیار خطرناکی منجر شوند.

ویژگی‌ها و منشا

دانشمندان علم هواشناسی به هرگونه باران با نرخ بارش ۱۰ سانتی‌متر در ساعت به بالا بارش رگباری نام می‌نهند. ابرهای ایجادکننده این بارش‌ها که اغلب از نوع کومولوس یا کومولونیمبوس هستند و دارای حرکت کنوکشن شدید در درون خود می‌باشند، تا ارتفاع ۱۵ یا ۲۰کیلومتری از سطح زمین نیز موقعیت می‌یابند.
این ابرها وقتی شکل می‌گیرند که توده‌های هوا دارای مقدار زیاد بخار آب یا ابرهای معمولی در سر راه حرکت خود به مناطق کوهستانی برخورد می‌کنند و جریانی روبه بالا در درون آن‌ها شروع می‌شود و در این جریان روبه بالا، به‌دلیل تغییر ناگهانی در فشار و حرارت، قطره‌های آب به سرعت تشکیل یافته و با پیوستن به یک‌دیگر و تشکیل قطرات بزرگ‌تر یا ذرات بزرگ یخ به سمت زمین بارش می‌کنند.
البته یک امکان دیگر نیز برای ایجاد بارش‌های رگباری وجود دارد و آن هم اختلاط ناگهانی توده‌های گرم حاوی بخار آب با توده‌های هوای سرد می‌باشد که در این شرایط هم به‌دلیل کاهش ظرفیت حمل بخار آب، زمینه برای تشکیل سریع قطرات آب فراهم می‌شود.
در شبه‌قاره و قسمت‌های شمال دریای عمان ابرهای ایجاد شده از تبخیر آب‌های دریای عمان و اقیانوس هند توسط بادهای موسمی به سمت شمال به حرکت در می‌آیند و پس از برخورد با رشته کوه‌های شمالی‌تر هیمالیا یا هندوکش شروع به ایجاد بارش‌های شدید می‌کنند. بارش‌‌های شدید روزهای اخیر نیز از همین قبیل بارش‌ها می‌باشند.

پیامدها

در حالی‌که در طی یک رگبار ممکن است بیش از دو سانتی‌متر آب طی چند دقیقه ببارد با توجه به پایین بودن میزان سرعت جذب آب در زمین (به‌ویژه زمین‌های سخت و بدون پوشش گیاهی و ضخامت خاک مناسب) نتیجه‌های بسیار خطرناکی را می‌توان متصور بود.
نخستین و البته خطرناک‌ترین پیامد همانا وقوع سیلاب‌های ناگهانی (Flashflood) می‌باشد. همان‌گونه که گفته شد به‌دلیل سرعت بالای بارش زمین‌های خشک منطقه قادر به جذب این آب نازل شده نیست. آبی که ممکن است زمین برای جذبش به چندین ساعت یا روز نیاز داشته باشد، در طول چند دقیقه بارش می‌کند. هر چه ضخامت خاک کم‌تر باشد و زمین بدون پوشش نباتی مناسب باشد، سرعت جذب زمین کم‌تر و در نتیجه میزان آب جاری شده بر روی سطح بیشتر خواهد شد.
بارش فرود آمده در یک منطقه وسیع به سرعت از طریق جویچه‌ها و انهار کوچک به یک‌دیگر می‌پیوندند و در کانال‌های اصلی تبدیل به یک حجم عظیم از آب می‌شوند که معمولا از ظرفیت عادی دریاهای موجود فراتر بوده و منجر به ورود آب به حاشیه این مسیرها می‌شود.
مشکل بعدی که شاید در ابتدا خیلی به چشم نیاید، فرسایش غیرطبیعی و ناگهانی خاک به دنبال این بارش‌هاست که فرسایش خاک و زمین در نهایت تخریب محیط‌زیست را نیز در قبال دارد. جریانات شدید آب بر سطح زمین‌های خشک و بدون پوشش گیاهی مناسب باعث شسته شدن قشر سطحی خاک می‌شود. قشر سطحی خاک همان بخشی از خاک است که برای زندگی بشر و تولید مواد غذایی نباتی از ارزش بسیار بالایی برخوردار است و در صورت نابود شدن مدت زمان بسیار زیادی طول خواهد کشید که این بخش از خاک جایگزین شود.
پیامد بعدی که از ترکیب هر دو پیامد قبلی به‌وجود خواهد آمد از بین رفتن درختان، جنگل‌ها و پوشش نباتی موجود به واسطه سیلاب و عدم رشد و جایگزینی مجدد به واسطه عدم وجود خاک مناسب می‌باشد. اتفاقی که برای مسیر سیلاب‌های سروبی و شکر دره شاهد آن هستیم و خواهیم بود. بدین ترتیب محیط‌زیست این مناطق به مرور دچار معضلات جدی خواهد شد.
تغییرات شدید در تعداد و حجم و تنوع گونه‌های نباتی هر منطقه می‌تواند عوارض جدی را به‌دنبال داشته باشد که پس از هر اتفاق از این دست باید به فکر جبران این‌گونه خساره‌ها نیز باشیم چرا که در بارش‌های بعدی شسته شدن خاک و از بین رفتن پوشش نباتی به واسطه سیلاب‌های قبلی به‌وقوع سیلاب‌های سنگین‌تر منجر می‌گردد.
فرسایش شدید و از بین رفتن قشر سطحی خاک که قابلیت کشاورزی و رشد نباتات را دارد به مرور زمان به تبدیل شدن این مناطق به بیابان‌های بی‌آب و علف منجر خواهد شد که نمونه آن را در بیابان‌های در حال رشد شمال کشور شاهد هستیم.

تبصره‌ها

همانند زلزله که پدیده‌ای است طبیعی؛ بارش‌های رگباری هم پدیده‌ای طبیعی است که گریزی از وقوع آن نیست. عدم آگاهی و آمادگی انسان‌ها این پدیده‌های طبیعی را از قالب پدیده خارج و به یک بلای خطرناک بدل می‌کند. بی‌برنامگی و فراموشی ما از یک پدیده طبیعی یک بلای طبیعی می‌سازد.
با این حال، قطع بی‌رویه درختان و استفاده نادرست و غیراصولی از علفچرها به‌طور مستقیم به تشدید عوارض مخرب این بارش‌ها منجر می‌شود. وجود درختان و پوشش نباتی و علف‌ها در دشت‌ها و دامنه‌های کوه‌ها می‌تواند نتایج مثبت زیر را در قبال این پدیده داشته باشد:
۱- درختان و پوشش نباتی با افزایش ضخامت و فضاهای خالی خاک به مرور زمان باعث افزایش قدرت جذب خاک می‌گردد.
۲- درختان و پوشش نباتی با کاهش سرعت جریان سطحی زمان بیشتری را به خاک می‌دهد تا آب حاصل از باران‌ها را جذب کند.
۳- درختان و پوشش نباتی به‌عنوان یک محافظ برای قشر سطحی خاک عمل کرده و از فرسایش و شسته شدن آن توسط جریان سطحی جلوگیری می‌کند.
مشکل‌های اقتصادی مردم، ایجاد نشدن فرهنگ درست استفاده از نباتات و علفچرها، عدم نظارت و اطلاع‌رسانی مراجع دولتی، وجود فساد در مراجع نظارتی، غصب زمین‌ها و تغییر کاربری بدون حساب و کتاب جنگل‌ها و علفزارها از جمله عوامل اصلی نابودی پوشش نباتی در افغانستان می‌باشد.
راه‌حل در این بخش در کنار رشد اقتصاد مردم و بالا بردن فرهنگ عامه؛ شدت بخشیدن به نظارت بر جنگل‌ها و علفزارها از طرف اداره‌های مربوطه و وضع قوانین سخت‌گیرانه و تلاش برای اجرای آن‌ها می‌باشد.
از طرف دیگر، عدم شناخت حوضه‌های آبریز دریاهای کشور و محاسبه نکردن میزان احتمال وقوع و حجم سیلاب‌های محتمل و برنامه‌ریزی نکردن برای جلوگیری از خساره‌های آن توسط وزارت آب و انرژی نیز جای تبصره‌های بسیاری دارد.
در کل مدیریت آب‌های سطحی در افغانستان حتا در حد مطالعات اولیه هم نیست؛ چه برسد به برنامه‌ریزی و یا اجرا. انتفاع از آب‌های سطحی افغانستان شاید در کنار بخش‌های معادن و کشاورزی یکی از نقاط امید کشور برای بیرون رفتن از شرایط بد اقتصادی حاضر می‌باشد که متاسفانه مصلحت‌های سیاسی باعث کارآیی کم مراجع ذی‌ربط گردیده است. اعمار سیل‌بندها و یا مسیرهای انحراف سیلاب از جمله مهم‌ترین کارهایی است که می‌توان به‌منظور کاهش صدمات و تلفات ناشی از سیلاب‌ها انجام داد.
از سوی دیگر، بخش دیگری که باعث افزایش چشم‌گیر تلفات بارش‌های رگباری و سیلاب‌های ناشی از آن می‌شود بی‌برنامگی و نظام‌مند نبودن ساخت‌وساز در کشور می‌‍باشد.
یکی از اصلی‌ترین و ابتدایی‌ترین نکات در این بخش رعایت حریم امن در حاشیه دریاها می‌باشد. در شهرها و روستاهای افغانستان هیچ مرجعی برای نظارت بر ساخت‌وسازها در حاشیه دریاها وجود ندارد. در حاشیه دریای کابل اگر حرکت کنیم متاسفانه شاهد تعمیرهای ساخته شده به شیوه غیراصولی خواهیم بود که در بعضی موارد نه تنها حریم امن را رعایت نکرده‌اند، بل حتا با خاکریزی وارد بستر اصلی دریا نیز شده‌اند.
نبود وجود سازه‌های نگهبان (دیوارهای سنگی یا کانکرتی) حاشیه دریا نیز باعث ایجاد ریزش دیواره‌های دریا در هنگام وقوع سیلاب می‌گردد که خود تخریب خانه‌های موجود در آن نواحی را به‌دنبال دارد. پاک‌کاری نکردن بستر دریا به‌طور منظم و بندش جویچه‌ها و خروجی‌های آب شهری نیز باعث سر ریز شدن آب به داخل سرک‌ها و مناطق مسکونی می‌شود.
نکته آخر نیز که می‌توان بدان اشاره کرد عدم وجود یک سیستم هشداردهنده سریع برای مناطق پرجمعیت و در معرض خطر می‌باشد. در اکثر مناطق پرجمعیت دنیا که سابقه بروز سیلاب‌های را دارا می‌باشند مراجع مربوطه سیستم‌های پیشرفته هشدار‌دهنده ایجاد کرده‌اند تا در نخسیتن لحظات شروع وقوع سیلاب به اهالی پایین دست سیلاب توسط راه‌های مختلف هشدارهای لازم داده شود تا خود را به محل‌های امن برسانند و لا اقل از بروز تلفات جانی جلوگیری به عمل آید.
در حال حاضر اداره‌های مبارزه با حوادث، ریاست حفاظت از محیط‌زیست، وزارت آب و انرژی، وزارت زراعت و مالداری و شهرداری‌ها در ایفای نقش پیش‌گیرانه خود در قبال حوادث و آفات طبیعی از این قبیل کمی جدی‌تر باشند یا به‌عبارت دیگر «علاج واقعه قبل از وقوع» را سرلوحه کار خود قرار دهند.
با آرزوی روزی که در افغانستان پدیده‌های طبیعی بلای جان هیچ یک از هموطنان مان نشود و البته میسر نخواهد شد مگر به مطالعه دقیق و برنامه‌ریزی سالم و هدفمند.

اشتراک گذاري با دوستان :