تعقیب عدلی «حزب‌سازان» اقدامی به‌جا

- بیژن فرهان

وزارت عدلیه گفته است بیشتر احزابی که در گذشته از این وزارت مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند، نتوانسته‌اند تشکیلات خود را مطابق لوایح این وزارت و قانون احزاب هماهنگ سازند. بر مبنای، قانونی که در پیوند با فعالیت‌های احزاب سیاسی نافذ است، هر حزب سیاسی باید حداقل در۲۰ ولایت کشور، دفتر و حضور فزیکی محسوس داشته باشد و هم‌چنین شهرت کامل هزاران عضو خود را به وزارت عدلیه بسپارد.
شماری از اعضای مجلس سنا به برخی از رسانه گفته‌اند در نظر دارند حزب‌هایی را که نتوانسته‌اند با اسناد قانونی تشکیلات خود را هماهنگ کنند، به مقام‌های عدلی و قضایی معرفی کنند. وزارت عدلیه و قوه مقننه حق دارند تا از کسانی‌که به‌نام تشکیل حزب سیاسی مجوز گرفته‌اند و نتوانسته معیار‌های قانونی را در فعالیت‌های‌شان لحاظ کنند، بازخواست کند. متاسفانه در آغاز شکل‌گیری نظم سیاسی جدید در افغانستان، قانون احزاب به‌گونه‌ای شتاب‌زده تصویب شد. بر مبنای آن قانون، کافی بود تا کسی شماری شناس‌نامه و چند صفحه کاغذ را به وزارت عدلیه بسپارد و مجوز فعالیت حزب سیاسی بگیرد. به همین دلیل شمار احزاب سیاسی در مدت کوتاه به صد رسید. در حالی‌که در پیشرفته‌ترین و پخته‌ترین دموکراسی‌های جهان، این‌قدر حزب وجود ندارد.

متاسفانه شماری از آدم‌های فرصت‌طلب و آشنا به فوت و فن دریافت پول و «فند» از موسسات بین‌المللی، از حزب‌سازی وسیله‌ای برای زراندوزی ساختند. هر روز سمارق‌وار حزب می‌روید، لوحه بلند می‌شد و شماری نکتایی‌پوش، خود را رهبر می‌خواندند. خنده‌آور این‌که اساس‌نامه و مرام‌نامه بسیاری از این به اصطلاح احزاب، با هم‌دیگر تفاوت ندارد. همه این‌ها یک رشته کلیات چون «احترام و رعایت دین اسلام» و «مبارزه با فقر» را در چند صفحه به‌نام حزب درج کرده بودند و از برخی از موسسات بین‌المللی پروژه و فند می‌گرفتند.

متاسفانه شماری از آدم‌های فرصت‌طلب و آشنا به فوت و فن دریافت پول و «فند» از موسسات بین‌المللی، از حزب‌سازی وسیله‌ای برای زراندوزی ساختند. هر روز سمارق‌وار حزب می‌روید، لوحه بلند می‌شد و شماری نکتایی‌پوش، خود را رهبر می‌خواندند. خنده‌آور این‌که اساس‌نامه و مرام‌نامه بسیاری از این به اصطلاح احزاب، با هم‌دیگر تفاوت ندارد. همه این‌ها یک رشته کلیات چون «احترام و رعایت دین اسلام» و «مبارزه با فقر»  را در چند صفحه به‌نام حزب درج کرده بودند و از برخی از موسسات بین‌المللی پروژه و فند می‌گرفتند.
به‌نظر می‌رسید که شماری از سازمان‌های بین‌المللی در آن زمان فکر می‌کردند که می‌توانند از طریق حزب‌سازی‌های از این دست، به دموکراسی‌سازی کمک کنند. اما این روند، به دموکراسی و فرهنگ فعالیت احزاب سیاسی در کشور صدمه زد. پیش از این به‌دلیل ناکامی احزاب و رهبران سیاسی در ایجاد ثبات و جلوگیری از هم‌پاشی دولت، نام حزب و تنظیم سیاسی، در اذهان مردم عام افغانستان بار معنایی منفی یافته بود. با تشکیل احزاب پروژه‌ای این تصور در افکار عامه قوی‌تر شد.
اشتباه دیگر در آغاز شکل‌گیری نظم سیاسی جدید در کشور این بود که قوانین و اسناد حقوقی مربوط به انتخابات به‌گونه‌ای تنظیم شد که نقش احزاب در آن در حد صفر است. سیستم رای واحد غیرقابل انتقال، کاملا احزاب را از صحنه کشید. این امر سبب شد که حتا اعضای سابقه‌دار برخی از احزاب و جریان‌های سیاسی، به‌عنوان نامزد مستقل وارد کازار انتخاباتی شوند. هم‌چنین دادن نقش سمبولیک و زینتی به احزاب، سبب شد تا دسپلین حزبی در پارلمان شکل نگیرد و این نهاد به منبع تولید فساد مالی و اداری تبدیل شود. از آن‌جایی که تداوم و تقویت روند دموکراسی و ثبات سیاسی، بدون فعالیت احزاب سیاسی قدرتمند و دارای نفوذ گسترده اجتماعی ممکن نیست، باید تمامی موانع فراراه شکل‌گیری چنین احزابی از میان برود.
باید نقش حزب‌های سیاسی در نظام انتخاباتی کشور، برجسته باشد. به‌جای رای واحد غیرقابل  انتقال، باید سیستم مختلط رای‌دهی به‌وجود بیاید، یعنی رای‌دهنده باید فرصت داشته باشد تا علاوه بر نامزد مستقل به یک حزب سیاسی هم رای بدهد. بدون شکل‌گیری چنین نظامی، نه نظم حزبی در پارلمان حاکم می‌شود و نه احزاب سیاسی نیرومند به‌وجود می‌آید. هم‌چنین وزارت عدلیه و دیگر نهاد‌ها باید تمامی کسانی را که به‌نام حزب مجوز گرفته‌اند ولی تاکنون نتوانسته‌اند حتا یک دفتر داشته باشند، مورد پی‌گرد قانونی قرار دهد.  وقتی تمامی زمینه‌های شکل‌گیری احزاب سیاسی فراهم شد، امکان ظهور چند حزب سیاسی نیرومند در صحنه سیاسی کشور به‌وجود می‌آید. رهبران و چهره‌هایی سیاسی که تصور می‌شود در میان مردم پایگاه و جایگاه دارند نیز باید با مسوولیت‌پذیری تمام، حزب‌های خود را با در نظرداشت شرایط جدید، بازسازی کنند. باید این چهره‌ها دموکراسی درون‌حزبی را تقویت کنند. این چهره‌ها نباید به‌گونه‌ای عمل کنند که پس از مرگ‌شان، حزب سیاسی‌شان نیز بمیرد. کم‌کم باید اصالت حزب و جریان سیاسی، جای شخص‌محوری را بگیرد. بدون شکل‌گیری احزاب قدرتمند سیاسی، نه به ثبات سیاسی می‌رسیم، نه دموکراسی تقویت می‌شود. تمامی دموکراسی‌های نیرومند جهان و کشورهای باثبات، دارای شمار محدودی از احزاب نیرومند سیاسی هستند، بنابراین باید تمامی موانع فرا راه شکل‌گیری چنین احزابی در کشور، برداشته شود.

اشتراک گذاري با دوستان :