پیام وزیر خارجه‌ امریکا به پاکستان

- نویسنده: عمر صمد، برگردان: سلیم آزاد، منبع: دیلی بیست

وزیر خارجه امریکا به رهبران پاکستان گفته است که امریکا در افغانستان پس از سال۲۰۱۴ می‌ماند. اکنون توپ در میدان پاکستان است. این چیزی نبود که حمایت‌کنندگان طالب و جنگجویان رادیکال خواهان شنیدنش باشند.
با روشن شدن مواضع امریکا در قبال افغانستان، ارتش پاکستان و حکومت جدید ملکی یک فرصت استثنایی برای بازاندیشی و جابه‌جایی‌ها در پالیسی قدیمی خود در قبال افغانستان پیدا کرده‌اند. با این کار پاکستان می‌تواند پالیسی خیلی قدیمی تحمل و نادیده گرفتن استراتژیک پناهگاه‌ها و شبکه‌های حمایت از جنگجویان افراطی در خاک خود را به یک‌سو بگذارد و طالبان را به‌سوی یک گفتگوی معنادار بکشاند و خطر افراطیت و جنگجویی را در خاک خود کاهش دهد. به این سبب پاکستان در یک گفتگوی باز و معطوف به آینده به‌منظور توجه به مسایل آب و مرزهای دو کشور سهم بگیرد و تمرکز خود را روی همکاری‌ها و ادغام در اقتصاد منطقه معطوف کند. چون چشم‌انداز اقتصادی‌اش روشن نبوده و میلیون‌ها پاکستانی به‌دنبال یک لقمه نان و شغلی برای گذراندن زندگی‌اند.
برای اجرایی شدن مسایل بالا، اکنون زمان آن فرا رسیده است تا رییس‌جمهور اوباما تعهدات کشور خود در برابر افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی را از نظر تعداد عساکر و میزان کمک‌های موثر برای سرپا ایستاد شدن افغان‌ها و سپری کردن موفقانه روند پیچیده‌ی انتقال و تضمین کمک‌های بلندمدت بین‌المللی و دستیابی به صلح عادلانه با گروه‌های مسلح مایل به مصالحه مشخص و معین بدارد.
براساس تخمین و ارزیابی اخیر پنتاگون، نیروهای امنیتی افغان چندین سال دیگر هم به پشتیبانی ایالات متحده پس از سال ۲۰۱۴ نیاز دارند؛ این، نشانه تمام نشدن ماموریت کمک به موثریت و خودکفایی قوای مسلح افغان می‌باشد. پشت سرگذاشتن یک افغانستان شکننده و بی‌ثبات هیچ هدف استراتژیک و یا هوشیارانه‌ای را بر آورده نمی‌تواند.
در افغانستان اکنون نوبت رییس‌جمهور کرزی است تا یک‌بار دیگر از پاکستان با یک سیاست منسجم دیدار کند که در اثر آن حمایت مردم افغانستان را به‌دست آورده و برای پاکستانی‌ها تصویر روشنی از صلح و همسایگی خوب ترسیم کند که البته مملو از سیاست‌های کوتاه‌مدت و به‌دست آوردن امتیازات کوتاه‌مدت نباشد. آقای کرزی نیاز دارد که به‌صورت بلندمدت و فراتر از انتخابات سال ۲۰۱۴ میلادی بیندیشد.
از آن‌جایی که در لویه‌جرگه‌ی ۲۰۱۱ میلادی بر سر امضای چارچوب سند توافق‌نامه‌ی استراتژیک میان امریکا و افغانستان موافقت صورت گرفت- آقای کرزی بایستی مشورت‌های سیاسی در بلندترین سطح را در کشور به راه اندازد و به پارلمان افغانستان اجازه دهد تا سند همکاری‌های امنیتی میان کابل و واشنگتن را تایید کنند. از این خاطر نیازی به راه‌اندازی مجدد یک لویه‌جرگه دیگر به‌خاطر تصویب سند همکاری‌های امنیتی وجود ندارد.
این به نفع حکومت‌های امریکا و افغانستان است تا یک رابطه‌ی کاری سازنده و همراه با اعتماد را در سال‌های مهم پیش رو در پیش گیرند.
در رابطه به طالبان باید گفت که لابی گویا مخفی و طرفدار مصالحه آنان باید دهان بگشاید؛ خود را ثابت کند و به‌دنبال تغییرات در تاکتیک‌های این گروه برآید. یعنی این گروه باید از کشتارهای جنون‌آمیز دست بکشد. افغان‌ها از مصالحه با قاتلان بی‌رحم حمایت نمی‌کنند مگر آن‌که غیر از این را ثابت سازند. آخرین آمار سازمان ملل افزایش ۲۳ درصدی تلفات غیرنظامیان در شش ماه گذشته را به نمایش می‌گذارد. موضوع مشکل‌افزا این است که ۷۵ درصد کشتارها در اثر حملات طالبان و سایر ملیشه‌ها صورت گرفته است.
اگر آن‌ها در متقاعد کردن افراطیون به‌خاطر توقف کشتار مردم مسلمان ناتوان‌اند پس این وظیفه‌ی اسلامی‌شان است که از این گروه دوری گزیده و یا علیه آنان وارد جنگ شوند تا به افغان‌ها نشان دهند که آنان به‌دنبال مصالحه‌اند.
در رابطه به هسته‌ی اصلی جنگجویان افراطی باید گفت که آنان به تداوم جنگ و کشتار و ویرانی متعهد‌اند. آنان به منافع غرب حمله می‌برند؛ افراد خود را به دیگر مناطق جنگی مانند سوریه می‌فرستند و در مناقشات فرقه‌ای سهم می‌گیرند. آن‌ها متحدان ارگانیک القاعده و جهادیون آسیای میانه و گروه‌های مشابه به آن می‌باشند.
اگر حکومت‌های افغانستان و پاکستان یخ روابط خود را شکستند؛ در رویکردهای خود تغییرات واقعی را اعمال کردند و اعتمادسازی را بر مبنای تغییر استراتژیک در دید اسلام‌آباد و در پیش گرفتن یک رویکرد معتدل از سوی کابل انجام دادند در آن صورت دو کشور دست همکاری برای مبارزه با عناصر افراطی فوق را دراز خواهند کرد و در بدل آن کمک‌های بین‌المللی را نیز دریافت خواهند داشت.
اما اگر این بازی به تداوم جنگ به‌خاطر سیاست‌های ماکیاولی بپردازد؛ اگر نیروهای رادیکال سنی به نبرد علیه افراطیون شیعه در منطقه وسوسه گردند و اگر چشم‌ها به‌دنبال نتیجه‌ی بدون دست‌آورد و توام با خطر بی‌ثباتی در آسیای میانه در سال‌های آینده باشد، در آن صورت ما با سناریوی باخت- باخت روبه‌رو خواهیم بود.
پیام جان کری به دوستانش در پاکستان در کل منطقه و فراتر از آن طنین‌انداز خواهد بود. توپ در میدان پاکستان انداخته شده است و اکنون زمان تغییرات استراتژیک فرا رسیده است. هدف از این روند صلح و عدالت و رفاه در این بخشی از جهان است.

اشتراک گذاري با دوستان :