تهدید شاخه‌های محلی القاعده

- سیس ستوده

گروگان‌گیری در الجزایر و راه‌پیمایی طرفداران القاعده در جاده‌های قاهره در حمایت از بنیادگرایانی که در شمال مالی حاکم‌اند، نشان می‌دهد که خطر جهانی القاعده جدی است. مقام‌های امریکایی پیوسته می‌گویند که توانسته‌اند، شمار بیشتری از کدرهای رهبری القاعده، از جمله اسامه بن‌لادن رهبر این شبکه را بکشند. امریکایی‌ها هلاکت سران القاعده را نشانه‌ای از تضعیف استراتژیک این شبکه می‌خوانند؛ اما واقعیت این است که گروه‌ها و شاخه‌های محلی شبکه القاعده در بسیاری از کشورهای جهان به‌شدت فعال است. شکی نیست که بیشتر اعضای کدر رهبری شبکه القاعده کشته شده‌اند و هسته مرکزی این شبکه، تقریبا متلاشی شده است، اما شاخه‌های محلی سازمان القاعده، در کشورهای گوناگون، بسیار فعال است.

Taliban1234

در حال حاضر، تحریک طالبان پاکستانی، به‌صراحت خود را وارث القاعده می‌خواند. این تحریک، جنگ خود را در راستای آرمان‌های سازمان القاعده توجیه می‌کند و اسامه بن‌لادن را الگوی خویش می‌داند. تحریک طالبان پاکستانی، نظام حقوقی و سیاسی حاکم بر پاکستان را قبول ندارد و می‌خواهد با زور آن را به امارت طالبی تغییر دهد. طالبان پاکستانی چنان پاکستان را ناامن کرده‌اند که حالا هیچ شهر این کشور امن نیست.
تحریک طالبان پاکستانی مدتی پیش بر گروهی از واکسیناتوران در آن کشور حمله کرد و شمار زیادی از کارمندان کمپاین واکسیناسیون را کشت. طالبان پاکستانی در توجیه این کشتار اعلام کردند که امریکا از کسانی‌که برای تطبیق واکسین استخدام می‌شوند، برای جاسوسی استفاده می‌کند. آنان به نقش شکیل افریدی در کشف ویلای متعلق به اسامه بن‌لادن در حومه اسلام‌آباد اشاره می‌کنند که زیرپوشش واکسیناتور، به آن‌جا سر زده بود. به بیان دیگر، طالبان پاکستانی، انتقام قتل اسامه بن‌لادن را از کارمندان کمپاین واکسیناسیون گرفتند.
علاوه بر این طالبان پاکستانی، به فرود گاه‌های با ضریب امنیتی بالا، مساجد، مکاتب و سیاست‌مداران پاکستانی حمله کرده‌اند. حملات تروریستی طالبان پاکستانی، تلفاتی از شهروندان عادی پاکستان گرفته است. همان‌طوری گفته شد، تحریک طالبان پاکستانی همه این کشتارها را در راستای اهداف القاعده و جهاد جهانی این شبکه می‌داند. به‌نظر می‌رسد که تحریک طالبان پاکستانی در میان افسران بلندپایه ارتش این کشور، عوامل نفوذی قدرتمند دارند.
بدون وجود این عوامل، نفوذ به مراکز حساس نظامی و حمله به فرودگاه‌های نظامی با ضریب امنیتی بالا، ممکن نیست. تا حال ارتش و نیروهای امنیتی پاکستان نتوانسته‌اند، خطر طالبان پاکستانی را کاهش دهند. یک سند ارتش پاکستان که به تازگی منتشر شده نشان می‌دهد که نظامیان این کشور، حالا خطر ستیزه‌جویی را که طالبان پاکستانی ممثل آن هستند، جدی‌ترین تهدید برای امنیت ملی پاکستان می‌دانند. طالبان پاکستانی بسیاری از روستاهای مناطق قبایلی را در کنترول دارند. گفته می‌شود که در حال حاضر روستاهایی زیر کنترول طالبان پاکستانی، پناه‌گاه امن، جنگ‌جویان عرب القاعده و طالبان افغانستان است.
احمدرشید، روزنامه‌نگار پاکستانی نوشته است، با سقوط امارت طالبان در افغانستان، سران القاعده به مناطق قبایلی آمدند و از سوی برخی از سران قبایل استقبال شدند. به نوشته این روزنامه‌نگار پاکستانی، سران القاعده، ایدیولوژی‌شان را به برخی از شاگردان مدرسه‌های دینی مناطق قبایلی منتقل کردند، به آنان آموزش نظامی دادند و به این ترتیب، تحریک طالبان پاکستانی، شکل گرفت. شکی نیست که سیاست استفاده ابزاری از بنیادگرایی دینی ارتش پاکستان هم، در این امر بی‌تاثیر نبود. علاوه بر این، القاعده شبکه‌های حمایتی نیرومند در داخل ارتش و استخبارات پاکستان دارد. بدون وجود این شبکه‌های حمایتی اسامه بن‌لادن نمی‌توانست، با خانواده پرجمعیتش، به‌راحتی در ویلایی در نزدیکی اسلام‌آباد مستقر شود.
در حال حاضر، این شبکه‌های حمایتی همراه با طالبان پاکستانی، ایدیولوژی القاعده را دنبال می‌کنند و بدون تردید، خطر جدی را متوجه امنیت منطقه و جهان کرده‌اند. حضور طالبان پاکسانی به مناطق قبایلی پشتون‌نشین این کشور، محدود نمی‌شود. ستیزه‌جویان طرفدار ایدیولوژی القاعده حالا در روستا‌های جنوب پنجاب نیز نفوذ بالایی دارند. آنان از این روستاها به‌راحتی سربازگیری می‌کنند. گفته می‌شود شماری از این جنگ‌جویان پنجابی، در ولایت کنر افغانستان نیز دیده شده‌اند. این جنگ‌جویان با طالبان افغانستان، علیه نیروهای امنیتی داخلی و بین‌المللی می‌جنگند. گروه‌های تروریستی ضدشیعه نیز از حامیان مهم القاعده در پاکستان، به‌شمار می‌روند. این خطر جدی است که روزی این گروه‌ها و شبکه‌های حمایتی‌شان، در ارتش و استخبارات پاکستان، امنیت سلاح‌های هسته‌ای این کشور را به خطر بیندازد.
علاوه بر پاکستان، در کشورهای یمن، سومالیا، مالی و نیجریه نیز، شاخه‌های محلی القاعده فعال است. در مالی، فرانسه به مصاف این جنگ‌جویان رفته است. گروه بوکوحرام در کشور الجزایر، یکی از شاخه‌های فعال طرفدار آرمان القاعده، در قاره سیاه افریقا است. این گروه زیر عنوان مبارزه با غرب، حتا شاگردانی را که در مکتب‌های عصری درس می‌خوانند، به گلوله می‌بندد.
بخش‌هایی از یمن کلا در کنترول طرفداران القاعده است. گروه محاکم اسلامی سومالیا هم با شدت قابل ملاحظه به فعالیت‌هایش ادامه می‌دهد. همه این‌ها نشان می‌دهد که خطر القاعده برای امنیت جهانی از جمله امنیت منطقه ما، بسیار جدی است. نکته قابل توجه در فعالیت‌های شاخه‌‌های محلی القاعده، انتقال تجارب جنگی از یک شاخه به شاخه دیگر است. بمب‌گذاری کنار جاده و واسکت‌های انتحاری ابتدا در عراق استفاده شد و حالا ابزار جنگی مهم طالبان افغانستان در نبرد با نیروهای داخلی و خارجی است. حملات گروهی از انتحاریان به اماکن دولتی و نظامی ابتدا توسط طالبان افغانستان، اجرا شد و حالا طالبان پاکستانی نیز، به وفور آن را به‌کار می‌برند. هم‌چنان است شباهت حمله به مکتب‌های عصری در الجزایر و مکتب‌سوزی در بخش‌های از افغانستان و پاکستان. گفته می‌شود که این گروه‌ها حتا در میان اقلیت‌های مسلمان در کشورهای اروپایی نیز، در برخی موارد هسته‌گذاری کرده‌اند. این گروه‌ها در برخی از کشورها پایگاه اجتماعی نیز دارند.
چند روز پیش هواداران القاعده در جاده‌های قاهره، پایتخت مصر، تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان، پرچم‌های القاعده و تصاویر اسامه بن‌لادن و ایمن‌الظواهری را حمل می‌کردند. این تظاهرکنندگان که برادر ایمن‌الظواهری رهبر کنونی القاعده در میان‌شان بود، مداخله نظامی فرانسه در کشور افریقایی مالی را نکوهش کردند و از گروه مسلح بنیادگرای حاکم بر شمال مالی که قصد دارد در آن کشور، رژیمی شبیه امارت طالبان ایجاد کند، اعلام حمایت کردند. این نشان می‌دهد که در کشور پرجمعیت مصر که یکی از کشورهای مهم خاورمیانه به‌شمار می‌رود گروه القاعده دارای پایگاه اجتماعی است. البته نباید از یابد برد که فعالیت شاخه‌های محلی القاعده در برخی از کشورها، زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی دارد.
جامعه جهانی باید خطر جهانی القاعده را جدی بگیرد. برای مهار این تهدید هم، تنها فرستادن نیروی نظامی به مالی، بمب‌باران مناطق قبایلی پاکستان و حفظ چند پایگاه کوچک عملیاتی در افغانستان کافی نیست. جامعه جهانی باید برای از بین بردن زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی گسترش شاخه‌های محلی القاعده تلاش کند. کمک به توسعه اقتصادی مناطقی که در آن گروه‌های ستیزه‌جو حضور دارند و حمایت از دموکراسی در کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان، می‌تواند در تضعیف شاخه‌های محلی القاعده کمک فراوان کند.

اشتراک گذاري با دوستان :